|
|
||
|
سلامتی و دیگر هیچ، حاوی مقالات منتشر شده علی اصغر صفری فرد در مطبوعات |


ايدز مهمترين قاتل عفوني عصر مدرن است. قربانيان اين بيماري که در کمتر از ربع قرن که از شناختن آن میگذرد، بيشتر از قربانيان طاعون قرن نوزدهم و کشته شدگان دو جنگ جهانی است. بيماري ايدز هنوز مهمترين چالش سلامت جهاني، به ويژه در كشورهاي در حال توسعه و فقير مي باشد. هرچند كه با پيشرفت هاي اخير در زمينه دسترسي بيشتر بيماران به درمان تركيبي ضد ويروسي در كشورهاي پيشرفته، خطر اين بيماري در اين مناطق كم شده است، ولي بيش از 5/5 ميليون نفر نيازمند درمان تركيبي ضد ويروسي در كشورهاي فقير يا با درآمد متوسط، هنوز دسترسي به درمان ندارند. سازمان جهاني سلامت و كشورهاي عضو آن در تلاش هستند تا با اقدامات خود از گسترش بيماري جلوگيري كرده و عواقب آن را در بيماران مبتلا كاهش دهند. بر طبق گزارش سازمان جهاني سلامت، در سرتاسر جهان حدود 33 ميليون نفر- در گستره 3/30 تا 1/ 36 ميليون نفر- در سال 2007 به ويروس نقص ايمنی اکتسابی (HIV) مبتلا بودهاند. بيشتر اين افراد در كشورهاي فقير يا با درآمد متوسط زندگي مي كند. همچنين تخمين زده مي شود كه در سال 2007 حدود 7/2 ميليون مورد جديد ابتلا به ويروس عامل بيماري روي داده است. نكته مهم شيوع ايدز در كشورهاي آفريقايي است. هشت كشور واقع در منطقه صحراي آفريقا، تقريبا يك سوم موارد تازه آلوده شده و فوت شده جهاني را به خود اختصاص مي دهند. ذكر يك مثال در مورد گسترش اين بيماري، حاوي نكته هشدار دهنده اي است. در سال 1990 تعداد 150 هزار نفر مبتلا به عفونت ويروس عامل ايجاد كننده بيماري ايدز در قاره آسيا وجود داشت، كه هم اكنون به بيش از هفت ميليون نفر رسيده است. متاسفانه ايدز تا كنون بيش از 60 ميليون نفر را در سرتاسر جهان آلوده نموده كه حدود 25 ميليون نفر آنان از دنيا رفته اند. اين تعداد حدود 2 ميليون مورد مرگ در هر سال برآورد مي شود.
بيماري ايدز
بيماري ايدز به دليل ابتلا به ويروس عامل آن كه به نام HIV شناخته مي شود، ايجاد مي گردد. ويروس، يك ذره خيلي كوچك بوده كه براي زندگي، تكثير و پخش نياز به ورود به داخل يك سلول زنده دارد. وقتي ويروس، سلولي را آلوده كند شروع به تكثير در داخل آن سلول كرده كه در نهايت منجر به آسيب و تخريب آن سلول ميشود. متاسفانه ويروس عامل بيماري ايدز وارد سلول هاي لنفوسيت انساني مي شود. سلول هاي لنفوسيت جزء گلبول هاي سفيد بوده و بخشي از سيستم ايمني بدن محسوب مي شوند. با تكثير ويروس ايدز در داخل لنفوسيت ها و تخريب اين سلول ها، سيستم ايمني بدن تضعيف شده و قدرت پاسخ دهي به برخي بدخيمي ها و بيماري هاي عفوني، حتي يك سرماخوردگي ساده را هم ندارد. وقتي سيستم ايمني آسيب ببيند، نه تنها در برابر ويروس HIV (كه در آغاز به آن صدمه زده) بلكه به نسبت به بقيه عفونت ها هم آسيب پذير ميشود و ديگر قادر به كشتن ميكروب ها و ويروس هايي كه قبلاً برايش مشكلي ايجاد نميكردند، نيست.
نشانه هاي بيماري
علائم عفونت اوليه عبارتند از: تب، بزرگي غدد لنفاوي، گلو درد و جوش هاي پوستي. با گذشت زمان ( معمولا بين 5 تا 10 سال ) و با کاهـش بيشتر قدرت سيستـم دفاعـي، بـدن آماده ابتلا به انواع بيماري ها و عفونت هاي مكرر مي شود. اين بيماري ها بصورت كم شدن شديد وزن، بيماري هاي ريوي، اسهال هاي شديد و مـزمـن، تب هـاي طولانـي، اختلالات شخصيتي، بيماري هـاي مغـزي و پوستـي خـود را نشـان مي دهند که در نهايت منجر به مرگ فرد مبتلا در عرض 1 تا 2 سال به دليل عفونت هاي شديد، خواهد شد.
راه هاي انتقال و پيش گيري
راههاي انتقال ويروس عامل بيماري ايدز بيشتر از راه زير جلدي و تماس مخاطي است. عمده ترين راه هاي انتقال، تماس جنسي محافظت نشده و انتقال از مادر آلوده فرزندمي باشد. احتمال انتقال ويروس از مادر آلوده به فرزند، قبل از زايمان، در حين زايمان و بعد از زايمان در دوران شير دهي وجود دارد. بدون استفاده از داروهاي ضد ويروس در دوران بارداري، احتمال انتقال ويروس به جنين حدود 40% است. پس در مادران باردار آلوده، علي رغم هر درجه از پيشرفت از عفونت ايدز، جهت كاهش ميزان خطر انتقال ويروس به جنين، درمان ضد ويروسي لازم و ضروري است. هرچند كه انتقال ويروس از مادر به نوزاد تقريبا كاملا قابل پيشگيري است، اما امكان دسترسي به اقدامات پيشگيري كننده در بيشتر كشورهاي فقير يا با درآمد متوسط، پايين مي باشد. به هر حال پيشرفت هايي رخ داده است. در سال 2008، حدود 45% از بانوان باردار كه مبتلا به ويروس ايدز بودند، داروي ضد ويروس براي پيشگيري از انتقال ويروس از مادر به نوزاد را دريافت كردند، در حالي كه اين ميزان در سال 2004، بيش از 10% نبود. تماس با خون فرد آلوده، استفاده از خون و فرآورده هاي خوني آلوده مانند داروهاي انعقادي ويروس زدايي نشده، استفاده از سرنگ هاي مشترك در بين معتادان تزريقي نيز راه هاي ديگر انتقال ويروس هستند. البته تقريبا 75 تا 85 درصد موارد آلودگي به ويروس ايدز، انتقال از طريق جنسي است. بيشترين آلودگي در افرادي كه شركاي جنسي متعدد دارند مشاهده مي شود. اين ويروس در ترشحات زنانه آلوده و در ترشحات جنسي مردان آلوده وجود دارد. در موارد تماس هاي جنسي غير معمول مانند تماس جنسي مرد با مرد، احتمال انتقال بيماري ده برابر بيشتر خواهد شد. انتقال از طريق خون يكي ديگر از راه هاي موثر انتشار است كه در عين حال به خوبي با انتخاب صحيح اهدا كنندگان سالم و انجام آزمايش هاي غربال گري مناسب قابل پيشگيري مي باشد. خون و ترشحات آلوده به داخل مخاط چشم يا بيني كاركنان بيمارستاني هم از روش هاي ديگر پخش بيماري است.
داشتن رفتارهاي پرخطر احتمال آلودگي به HIV و ساير عفونتهاي آميزشي را بيشتر ميكند. رفتارهاي جنسي پرخطر عبارتند از: داشتن شركاي جنسي متعدد، تماسهاي جنسي نامعمول (تماس مقعدي و دهاني)، متوسل شدن به خشونت در زمان تماس جنسي، مصرف الكل، مواد مخدر و يا روان گردان و تماس جنسي محافظت نشده (عدم استفاده از كاندوم). اگر فردي از رفتارهاي پرخطر آگاهي داشته باشد بهتر ميتواند در خصوص سلامت خود يا شريك جنسي خود قضاوت كند.
پايبندي به اصول اخلاقي و اقدام به پيوند زناشويي و اجتناب از بي بند و باري جنسي، استفاده از وسايل و لوازم پزشكي يك بار مصرف و استريل، دوري از مواد مخدر، انجام خدمات دندان پزشكي در مطب هاي مطمئن، دفع صحيح پسماند هاي پزشكي و نوك تيز و استفاده از وسايل شخصي مانند مسواك، وسايل اصلاح و تيغ صورت تراشي جزء مهمترين اقدامات پيشگيري از ابتلا به اين بيماري هستند. گلوله جادويی واحدی برای پيشگیری از HIV وجود ندارد، اما ما میتوانيم به طور خردمندانه گزينههای پيشگيری شناختهشده در دسترس را انتخاب کنيم، به طوری که اين گزينهها يکديگر را تقويت و تکميل کنند.
حركت همگاني و جهاني
در ساليان اخير در مورد آگاهي رساني ، ارائه راه هاي پيشگيري و انجام اقدامات درماني و مراقبتي، حركت هاي وسيع در سطوح ملي، منطقه اي و جهاني آغاز شده و در حال انجام است. درمان تركيبي ضد ويروسي بر عليه اين بيماري، از تكثير ويروس در بدن جلو گيري مي كند. اگر تكثير و ازدياد تعداد ويروس متوقف شود، سلول هاي سيستم ايمني مي توانند بيشتر زنده بمانند و در توانايي بدن در مقابله با عفونت ها موثر باشند. در سال 2008 ، حدود 4 ميليون نفر از افراد HIV مثبت در كشورهاي فقير و يا با درآمد متوسط، دسترسي به درمان تركيبي ضد ويروسي داشته اند، اين پيشرفت در درمان بيماران، افزايش 36% نسبت به سال 2007 و ده برابر در مقايسه با پنج ساله گذشته را نشان مي دهد. علي رغم اين موفقيت ها، پوشش كامل درمان تركيبي ضد ويروسي هنوز پايين است و شامل تنها 42% از 5/9 ميليون افراد نيازمند به آن مي شود. درمان هاي ضد ويروسي و كاهش موارد مرگ و مير در كشورهاي فقير يا با در آمد اقتصادي متوسط قابل مقايسه با كشورهاي ثروتمند بوده و اين خبر خوبي است.. علاوه بر ايدز، شيوع ساير عفونت هاي ويروسي مانند هپاتيت بي و هپاتيت سي، به ويژه در معتادان مواد مخدر تزريقي نيز گسترده است. آمار هاي جهاني حكايت از آن دارد كه ابتلا توام به ويروس هاي هپاتيت سي و HIV در برخي كشورها در ميان معتادان تزريقي 72 تا 95% است.
توجه كنيم!
نكته مهم اين است كه ويروس ايدز از طريق تماسهاي معمولي مثل دست دادن، در آغوش كشيدن، رو بوسي، عطسه، سرفه كردن و استفاده از حمام و دستشويي و استخر عمومي، استفاده از ظروف و وسايل غذاخوري مشترك ، نيش حشرات، وسايل نقليه عمومي، رختخواب، لباس مشترك، گوشي تلفن و نظاير اين ها منتقل نميشود. قرنطينه و جداسازي بيماران لزومي نداشته و اين افراد مي توانند با رعايت توصيه هاي بهداشتي به زندگي شخصي اجتماعي خود ادامه دهند. همين طور بايد بدانيم كه ايدز درمان قطعي نداشته و علي رغم تلاش هاي بسيار تاكنون واكسني براي آن عرضه نشده است. آگاهي از راه هاي انتقال و استفاده از روش هاي پيش گيري تنها راه موثر مقابله با اين بيماري محسوب مي گردد. غول ايدز را بايد با آگاهي از بين برد. ترس راه درستي نمي باشد. بايد دست در دست هم دهيم و از فاجعه و انفجار جهاني اين بيماري مهلك جلو گيري كنيم.
روبان قرمز سمبل جهاني بيماري ايدز است. اين نشانه، نشانه آگاهي و همبستگي با بيماران مبتلا به اين بيماري بوده و مردم جهان را به نبرد با اين بيماري متحد مي کند. در سال 1988 در نشستي در شهر لندن، سران و وزيران بهداشت 140 کشور جهان گرد هم آمده و به اتفاق آرا، اول دسامبر هر سال را به نام روز جهاني ايدز براي افزايش آگاهي، آموزش، پيشگيري و مبـارزه با آن نام گذاري کردند. اهميـت بزرگداشت روز جهانـي ايـدز در ايـن اسـت كه به عموم مردم يادآور شويم كه ويروس عامل بيماري ايدز از بين نرفته و هنوز كارهاي زيادي مانده كه بايد انجام شود.

سلول هاي خون سه نوع هستند. گلبول هاي سفيد كه با بيماري ها و عفونت ها مبارزه مي كنند، پلاكت ها كه جلوي خونريزي را مي گيرند و گلبول هاي قرمز كه در حمل ونقل اكسيژن دخالت دارند. سلول هاي خوني،در مغز استخوان هاي بزرگ بدن توليد مي شـوند. مـغـز اسـتـخــوان بـــراي ســـــاخت هـمـوگـلـوبيـن و گلبول های قرمز به آهن، ويتامين 12B، ویتامین C، پروتئین ها و اسـيـد فـولـيك نياز دارد.
آنمی(anemia) که در زبان فارسی به آن "کم خونی" گفته می شود عبارت از کاهش هموگلوبین، كاهش تعداد و حجم توده گلبول های قرمز و در نتیجه کاهش ظرفیت حمل اکسیژن در گردش خون است. گلبول هاي قرمز و هموگلوبين درون آن ها براي حمل و نقل اكسيژن از شش ها و تحويل آْن ها به بافت هاي بدن ضروري مي باشند. كم خوني در تمام نژادها، هر دو جنس مونث و مذكر ودر تمام سنين ديده مي شود. كم خوني بهطور وسيع، بهعنوان يك مشكل مهم بهداشتي مخصوصا در كشورهاي در حالتوسعه مطرح است و در بسياري از اين كشورها نسبت عظيمي از جمعيت به آن مبتلا هستند.
مهمترين و شايعترين علت كم خوني، كمبود آهن ناشی از سوءتغذيه است. كمخونيهاي تغذيه اي، كمخونيهايي است كه در اثر دريافت ناكافي مواد مغذي ايجاد ميشوند. در ميان فلزات حياتي براي زندگي, آهن مهم ترين و فراوان ترين آن ها است و در بسياري از واكنش هاي زيست شيميايي بدن دخالت دارد. اگر آهن خوراکی به مقدار کافی برای ساختن گلبول قرمز خون در دسترس بدن قرار نگیرد، بدن ابتدا از ذخاير خود ( مانند آهن موجود در كبد ) استفاده می کند و در صورت ادامه کمبود آهن، ذخایر آن در بدن کاهش یافته وکم خونی فقرآهن بروز می کند. در كمخوني به علت کاهش تعداد يا اندازه گلبولهاي قرمز و نيز مقدار هموگلوبين موجود در آن ها، تبادل اكسيژن و دياكسيدكربن بين خون و سلولها دچار اختلال ميشود.
طبق آمار سازمان جهانی سلامت، حدود 2 میلیارد نفر از جمعیت جهان دچار کمبود آهن هستند که از این تعداد سالانه یک میلیون نفر جان خود را از دست میدهند. کمخونی یک عارضه خونی شایع است که تقریبا از هر 5 زن یک نفر به آن مبتلاست ( 20% بانوان ) و در برخی از نقاط دنیا در حدود 80% کودکان دو تا پنج ساله مبتلا به کم خونی می باشند. تقریبا نیمی از موارد کم خونی مرتبط با کمبود آهن است و مهمترين علت آن هم، كمبود جذب آهن از راه مواد غذايي مي باشد.
باید دانست کم خوني ممكن است به علت بيماري هايي مانند بدخيمي هاي خوني ( لوکمي )، كم خوني سلول داسي شكل و تالاسمي، از دست دادن بيش از اندازه خون، ناهنجاريهاي ژنتيكي، بيماريهاي مزمن، مسموميتهاي دارويي و يا عفونت ها ايجاد شود.
كم خوني مشكلي جدي است زيرا ممكن است نشانه يك بيماري زمينه اي باشد، بنابراين بررسي تمام علل كم خوني ضروري می باشد. تشخیص کم خونی معمولا نیاز به دقت و توجه خاصی دارد. ممکن است کم خونی از اولین نشانه های یک بیماری خطرناک باشد. کم خونی به تنهایی نشانه یک بیماری خاصی نیست و کاهش هموگلوبین یک علامت غیر اختصاصی می باشد که علت آن امکان دارد از یک فقر آهن تا بدخیمی متفاوت باشد. اگر شما گمان میبرید کمخونی دارید، حتما پزشک خود را مطلع کنید زیرا کمخونی میتواند علامتی از یک بیماری جدی باشد.
متن کامل در ادامه مطلب.....


کلیهها نیز مانند سایر اعضا از بخشهای حیاتی بدن هستند که عدم توجه به آنها میتواند عواقب وخیمی ایجاد کند. مرگ خاموش هزاران هموطن در اثر مشکلات کلیوی از جمله عواقب دردناکی است که در اثر این مشکل بهوجود میآید. مطلبی که در زیر میآید اطلاعات خوبی در مورد کلیه میدهد که خواندن آن را به شما توصیه میکنیم.
نکته اول: کليهها، اعضای لوبيايی شکلی هستند که در پشت بدن، درست زير کمر قرار گرفتهاند. هر کليه يک آدم بزرگ، تقريبا به اندازه يک مشت است و حدود يکصد گرم وزن دارد. درون هر کليه، خون از فيلترهای نازکی به نام «نفرون» رد میشود. در هر کليه هم حدود يک ميليون از اين واحدهای کوچک تصفيهكننده وجود دارند. هر دقيقه حدود يک ليتر خون (يک پنجم خونی که توسط قلب پمپ میشود) توسط كليهها تصفيه شده و به بدن بازمیگردد. كليهها هر 24 ساعت جمعا حدود 200 ليتر از مايعات بدن را تصفيه ميكنند. نزديك به دو ليتر مايع پسماند نيز به صورت ادرار از بدن دفع شده و باقيمانده آن باز جذب ميگردد.
نکته دوم: تنظيم سطح آب و مايعات بدن، پاكسازي مواد سمي و زائد (مانند اوره، کراتینين و مواد شيميايي حاصل از داروهاي مصرفي)، توليد هورمون موثر در خونسازي، فعالسازي ويتامين D براي حفظ سلامتي استخوانها، توليد و رهاسازي هورمونهاي موثر در تنظيم فشارخون و نيز حفظ و نگهداري مواد معدني (مانند سديم، پتاسيم، کلسيم و فسفر) از وظايف کليههاست.
نکته سوم: بيشتر مردم بيماريهاي قلبي و سرطان را بهعنوان قاتلين آرام و ساكت ميشناسند و ميدانند كه اندازهگيري مرتب فشار خون و بررسي سطح كلسترول و داشتن معاينههاي منظم مانند تست سرطان سينه در بانوان، براي حفظ سلامتي بسيار مهم و حياتي هستند. اما بيشتر مردم نميدانند كه بيماري مزمن كليه، بيماري شايعي است كه زندگي را به مخاطره مياندازد.
اين بيماري تا زماني كه خيلي پيشرفت نكرده باشد نشانههاي خاصي نداشته و شخص متوجه ابتلا به آن نميشود اما به آساني با انجام آزمايشهاي ساده قابل تشخيص است.
نکته چهارم: تحقيقات اخير نشان داده است كه در سرتاسر جهان ميليونها نفر به بيماري مزمن كليه مبتلا بوده و خيلي بيشتر از آن، در معرض خطر ابتلا هستند. متاسفانه همهگيري جهاني بيماري ديابت و چاقي سبب خواهد شد كه در آينده، موارد ابتلا به اين بيماري خيلي بيشتر از حال حاضر باشد. فشارخون بالا که ميتواند به عروق خوني كوچك در كليهها آسيب برساند و ديابت مهمترين علت ايجادكننده نارسايي حاد كليه هستند.
نکته پنجم: بيماريهاي قلبي عروقي، حمله قلبي و سكته، فشارخون بالا، كمخوني، ضعف استخوانها، آسيب به اعصاب، نارسايي حاد كليه و سرانجام مرگ، از عواقب ابتلا به بيماري مزمن كليه است.
نکته ششم: ديابت (در خود يا سابقه خانوادگي)، فشارخون بالا (در خود يا سابقه خانوادگي)، بيماري قلبي عروقي (در خود يا سابقه خانوادگي)، داشتن سابقه خانوادگي از بيماري كليوي، سن بالاي 60 سال، چاقي، داشتن وزن كم هنگام تولد، استفاده طولانيمدت از داروهاي مسكن مانند ايبوپروفن و ناپروكسن، عفونت مزمن دستگاه ادراري و ابتلا به سنگهاي ادراري جزء عوامل خطرزا براي ابتلا به بيماري كليه هستند.
نکته هفتم: بيشتر مبتلايان در مراحل ابتدايي بيماري مزمن كليه هيچگونه نشانهاي را بروز نميدهند. به همين دليل انجام آزمايش در مراحل ابتدايي مهم است. بهتدريج كه بيماري پيشرفت ميكند، نشانههاي بيماري خود را بروز ميدهند و در برخي موارد گمراهكننده هم هستند. نشانههايی مانند فشارخون بالا، خستگي و ضعف، درد پشت، پهلو و زير دندهها، کاهش حجم ادرار، ادرار سخت، دردناك و همراه با سوزش، ادرار كف آلود، ادرار صورتي، قهوهای يا تيرهرنگ (وجود خون در ادرار)، افزايش نياز به ادرار كردن (بويژه در شبها)، چشمان پفآلود، صورت، دستها، شكم و پاهاي باد كرده و تشنگي مداوم را ساده نگيريد.
نکته هشتم: اگر شما يا يكي از بستگان شما در گروه پرخطر ابتلا به اين بيماري هستيد از پزشك خود بخواهيد فشارخون شما را چک کرده و بررسي پروتئين و آلبومين در ادرار، بررسي كراتينين خون و ميزان فيلتراسيون گلومرولي را از آزمايشگاه درخواست کند.
نکته نهم: اگر مبتلا به بيماری مزمن کليه هستيد، اين شش توصيه را فراموش نکنيد. فشارخون و کلسترول خود را پايين بياوريد، اگر مبتلا به ديابت هستيد، سطح قندخون خود را تحت كنترل درآوريد، مراقب وزن خود باشيد، سيگار نکشيد، مصرف نمك را كاهش دهيد، تغذيه سالمی داشته باشيد، از استفاده خودسرانه مسكنها و آرامبخشها دوري کنيد، ورزش کنيد، در مصرف پروتئينها ميانهرو باشيد و حداقل سالی يک بار نزد پزشک خود برويد.
نکته دهم: شما هنگامي كه به سردرد، گلودرد، سرماخوردگي و آنفلوآنزا مبتلا ميشويد، ميدانيد كه بيمار شدهايد. اما آيا شما ميدانيد كه مبتلا به بيماري مزمن كليه هستيد يا خير؟ بيماري مزمن كليه مختص سالمندان نبوده و بيماري تمام سنين است. طبق گزارشهاي مراكز علمي، اين بيماري خطر حمله قلبي، سكته و مرگ زودرس را بين جوانان و سنين ميانسالي دو برابر ميكند. با انجام آزمايشهاي بسيار ساده ميتوان بيماريهاي كليه را به راحتي تشخيص داده و با مراقبت از كليهها احتمال ابتلا به بيماريهاي قلبي عروقي را كم كنيم و با اين كار شانس زندگي طبيعي را افزايش دهيم.


در زمان هاي دور، پزشكان براي تشخيص بيماري قند، مجبور بودند كه ادرار را بچشند و از اين طرق متوجه شدند كه در برخي افراد با وجود اينكه حجم ادرار و دفعات آن بسيار زياد است، ولي ادرار شيرين نيست. به همين خاطر به آن، نام ديابت بي مزه دادند. ديابت بي مزه گاهي اوقات به نام "ديابت آبكي" هم شناخته مي شود تا با ديابت معمولي يا ديابت قندي افتراق داده شود و بر خلاف آن ارتباطي به بيماري قند ندارد.
هيپوفيز و هورمون هايش
غدد درون ريز، اعضاي كوچك ولي ضروري هستند كه كليه هورمون هاي تنظيم كننده عملكردهاي بدن را ترشح مي كنند. هيپوفيز، تيروئيد، پاراتيروئيد و فوق كليوي از غدد مهم بدن مي باشند. هورمون ها هم مواد شيميايي هستند كه توسط غدد درون ريز ترشح شده، فعاليت سلول هاي خاصي را در بدن تنظيم مي كنند.
غده هيپوفيز عضوي به اندازه يك انگشتانه است كه درست زير مغز قرار دارد. خيلی سبک است، به طوری که وزنش کمتر از يک گرم و به دو بخش جلويی و عقبی تقسيم میشود که هر کدام ترشح هورمونهای خاصی را بر عهده دارند. هورمون ضد ادراري يا "وازوپرسين" توسط قسمت عقبي هيپوفيز ترشح مي شود.
سر منشاء بيماري
هر عاملي که موجب بيماري يا نقص عمل کرد قسمت عقبي هيپوفيز شود، موجب مي شود مقدار بسيار كمي هورمون ضد ادراري توليد شده و بيماري ديابت بيمزه پديد آيد. در اين بيماري كاهش يا عدم ترشح هورمون ضد ادراري وجود دارد. اين هورمون در شرايط طبيعي بر روي كليه ها موثر بوده و با تغليظ ادرار و باز جذب قسمت اعظم آب آن، حجم ادرار خروجي را كاهش مي دهد.
در ديابت بي مزه به دليل مشكلات هورموني باز جذب آب صورت نگرفته و حجم مايعات خروجي از بدن بيش از حد مي گردد. رنگ ادرار نيز به همين دليل زرد نبوده، رنگ پريده يا بي رنگ است و غلظت يا وزن مخصوص آن پايين مي باشد. با دفع فراوان آب بدن ، ممكن است كاهش پروتئين و ويتامين هاي ضروري روي داده و اختلال الكتروليتي، خصوصاً با كمبود سديم يا پتاسيم ديده شود. اختلال الكتروليتي ميتواند باعث نامنظمي ضربان قلب، خستگي، و نارسايي احتقاني قلب گردد.
عوامل مهم
از مهمترين عوامل بروز بيماري ميتوان به وجود بدخيمي و تومورهاي غدد هيپوفيز اشاره کرد. اعمال جراحي روي هيپوفيز يا استفاده از مواد راديواکتيو و اشعه درماني تومورهاي مغزي (در نواحي هيپوفيز) عامل دوم ايجاد بروز ديابت بيمزه است. عامل ديگر، جراحات شديد به سر در اثر تصادفات و يا صدمات شديد مغزي است که اغلب با شکستگي در جمجمه نيز همراه مي باشد. در برخي از موارد نيز هيچکدام از عوامل در فرد بيمار ديده نميشود اما فرد به اين بيماري مبتلا است كه ناشي از مشكلات ژنتيكي است. اين بيماران به طور معمول از دوران کودکي، به طور ارثي گرفتار اين بيماري هستند و داراي سابقه بيماري در والدين خود مي باشند. با اين وجود در نزديك به نيمي از موارد ديابت بي مزه علت ايجادي بيماري ناشناخته است و شخص بدون داشتن آسيب يا صدمه اي دچار آن مي گردد.
در يك نوع از ديابت بي مزه، با وجود ترشح هورمون ضد ادراري از غده هيپوفيز، كليه ها به هورمون ضد ادراري واكنش نمي دهند كه به نام ديابت ضد ادراري نفروتيك شناخته مي شود. اين مشكل ممكن است ناشي از مصرف برخي داروها يا نواقص ژنتيكي مادرزادي كليه ها باشد. متاسفانه اين مشكل در حال حاضر قابل درمان نبوده و تا آخر عمر با بيمار همراه است. البته برخي درمان ها مي توانند تا حدودي نشانه هاي بيماري ديابت نفروتيك را بهبود بخشند.
گاهي اوقات كمبود هورمون ضد ادراري در دوران حاملگي رخ مي دهد. كه به نام ديابت بي مزه حاملگي شناخته مي شود. درمان آن هم با داروهاي حاوي هورمون ضد ادراري صورت مي گيرد. همراه با درمان، اين مشكل نيز در عرض 4 تا 6 هفته پس از زايمان مرتفع مي گردد و بدين ترتيب استفاده از دارو هم متوقف مي شود. به هر حال ممكن است در حاملگي هاي بعدي هم نشانه هاي بيماري مجددا ظاهر شود.
نشانه ها
علايم مهم اين بيماري عبارت است از دفع مقدار زياد ادرار رقيق و بدون رنگ (تا 15 ليتر در روز)، تشنگي بيش از حد، يبوست، خشكی دستها و نوشيدن فراوان آب و مايعات که تقريبا در تمام بيماران مبتلا به ديابت بيمزه ديده ميشود. بيدار شدن در هنگام شب براي رفتن به دستشويي و شب ادراري ناخودآگاه از ديگر مشكلات اين بيماري است. در نوع شديد بيماري حجم زيادي از مايعات بدن به صورت ادرار از بدن بيمار دفع ميشود که گاهي اين مقدار به حدود 24 ليتر در روز هم ممكن است برسد و شخص بيمار نياز به ادرار کردن در هر 30 تا 60 دقيقه را احساس ميکند.
برخورد با بيمار
اگر مقدار لازم آب و مايعات به بدن بيمار نرسد، ممکن است کمآبي شديد در بدن شخص ايجاد شود که موجب بروز ضعف، تب، حالتهاي رواني، سستي بيش از حد و مرگ ميشود. به همين علت در برخورد با اينگونه بيماران بايد آنها را به سرعت به مراکز درماني منتقل کرد تا در ابتدا، علت بروز بيماري مشخص شود و سپس با درمان ابتدايي موجب جلوگيري از بروز عوارض بيماري در شخص شويم و در نهايت با بررسي دقيق، علت اصلي بروز بيماري کشف و درمان شود. معمولا ديابت بي مزه بيماري است كه دائمي است و قابل درمان مطلق نيست اما علائم و نشانه هاي بيماري مانند تشنگي مفرط و دائمي، نوشيدن آب زياد و ادرار فراوان به مقدار زياد يا به طور كامل با استفاده از داروهاي گوناگون قابل برطرف شدن هستند.
توصيه آخر
اگر شما يا يكي از اعضاي خانواده تان علايم ديابت بيمزه را داريد، همينطور علايم بيماري عليرغم درمان رو به بهبود نگذاشته و يا بر اثر مصرف دارو دچار عوارض جانبي شده ايد، به پزشك خود مراجعه نماييد. رژيم خاصي توصيه نميشود. تا حدي كه احساس نياز داريد آب و مايعات بنوشيد.


- اسيد فوليك از ويتامينهاي گروه خانواده ويتامين B و يكي از مهمترين ويتامينهاي موجود در بدن است. از كارهاي مهم اسيد فوليك ميتوان به كمك در تشكيل گلبولهاي قرمز، كمك به فعاليت طبيعي دستگاه گوارش و سوخت و ساز پروتئينها اشاره كرد. همچنين اين ويتامين براي ساخت DNA مورد نياز بدن است.
- كمبود اسيد فوليك وقتي ظاهر ميشود كه مصرف منابع غذايي اين ويتامين جوابگوي نياز بدن نبوده و يا مقدار دفع شده آن از بدن زياد باشد. كمبود فولات در زنان باردار، منجر به كاهش وزن نوزادان در هنگام تولد، تولد نوزادان نارس و ابتلا به نقص لوله عصبي جنين ميشود. در نوجوانان، كمبود اسيد فوليك منجر به نوعي كمخوني شده كه در آن گلبولهاي قرمز، بزرگتر از حد طبيعي است.
- اختلال لوله عصبي كه به «اسپينا بيفيدا» مشهور است، ناهنجاري مادرزادي است و در نوزاداني كه از مادران مبتلا به فقر اسيد فوليك به دنيا آمدهاند، بيشتر ديده ميشود. در اين ناهنجاري، طناب نخاعي خارج از مكان طبيعي خود قرار گرفته و از كمر بيرون زده است. مبتلايان به آن به فلج حركتي مبتلا ميشوند. اگر مادراني كه قصد بارداري دارند، دست كم يك ماه قبل از اقدام به بارداري و در طول نخستين سه ماهه بارداري روزانه 4/0 ميليگرم اسيد فوليك مصرف كنند، بيش از 70 درصد موارد اختلال لوله عصبي قابل پيشگيري است.
- براي پيشگيري از ابتلاي نوزادان به اختلال لوله عصبي حتماً بايد استفاده از مكمل اسيد فوليك در طول نخستين هفته بارداري صورت گيرد. تكامل لوله عصبي از هفتههاي اول پس از لقاح آغاز ميشود. اين موقعي است كه در حاملگيهاي پيشبيني نشده، خود مادر ازحامله بودن خبر ندارد. در حقيقت 50 درصد بارداريها بدون برنامهريزي قبلي است، بنابراين همه زنان در سن جواني و فرزندآوري بايد هر روز اسيد فوليك بخورند.
- زناني كه سابقه به دنيا آوردن نوزاد مبتلابه ناهنجاري اختلال لوله عصبي را داشتهاند، در معرض خطر به دنيا آوردن نوزاد ديگري با اين ناهنجاري سخت هستند. اين گروه بايد قبل از اقدام به حاملگي، با پزشك مشورت كنند. پزشك در صورت صلاحديد دوز بالايي از اسيد فوليك را براي او تجويز خواهد كرد. اين دوز تجويز شده يك ماه قبل از اقدام به حاملگي شروع شده و در سه ماهه اول حاملگي ادامه خواهد يافت.
- زناني كه نميتوانند قرصهاي اسيد فوليك را بخورند، از موادغذايي غني شده با اسيد فوليك استفاده و نياز روزانه خود به4/0 ميلي گرم اسيد فوليك را برطرف كنند. البته زناني كه تغذيه متناسب و مختلف دارند هم بايد براي پيشگيري از اختلال لوله عصبي، پيش از اقدام به بارداري و در طول سه ماهه اول حاملگي مكملهاي اسيد را بخورند.
- اسيد فوليك ممكن است به محافظت از بدن در برابر سرطانهاي ريه، روده بزرگ و گردن رحم كمك كند. دانشمندان دريافتهاند زناني كه سلولهاي گردن رحم آنها انباشته از اسيد فوليك است، نسبت به زناني كه مقادير اندكي داشتند، وقتي كه در معرض عوامل خطرساز متعدد همچون دودسيگار، ويروس پاپيلوماي انساني، قرصهاي ضد بارداري و به دنيا آوردن فرزند قرار ميگيرند، دو تا پنج مرتبه كمتر دچار اختلالات سلولي گردن رحم ميشوند.
- اسيد فوليك درجگر، قلوه و گوشت بدون چربي، لوبيا قرمز، لوبيا سفيد، عدس، نخود، سويا، سبوس گندم و برنج، سبزيجات سبز، اسفناج، كلم، چغندر، ذرت، كاهو، مارچوبه، آب پرتقال تازه، آب گوجه فرنگي، موز، طالبي، تمشك، توتفرنگي، گريپفروت، كره بادام زميني، دانه آفتابگردان، نان و ماكاروني تهيه شده از غلات كامل و به ميزان كمي در زرده تخممرغ و شير موجود است.
- پزشكان براي برخي افراد، ازجمله زنان باردار و شيرده، بيماران سوءهضمي، بيماران دياليزي، كبدي و مبتلايان به كم خوني، تجويز مكمل اين ويتامين را ضروري ميدانند. همچنين صاحبنظران بهداشت عمومي معتقدند كه همه زنان در سنين باروري (15 سال تا 44 سال) بهتر است روزانه 4/0 ميليگرم اسيد فوليك بخورند.
- از آنجا كه اسيد فوليك يك ويتامين محلول در آب است، بدن مقادير بيشتري از نياز آن را از راه ادرار دفع ميكند. به همين علت اين ويتامين براي مدت زيادي در بدن ذخيره نميشود و بايد هر روز آن را جايگزين كرد. اسيد فوليك موجود در مكملها و قرصهاي تجويز شده از سوي پزشك، دوبرابر اسيد فوليك موجود در مواد غذايي جذب بدن ميشود. همچنين اسيد فوليك در اثر نگهداري موادغذايي در دماي اتاق و پختن به ميزان زيادي از بين ميرود.


در هر ثانيه تعداد بي شماري از مردم دنيا، از هر جنس و نژادي براي ادامه زندگي به خون نيازمند هستند. دلايل نياز به خون متفاوت است، اما نياز به خون هميشه وجود دارد و مرتب هم در حال افزايش است.شمار حوادث و تعداد مجروحان اين حوادث که به خون نياز پيدا مي کنند در سطح جهاني به طور مرتب در حال بالا رفتن است. کشورهاي در حال توسعه با کمبود مزمن خون مواجه هستند که بويژه بچه هاي مبتلا به کم خوني ناشي از مالاريا يا سؤ تغذيه و بانوان مبتلا به عوارض حاملگي و زايمان را تحت تأثير قرار مي دهند. همان گونه که کشورهاي در حال توسعه امکانات بهداشتي و درماني خود را گسترش مي دهند و از ابزارهاي تشخيصي و روش هاي درماني بهتري سود مي برند، براي درمان بيماري هاي مختلف مانند بدخيمي ها و ناهنجاري هاي خوني و انجام جراحي هاي بزرگ به انتقال خون نياز پيدا کرده و در پي آن احتياج به خون و فرآورده هاي خوني افزايش مي يابد. پيشرفتهاي فناوري در کشورهاي صنعتي به ابداع روش ها و شيوه هاي جديد درماني منجر شده است و اين روشهاي درماني به انتقال خون نياز دارند. سازمانهاي انتقال خون هم در تلاش مداوم هستند تا بالاترين استانداردهاي تهيه خون و فرآورده هاي خوني را رعايت کنند تا تمام مراحل کاري- از هنگام خون گيري از اهدا کننده خون تا تزريق به فرد بيمار يا فرد نيازمند خون- در بهترين کيفيت صورت گيرد. همين طور سازمانهاي انتقال خون سعي مي کنند که خون گيري در نهايت احترام بوده و کارشناسان اين مراکز طوري برخورد مي کنند که عمل اهدا خون، عملي خاطره انگيز براي شخص دهنده خون بوده و وي را براي اهدا مجدد و حتي اهدا مستمر و مداوم خون ترغيب و تشويق کند. بايد توجه داشت که خون يک منبع ملي و تأمين ذخاير خون کافي و سالم براي همه بيماران، از راه اهدا خون توسط انسانهاي ايثارگر امکان پذير است.
در بسياري از نقاط دنيا هنوز هم خون کافي براي همه بيماران نيازمند به خون، در دسترس نيست. ساليانه در حدود 80 ميليون واحد خون در سراسر دنيا اهدا مي شود، اما هنوز هم از هر 500 هزار زن بارداري که ساليانه در سراسر دنيا به علت عوارض بارداري مي ميرند، حدود 25 درصد آنها يعني 150 هزار نفر، بويژه در کشورهاي در حال توسعه و با درآمد اقتصادي کم، به علت عدم دسترسي به خون و فرآورده هاي خوني جان خود را از دست مي دهند.
تخمين زده مي شود که در حدود 80 درصد از جمعيت دنيا، تنها به 20 درصد از ذخاير خوني سالم دسترسي دارند. يکي ازمهمترين علل کمبود ذخاير خوني، کمبود اهدا کنندگان داوطلب مستمر است. به نظر مي رسد اگر فقط 5 درصد از کل جمعيت هر کشور (که واجد شرايط اهداي خون مي باشند) به طور مستمر و مداوم، خون خود را اهدا کنند، ذخاير خوني کافي براي تأمين نياز جامعه خواهيم داشت. در حال حاضر بسياري از کشورهاي پيشرفته يا به اين هدف رسيده اند و يا براي رسيدن به اين هدف در حال تلاش هستند، اما در بسياري از کشورهاي در حال توسعه و فقير اين رقم کمتر از يک درصد است، يعني کمتر از يک درصد واجدان شرايط اهدا خون، خون مي دهند. بنابراين دوباره تأکيد مي شود که چنانچه در همه جوامع فقط 6 درصد از کل جمعيت که سالم بوده و توانايي اهداي خون دارند، داوطلبانه و با انگيزه خدا پسندانه خون اهدا کنند، ذخاير کافي براي نياز جامعه تأمين خواهد شد، در غير اين صورت اين کشورها با خطر کمبود ذخيره خوني مطمئن روبه رو خواهند بود.هر سال که مي گذرد نياز به اهدا کنندگان خون افزايش مي يابد و روز ملي اهداي خون که مصادف با نهم مرداد است، روز قدرداني از اهدا کنندگان اين ماده حياتي است.
انتقال خون در ايران
در ارتباط با انتقال خون درعصر حاضر در ايران مدارک قابل اعتمادي در دسترس نيست ولي به نظر مي رسد که از سال 1324 اقدام هاي پراکنده اي در بيمارستان هاي مختلف براي انتقال خون صورت گرفت. در سال 1331 به طور همزمان (يا با چند ماه فاصله)، مرکز خون ارتش توسط مرحوم دکتر محمد علي شمس و مرکز انتقال خون شير و خورشيد سرخ سابق (جمعيت هلال احمر) توسط مرحوم دکتر احمد آژير، تأسيس و شروع به کار کردند، از اين زمان تا سال 1344 کوشش هاي متعدد مختلفي، براي استاندارد کردن و سر و سامان دادن به انتقال خون انجام گرفت که متأسفانه همگي با شکست مواجه شد. مشکل عمده، نبود تشکيلات منظم براي جلب اهدا کنندگان بود. سرويس هاي دولتي و خصوصي (بجز تا حدودي مرکز خون ارتش)، متکي به خون دهندگان حرفه اي بودند که اغلب از افراد محروم جامعه بوده و در مقابل وجه ناچيزي، با وجود برخوردار نبودن از سلامت کافي، اقدام به خون دادن کردند، يعني در حقيقت خون خود را مي فروختند.
سرانجام به همت دکتر فريدون علا در روز نهم مرداد سال 1353 کوشش هاي چند ساله به ثمر رسيد و سازمان انتقال خون ايران تأسيس و شروع به کار کرد؛ اين روز، هم اکنون به عنوان روز ملي اهداي خون شناخته مي شود. در روزهايي مانند روز جهاني تقدير از اهدا کنندگان خون و روز ملي اهداي خون، عمل خدا پسندانه اهدا کنندگان خون در ايران و بلکه در سرتاسر دنيا گرامي داشته مي شود. در اين روزها از کساني تقدير مي شود که با اهداي داوطلبانه وقت و خون شان، زندگي را به بيماران و نيازمندان هديه مي کنند. همچنين در اين روزها به تبيين ارزش اهداي خون داوطلبانه در جهت ارتقاي کيفيت سلامتي جامعه و نقش کليدي اهدا کنندگان خون در رابطه با تأمين خون سالم پرداخته مي شود.
خون سالم
مهمترين هدف برگزاري چنين روزهايي، که در هر کشوري متفاوت است، توسط دولت ها، سازمان بهداشت جهاني، موسسات عام المنفعه، سازمانهاي مردم نهاد و تمام کساني در آن مشارکت دارند «امکان دسترسي تمام نيازمندان و بيماران به خون سالم است» و توجه داشته باشيد که تک تک افراد در رسيدن به اين هدف نقش اصلي دارند.تهيه خون سالم مهمترين هدف سازمانهاي انتقال خون در دنياست. امروزه با معاينه اهدا کنندگان خون و پرسيدن سؤالات متنوع در مورد وضعيت سلامت آنان، کاربرد روش هاي آزمايشگاهي و غربال گري داوطلبان اهداي خون از نظر عفونتهاي قابل سرايت از راه خون، سالم ترين خون با انتخاب سالم ترين اهدا کنندگان تأمين مي شود. طبق تحقيقات انجام شده، سالم ترين اهدا کنندگان خون، اهدا کنندگان داوطلبي هستند که بدون هيچ گونه چشمداشت مادي و تنها با اهداف انسان دوستانه و کمک به نيازمندان و بيماران، خون خود را اهدا مي کنند و از بين اهدا کنندگان داوطلب افرادي که به صورت مستمر و حداقل سالي دو بار خون اهدا مي کنند، سالم ترين گروه هستند. بنابراين سازمانهاي انتقال خون تلاش مي کنند تعداد اهدا کنندگان مستمر را افزايش داده تا نياز بيماران را بدون نگراني و در تمام فصول سال تأمين کرده و ذخيره مطمئني از تمام گروهاي خوني داشته باشند. لازم به ذکر است که اهدا کنندگان خون پايه اصلي و بنيادين يک سازمان انتقال خون هستند. کمتر کاري بدون همکاري ايثارگران وادي اهداي خون که دهنده گرانقيمت ترين هديه ها، يعني خون خود هستند، انجام پذير است. باعث افتخار فراوان است که در ايران دستيابي به خون و فرآورده هاي خوني سالم در بالاترين سطح کيفيتي امکان پذير است. هزاران هزار ايراني، به طور مستقيم به عمل ايثارگرانه اهداي خون مي پردازند و جان ده ها و صدها بيمار و نيازمند به خون را نجات مي دهند. در سازمان انتقال خون ايران بالاترين و دقيق ترين اصول علمي، جهت دستيابي به خون و تهيه فرآورده هاي خوني سالم رعايت مي شود. در مراسم بزرگداشت روز جهاني اهدا کنندگان خون از تمامي اقشار ملت درخواست مي شود که به افرادي بپيوندند که بطور مرتب و مستمر به اهداي خون خود مي پردازند تا ذخيره مطمئن خوني کشور در تمامي ماه ها و فصول سال تأمين شود و به کوشش جهاني در تأمين خون کافي و سالم براي تمام بيماران و نيازمندان ياري برسانند. سازمان انتقال خون هر کشور و نيز سازمان بهداشت جهاني از تمام کساني که در سلامت هستند مي خواهند با اهداي خون خود سلامتي را به بيماران و شادي را به نيازمندان اعطا کنند. بزرگداشت روزهايي مانند روز ملي اهداي خون و روز جهاني اهدا کنندگان خون فرصت هايي هستند که نياز به خون سالم جهت بيماران و نيازمندان يادآوري گردد. هيچکدام از ما نمي دانيم که چه موقع و چه وقت ما نيز نيازمند خون ديگران خواهيم شد بنابراين، بياييد دست در دست کساني بدهيم که ساده ترين و در عين حال شريف ترين نوع ايثار يعني اهداي خون خود را انجام مي دهند.


افزايش رو به رشد جمعيت و پيشرفت علم پزشكي ، گسترش مراكز بيمارستاني در كنار افزايش حوادث به دنبال صنعتي شدن جوامع و بالا رفتن طول عمر بشر و شيوع بدخيمي ها در سنين 50 به بالا، مصرف خون را به شدت افزايش داده است.
همراه با افزايش مصرف خون و فرآورده هاي خوني ، مشكلات مرتبط با ويروس هپاتيت بي در دهه 1960 ، شيوع ويروس عامل بيماري ايدز در دهه 1980 و ويروس هپاتيت سي در دهه 1990 و فهرستي از ويروس هاي مختلف و عوامل بيماريزا كه امكان انتقال آن ها به دنبال مصرف خون و فرآورده هاي خوني وجود دارد ، امنيت و تامين خون سالم به عنوان يكي از بزرگترين چالش هاي نظام هاي بهداشتي مطرح نموده است . امروزه تامين خون كافي و سالم ، يكي از بزرگترين دغدغه هاي جوامع انساني مي باشد. به همين خاطر انتخاب دهنده مناسب ، كنترل و تضمين كيفيت و انجام آزمايش هاي لازم و كاربرد صحيح و منطقي خون و فرآورده هاي خوني بايد در راس برنامه هاي كشوري به منظور تامين خون كافي و سالم قرار گيرد.
از جمله روش هايي كه مي تواند به تامين خون سالم و كاهش نياز به مصرف خون در كشورهاي مختلف كمك نمايد، ترويج و گسترش روش انتقال خون خودي ( يا اهدا خون اتولوگ ) است كه ضمن دسترسي بيمار به سالم ترين خون ممكن، باعث افزايش ذخيره خوني جامعه مي گردد. در دو دهه اخير، با توجه به سالم بودن خون خودي تلاش هاي عمده مراكز انتقال خون دنيا براي تهيه خون خودي متمركز شده است، بطوريكه در كشورهاي پيشرفته هر سال آمار مصرف خو ن خودي افزايش و آمار خون غير خودي رو به كاهش است.
تعريف اهداي خون خودي
اهداي خون خودي عبارت از روشي است كه در آن فرد براي خودش خون اهدا مي نمايد. اين خون در شرايط استاندارد نگهداري مي شود تا در صورت نياز، در ضمن عمل جراحي يا خاتمه عمل به وي تزريق گردد. اين روند باعث مي شود كه او به خون ديگران نياز نداشته باشد.
انتقال خون خودي سالم ترين و بي خطر ترين نوع انتقال خون است زيرا فاقد آنتي ژن هاي خارجي و عوامل ايجاد كننده بيماري هاي عفوني است. كليه بيماران كه تحت عمل جراحي غير اورژانس و انتخابي قرار مي گيرند و براي آن ها تزريق خون پيش بيني شده است، بايستي به عنوان كانديداي اهدا خون قبل ا ز جراحي در نظر گرفته شوند كه اين امر به عنوان بخشي از تلاش همگاني در جهت كمك به امر انتقال خون سالم و مطمئن مي باشد.
در ابتدا انتقال خون خودي محدود به افراد داراي گروه هاي خوني نادر و كساني كه خون غير خودي سازگار براي آن ها پيدا نمي شد ، بود. بنا بر اين تا اوايل سال 1980 تزريق خون خودي چندان شايع نبود. تمايل به استفاده از خون خودي زماني آغاز شد كه انتقال ويروس ايدز از راه انتقال خون شناخته شد و فشار افكار عمومي در مقابله با سرايت ايدز، كمك بزرگي به استفاده از اين روش گرديد. يك گروه مطالعاتي افزايش هشت برابري جمع آوري خون هاي خودي را در فاصله 1983 تا 1988 گزارش نمود. امروزه متجاوز از 4 درصد خون هاي تزريق شده در اروپا و 5 درصد در آمريكا از نوع خون خودي است.
خون خودي در موارد مختلف پزشكي و بطور عمده جراحي هاي ارتوپدي، ارولوژي، قلب و عروق ، ترميمي ،پلاستيك و زنان كاربرد فراوان دارد. اعمال جراحي ارتوپدي ، علت اكثر موارد اهدا خون خودي محسوب مي شود. خون اهدا شده در اهدا خون خودي فقط براي همان شخص اهدا كننده مصرف مي شود و اگر در حين عمل جراحي نيازي به آن خون پيش نيامد، آن خون معدوم مي گردد ، زيرا بطور معمول براي خون هاي خودي تست هاي عفوني انجام نمي شود.
محاسن اهدا خون خودي
1- هميشه سازگاري كامل خون بين دهنده و گيرنده خون برقرار است (زيرا هر دو نفر يكي هستند).
2- پيشگيري از انتقال بيماري هاي قابل سرايت از راه خون.
3- جلوگيري از ايجاد واكنش هاي آلرژيك و ازدياد حساسيت و نيز توليد آنتي بادي بر عليه اجزا خون ديگران (گلبول هاي قرمز، گلبول هاي سفيد، پلاكت ها و پروتئين پلاسما ).
4- پيشگيري از ايجاد ايمني به غير در گيرنده خون.
5- پيشگيري از عوارض انتقال خون در كساني كه آنتي بادي بر عليه خون افراد ديگر در خونشان وجود دارد.
6- قابل مصرف بودن خون در پيروان دين هايي كه تزريق خون غير خودي در بين آنها حرام است.
7- ذخيره سازي خون از گروه هاي خوني نادر و كمياب.
8- پيشگيري از واكنش پيوند عليه ميزبان.
9- افزايش تعداد داوطلبان سازمان هاي انتقال خون از طريق آگاهي دادن بيماران و كاهش فشار براي سازمان هاي انتقال خون جهت تامين خون كافي.
10- تحريك خون سازي در بدن بيمار، به علت خون گيري هاي مكرر قبل از عمل جراحي.
تهيه خون خودي
تهيه خون خودي به روش هاي مختلف صورت مي گيرد.يكي از اين روش ها، اهدا خون خودي قبل از عمل جراحي انتخابي و غير اورژانس است. در حال حاضر خون را به صورت مايع ، حداقل 35 روز در دماي 1 تا 6 درجه سانتي گراد بالاي صفر ( دماي يخچال ) نگه داري مي كنند. بنا بر اين حداكثر 35 روز مانده به عمل جراحي برنامه اهدا خون خودي را مي توان تدارك ديد. در اين روش چند هفته مانده به عمل جراحي به فواصل 72 ساعت الي يك هفته خون گيري به عمل آمده و در نتيجه تا 72 ساعت قبل از عمل جراحي ، حداكثر 4 تا 5 واحد خون ( 2 تا 5 /2 ليتر ) مي توان تهيه نمود. اگر به نگهداري خون بيشتر از زمان متعارف ( 35 روز ) نياز باشد ، واحد هاي خون اخذ شده را منجمد مي كنند. البته انجماد خون هزينه اهدا خون را افزايش مي دهد.
ميزان واحد هاي خون مورد نياز در هنگام عمل را پزشك بيمار، تعيين مي كند. هر بيماري كه درخواست اهدا خون خودي مي كند بايد به دقت توسط پزشك خود و پزشك مسئول بانك خون مورد معاينه قرار گيرد و تمام شرايط حاكم بر اهدا خون در سازمان هاي انتقال خون بر روند اهدا خون خودي نيز حكم فرماست. بررسي بيمار از نظر وجود كم خوني و تعيين مقدار ذخاير آهن بدن الزامي است. اخذ خون از بيماران، هنگامي صورت مي گيرد كه هموگلوبين بيمار از 11 گرم در صد و هماتوكريت از 33 درصد بالاتر باشد. بيماراني كه به دليل وضعيت باليني ممكن است، طي روند اهدا خون خودي دچار مشكل شوند بهتر است براي اطمينان بيشتر به جاي خون گيري در مركز انتقال خون، خون گيري در بيمارستان انجام گيرد. در بيمارستان به دليل دسترسي به وسايل اتاق عمل و كاركنان مجرب امكان رسيدگي به واكنش هاي شديد، ميسر است.
عدم ناشتا بودن قبل از اخذ خون و مصرف مايعات فراوان قبل و بعد از خون دادن بسيار مفيد است، اما بهتر است از نوشيدن چاي يا قهوه حداقل چند ساعت قبل و بعد از خون گيري پرهيز نمود. همچنين در روز خون دادن بايد از پرداختن به ورزش هاي سنگين يا انجام كارهاي مخاطره آميز ( مانند شغل هاي سخت ) خودداري كرد. برخي از بيماران ممكن است پس از اهدا خون دچار سردرد مختصر يا سوزش در محل خون گيري شوند.
در اهدا خون خودي يك ماه قبل از شروع يا با شروع خون گيري ، روزانه سه وعده آهن خوراكي ( 325 ميلي گرم سولفات فرو يا گلوكونات فرو ) تجويز مي شود و تا چند ماه ادامه پيدا مي كند تا از بروز كم خوني احتمالي جلوگيري گردد و بازسازي گلبول هاي قرمز تسريع شود. در انگلستان مجوز مصرف اريتروپوئيتين انساني نوتركيب با هدف افزايش ميزان خون خودي كه مي توان قبل از عمل آن را جمع آوري نمود صادر شده است. البته تجويز اريتروپوئيتين همراه با آهن خوراكي جبراني، شانس موفقيت را بيشتر مي سازد.
لازم به ذكر است كه در بيماران كم خون بايد قبل از اهدا خون خودي علت كم خوني توسط پزشك بررسي گردد ، زيرا پس از اهدا خون و دريافت مكمل هاي آهن ، علت ايجادي كم خوني مخفي مانده و درمان نمي شود.
برخي مسائل مربوط به اهدا خون خودي در مورد فرد اهدا كننده بايد از قبل مورد بررسي قرار گيرند. از جمله اين ها ايجاد كم خوني متعاقب خون گيري، كاهش حجم خون، افزايش هزينه فرآورده هاي خون خودي در مقايسه با فرآورده هاي خون غير خودي و امكان اشتباه اداري در روند كاري مي باشند. مديريت دقيق بيمار توسط كادر پزشكي ، غربالگري كامل هنگام دريافت خون، روش كار استاندارد، دقت در امر برچسب زدن كيسه هاي خون و تزريق مجدد فرآورده ها ، برنامه ريزي دقيق و هماهنگي كامل اين خطرات را به حداقل مي رساند.
بطور كلي در مقايسه با گذشته، اكنون تزريق خون به صورت كاملا محافظه كارانه صورت مي گيرد و نسبت با ساليان قبل تزريق خون و فرآورده هاي خوني در غلظت هاي پائين تري از هموگلوبين و پلاكت انجام مي شود. همچنين مصرف بهينه و منطقي خون يكي از راه كارهاي اساسي در جهت كاهش عوارض انتقال خون است. انتقال خون خودي يكي از روش هاي اصولي مي باشد كه ضمن كاهش عوارض انتقال خون، با گسترش و ترويج اين روش، مي توان به ذخيره خوني مراكز انتقال خون كمك نمود. امروزه توصيه مي شود كه همه بيماراني كه از نظر پزشكي قادر به تحمل اهداي خون مي باشند و احتمال داده مي شود كه براي عمل جراحي خود نياز به خون پيدا مي كنند، بايد اقدام به اهدا خون خودي كنند.


مي دانيد چرا يك روز در دنيا به نام روز جهاني قلب نامگذاري شده است؟ بيماري هاي قلبي- عروقي، شامل حمله هاي قلبي و سكته، بزرگترين قاتل هاي دنيا بوده و نسبت يه ساير عوامل ديگر، عامل شماره يك مرگ و مير در سطح جهاني مي باشند. در سال 2005 حدود 5/17 ميليون نفر به دليل بيماري هاي قلبي عروقي فوت كردند كه 30 درصد تمام موارد مرگ در سرتاسر جهان بود. از اين تعداد 6/7 ميليون نفر به دليل بيماري عروق قلبي و 7/5 ميليون نفر به دليل سكته جان خود را از دست دادند. پيش بيني مي شود تا سال 2015 ، ساليانه تقريبا 20 ميليون نفر به دليل بيماري هاي قلبي عروقي و سكته فوت خواهند داد و اين بيماري ها همچنان عامل شماره يك و اصلي مرگ خواهند ماند.
به دليل شيوع فراوان بيماري هاي قلبي عروقي در سرتاسر جهان، سازمان بهداشت جهاني روز 28 سپتامبر مطابق با 7مهر ماه هر سال را روز جهاني قلب ناميده و تمام سعي و تلاش خود را براي آگاهي دادن و افزايش دانش عموم مردم در مورد شناخت بيماريهاي قلبي و سكته و آموزش راه هاي پيشگيري از اين بيماري ها و كاهش عوامل خطر زا مانند كنترل وزن و انجام فعاليت هاي بدني مستمر بكار بسته است. شعار امسال روز جهاني قلب " خطر خود را بشناسيد" است و برنامه هاي مختلفي توسط مسئولين بهداشت و درمان كشور ها برگزار مي گردد. همراه با سازمان بهداشت جهاني، سازمان هاي عضو فدراسيون جهاني قلب نيز مراسم بزرگداشت اين روز را با تدارك مراسم گوناگون برگزار مي كنند.
نكته تاسف بر انگيز اين است كه چهار مورد از پنج مورد از مرگ و مير هاي ناشي از بيماري هاي قلبي در كشور هاي در حال توسعه كه از لحاظ درآمد، فقير يا متوسط مي باشند، رخ مي دهد. به عبارت ديگر بيش از 80 درصد بيماري هاي قلبي عروقي در كشور هاي فقير و متوسط به وقوع مي پيوندد و تقريبا مردان و زنان هم به يك اندازه تحت تاثير اين بيماري ها هستند. اما خبر خوب آن است كه 80 درصد حمله هاي قلبي قابل پيشگيري مي باشند. تغذيه سالم، انجام فعالت هاي مستمر بدني و عدم استفاده از فرآورده هاي توتون مانند سيگار، راه هاي اصلي براي پيشگيري از بيماري هاي قلبي هستند.
حمله هاي قلبي و سكته معمولا بيماري هاي حادي مي باشند كه به دليل مسدود شدن عروق خوني و ممانعت از جريان خون به سمت قلب يا مغز، ايجاد مي شوند. مهمترين علت ايجاد مسدود شدن عروق خوني، انباشته شدن چربي بر روي ديواره داخلي رگ هاي خوني، مخصوصا عروق تامين كننده خون براي قلب و مغز است. در نتيجه رسوب چربي، رگ ها به تدريج سفت مي شوند و احتمال تشكيل لخته افزايش مي يابد. لخته هاي تشكيل شده جلوي حركت خون را گرفته و خون كافي به عضله قلب نمي رسد و سكته قلبي رخ مي دهد. نكته جدي اين است كه آغاز رسوب چربي در رگ هاي خوني مي تواند از دوران كودكي، حتي زير 10 سالگي آغاز شده و با بالا رفتن سن به آرامي و بتدريج بر مقدار رسوب افزوده شود. اين نكته هشدار جدي است كه بايد به عوامل خطر زاي ايجاد كننده بيماري هاي قلبي عروقي از دوران كودكي و نوجواني توجه ويژه نمود.
عوامل خطر زا براي ابتلا به بيماري هاي قلبي و سكته:
بيش از 300عامل خطر زا (( risk factor همراه بيماري هاي قلبي عروقي و سكته وجود دارند. مهمترين عوامل خطر زا داراي سه خصوصيت مي باشند: شيوع فراوان در بين جمعيت، تاثير مستقل مشخص در ايجاد بيماري هاي قلبي و نتايج حاصل از كنترل و مهار اين عوامل خطر زا در كاهش ابتلا به بيماري هاي قلبي.
در كشورهاي پيشرفته و ثروتمند، حداقل يك سوم موارد بيماري هاي قلبي عروقي همراه پنج عامل خطر زاي استعمال دخانيات، مصرف الكل، فشار خون بالا، كلسترول بالا و چاقي مي باشند. در كشور هاي در حال توسعه مانند كشورهاي قرار گرفته در مناطق صحراي آفريقا نيز، فشار خون بالا، كلسترول بالا، مصرف سيگار ، استفاده از الكل و همينطور تغذيه كم از ميوه ها و سبزيجات در ميان عوامل خطر زاي مهم قرار مي گيرند. به طور كلي عوامل ايجاد كننده در مورد بيماري هاي قلبي به دو دسته مهم تقسيم مي شوند. عواملي كه ما مي توانيم كنترل كنيم و عواملي كه مهار آن ها از دست ما خارج است.
الف) عواملي كه ما مي توانيم كنترل كنيم:
برخي از عوامل خطر زا قابل پيشگيري، درمان و كنترل هستند. ترك استعمال دخانيات، كاهش فشار خون و كم كردن كلسترول، خوردن غذاهاي سالم ، افزايش فعاليت هاي بدني و انجام ورزش در افراد با سنين مختلف، در هر دو جنس مرد و زن مفيد هستند. البته وجود عوامل خطر زا مستلزم ابتلا حتمي به بيماري هاي قلبي عروقي نيست، اما يافته هاي بي شمار مويد آن است كه اين عوامل با ايجاد بيماري هاي قلبي عروقي و سكته هاي قلبي و مغزي رابطه مستقيم دارند.
فشار خون بالا، عامل خطر زاي شماره يك براي سكته و مهمترين عامل براي تقريبا نيمي از تمام موارد بيماري هاي قلبي عروقي است. فشار خون بالا را قاتل ساكت يا قاتل مخفي نيز مي نامند. زيرا فشار خون بالا علائم قابل مشاهده اي ندارد، اما مي تواند صدمات مهلك به قلب و عروق شما زده و منتهي به افزايش خطر براي ابتلا به بيماري هاي قلبي و سكته گردد. مبتلايان با فشار خون بالا نسبت به مردم با فشار خون طبيعي، سه برابر بيشتر در معرض خطر هستند. تنها راهي كه شما مي توانيد متوجه شويد كه داراي فشار خون طبيعي هستيد يا خير، اين است كه به طور منظم فشار خون توسط پزشك يا خودتان چك شود. نكته مهم اين است كه اندازه گيري منظم و روزانه فشار خون داراي اهميت فراوان است، زيرا فشار خون مي تواند هر روز دچار نوسان شود و ميانگين نتايج بدست آمده در طول زمان، شاخص فشار خون يك فرد است. نكته اميد بخش آن است كه فشار خون مي تواند از راه تغيير در نحوه زندگي، مانند كاهش مصرف نمك و افزايش فعاليت هاي بدني و يا در هنگامي كه ضروري است با مصرف داروهاي تجويز شده توسط پزشك، كاهش يابد.
در سطح جهاني كلسترول خون بالا، باعث يك سوم بيماري هاي قلبي و سكته است. همانطور كه مي دانيم دو نوع كلسترول داريم . كلسترول خوب (HDL) و كلسترول بد(LDL) . مقادير بالاي تري گليسريد نيز كه نوع ديگري از چربي ها است، همراه با بيماري هاي قلبي مي باشد. بالا بودن كلسترول از نوع بد و تري گليسريد و پائين بودن كلسترول خوب باعث افزايش خطر ابتلا به بيماري هاي قلبي و سكته مي باشند.
همينطور ميزان قند خون بالا نيز در ابتلا به بيماري هاي قلبي عروقي حائز اهميت است. افراد مبتلا به بيماري قند (ديابت) به ميزان دو برابر افراد عادي دچار بيماري هاي قلبي و سكته مي شوند.
در ضمن مصرف سيگار و استفاده از ساير فرآورده هاي توتون، احتمال ابتلا به بيماري هاي قلبي و سكته را دو برابر مي كند. اين مورد به ويژه در افرادي كه در سنين جواني شروع به سيگار كشيدن كرده و نيز افرادي كه به تعداد زياد سيگار مي كشند يا جزو بانوان هستند، خطرناك تر است.
چاقي و اضافه وزن، خطر بالا رفتن فشار خون، ابتلا به بيماري قند، سفت شدن و انسداد سرخرگ ها را افزايش مي دهد. افزايش شاخص جرمي بدن (BMI) – نسبت بالاي وزن به قد- همراه با بالا رفتن خطر است. تجمع چربي در قسمت شكم نيز نشان دهنده ديگر خطر ابتلا به بيماري هاي قلبي مي باشد. ابتلا به بيماري ديابت احتمال خطر ابتلا به بيماري هاي قلبي را تا دو برابر افزايش مي دهد. بانواني كه به سن يائسگي نرسيده اند، ابتلا به بيماري ديابت اثر محافظت كننده هورمون " استروژن " را در برابر بيماري هاي قلبي عروقي كاهش داده و ميزان خطر را به طور مشخصي بالا مي برد. همينطور بي تحركي و عدم فعاليت هاي منظم بدني و ورزش تا 150% خطر بيماري هاي قلبي را زياد مي كند.
نوع تغذيه نيز بسيار مهم است. طی تحقیقات اخیر، مهمترین عامل بروز بیماری های قلبی، تغذیه نادرست اعلام شده است. خوردن غذا هاي حاوي نمك زياد منجر به ابتلا به فشار خون بالا مي شود. همچنين مصرف زياد چربي ها، سبب انسداد رگ ها مي گردد. تخمين زده مي شود مصرف فراوان چربي هاي اشباع شده و كم ميوه ها و سبزيجات تا 31% در ايجاد موارد بيماري هاي قلبي عروقي و 11% موارد سكته در سطح جهاني تاثير دارند. روغن های اشباع شده ،خطر ساز ترین عامل برای بیماران قلبی و افراد در معرض خطر است. این روغن ها عبارتند از: روغن جامد حیوانی - كره- روغن جامد نباتی و چربی های چسبیده به گوشت، كه تا حد امكان باید كمتر مصرف شوند . لبنیات خیلی كم چربي، ماست و شیر 5/1 % چربی قابل استفاده هستند. مصرف نمك بايد به 4-3 گرم در روز محدود شود. یعنی شما مجاز هستید 2 تا 3 قاشق چاي خوری نمك را روزانه به همراه غذا مصرف كنید. نمك را سر سفره نیاورید و از خوردن تنقلات شور مثل چیپس، پفك، خیار شور و شور سبزیجات خود داری كنید. همينطور بايد توجه داشت كه مصرف الكل و استفاده از برخي داروهاي خاص نيز از عوامل خطر زا هستند. نوشيدن مشروبات الكلي باعث تخريب عضله قلب شده و استفاده از قرص هاي خوراكي پيشگيري كننده از حاملگي و داروهاي هورموني، خطر ابتلا به بيماري هاي قلبي را افزايش مي دهند.
استرس هاي روحي مداوم ممكن است علاوه بر ايجاد بيماري هاي قلبي، باعث سكته مغزي هم بشوند. بدون توجه به اينكه شما در كجاي دنيا زندگي مي كنيد يا سطح زندگي شما چگونه است، گوشه گيري از ديگران، شهر نشيني و معضلات مرتبط با آن، فشار هاي اجتماعي، تشويش و اضطراب خطر بيماري هاي قلبي عروقي را افزايش مي دهند. در مطالعه اي كه در كشور استراليا انجام شد، مشخص گشت كه ميزان خطر افسردگي، انزوا، گوشه گيري اجتماعي به اندازه بالا بودن چربي خون، فشار خون و استعمال دخانيات است. حتي در برسي ديگري، ديده شد كه افسردگي هاي رواني باعث تخريب عروق اصلي خون رسان قلبي مي شود. استرس و تشويش باعث مي گردد كه افراد به سمت سيگار كشيدن روي آورده و تغذيه ناسالمي داشته باشند كه هر دوي اين ها از عوامل خطر زا براي ايجاد بيماري هاي قلبي هستند. همچنين ديده شده است كه استرس سبب ايجاد اختلال در جريان طبيعي خون در رگ ها شده و زمينه ساز تشكيل لخته و سكته مي گردد. دوري از عوامل استرس زا و مختل كننده سلامت روان در كم كردن خطر بيماري هاي قلبي عروقي بسيار موثر است.
ب) عواملي كه ما نمي توانيم كنترل كنيم:
سن عاملي است كه نمي توان از آن روگردان بود. عواملي كه در بالا ذكر شدند با افزايش سن، بيشتر خطر زا گشته و بعد از 55 سالگي، هر 10 سال كه از عمر فرد مي گذرد، ميزان خطر را دو برابر مي شود.
سابقه خانوادگي نيز در ابتلا به بيماري هاي قلبي مورد ديگري است. اگر يكي از والدين يا بستگان در جه اول خوني شما ( مانند برادرتان) سابقه بيماري قلبي عروقي يا سكته قبل از سن 55 سالگي در مورد آقايان و 65 سالگي در مورد بانوان دارد، خطر در مورد شما افزايش مي يابد. اگر هر دوي والدين شما سابقه بيماري قلبي عروقي داشته اند، ميزان خطر ابتلا تا 50% افزايش مي يابد. در برخي خانواده ها بالا بودن كلسترول خون ارثي است كه اين امر نيز در افزايش خطر موثر است.
در مورد جنس بايد به يك نكته توجه داشت. مردان نسبت زنان در سنين قبل از يائسگي در معرض خطر بيشتري براي ابتلا به بيماري قلبي هستند، اما بعد از دوران يائسگي، خطر در مرد بانوان به همان ميزان آقايان مي باشد. البته ميزان خطر سكته براي زنان و مردان به يك ميزان است. در برخي نژادها مانند سياه پوستان، آمريكائي هاي اسپانيولي، چيني ها، ژاپني ها و به طور كلي آسيايي ها ميزان موارد سكته بالا مي باشد. در ميان جمعيت جنوب آسيا و سياه پوستان آمريكايي در مقايسه با سفيد پوستان، ميزان موارد مرگ ناشي از ابتلا به بيماري هاي قلبي عروقي بالا است.
وضعيت در آمد اقتصادي نيز در ابتلا به بيماري هاي قلبي عروقي موثر است. به طوري كه در آمد پائين و فقر مالي ارتباط معكوس با خطر بيماري هاي قلبي و سكته دارد. فقر مالي سبب عدم تغذيه سالم، عدم پرداختن به ورزش، عدم دسترسي به دارو و درمان هاي مناسب، ايجاد تشويش و پريشاني رواني و كلا عواملي مي گردد كه در ايجاد بيماري هاي قلبي تاثير فراوان دارند.
با پيشرفت هاي پزشكي ديده شده كه عوامل جديدي نيز در افزايش خطر ابتلا به بيماري هاي قلبي عروقي موثر هستند. ميزان بالاي يك ماده شيميايي در خون به نام " هموسيستئن" و ميزان افزايش يافته عامل " فيبرينوژن" و ساير عوامل انعقادي خون ممكن است با خطر ابتلا به بيماري هاي قلبي عروقي همراه باشند. همچنين التهاب هاي پي در پي مانند ابتلا به رماتيسم همراه با افزايش خطر بيماري هاي قلبي عروقي است.
علائم رايج بيماري هاي قلبي عروقي كدام هستند؟
اغلب هيچ گونه علامت پيش زمينه اي براي بيماري هاي قلبي عروقي وجود ندارد و يك حمله قلبي يا سكته ممكن است اولين هشدار بيماري باشد. علائم شايع حمله قلبي شامل اين موارد است: درد و ناراحتي در قسمت مركزي سينه، در بازو ها، شانه چپ، آرنج، فك و قسمت پشت، تنگي نفس، تهوع، استفراغ، و درد در ناحيه فك. علائم شايع در سكته هم عبارتند از : ضعف، سستي و بي حسي ناگهاني در صورت، بازو يا پاها كه اغلب در يك قسمت از بدن ديده مي شود. گيجي، يه سختي صحبت كردن يا فهميدن حرف ها، سختي در ديد با يك چشم يا هر دو چشم، اشكال در راه رفتن ، سرگيجه، از دست دادن تعادل يا هماهنگي، سر درد شديد با هيچگونه علت شناخته شده ، رنگ پريدگي، عرق سرد، غش و بيهوشي. افرادي كه در آن ها اين علائم ديده مي شود بايد سريعا به مراكز درماني مراحعه كنند.
هزينه هاي اقتصادي بيماري هاي قلبي عروقي چيستند؟
بيماري هاي قلبي عروقي بيشتر افراد را در سنين ميان سالي درگير مي كند كه ممكن است اين اشخاص و خانواده هاي آن ها از لحاظ درآمد و ميزان پس انداز در وضعيت مناسبي نباشند. از دست دادن شغل و درآمد و مخارج بالاي درمان، قدرت اقتصادي خانواده، جامعه و ملت را از بين مي برد. به عبارت ديگر بيماري هاي قلبي عروقي علاوه بر تاثير بر روي اقتصاد فردي بيماران، هزينه مادي فراواني را نيز بر روي دوش كشورها تحميل مي كند. براي مثال، تخمين زده مي شود در فاصله ساليان 2006 تا 2015 ، كشور چين مبلغ 558 ميليارد دلار از درآمد ملي خود را به دليل بيماري هاي قلبي، سكته و ديابت از دست خواهد داد. گروهاي جمعيتي با درآمد پائين در كشورهاي پيشرفته و ثروتمند به طور معمول بيشترين شيوع عوامل خطر زا، بيماري ها و مرگ و مير ها را دارند. مانند گروه هاي فقير در كشور هاي مرفه، بيشترين شيوع بيماري هاي قلبي عروقي نيز در كشور هاي كم درآمد يا با درآمد متوسط است.
ميزان خطر را كاهش دهيد.
- تغذيه سالمي داشته باشيد. تغذيه متعادل براي داشتن قلب و سيستم گردش خون سالم حياتي است. تغذيه صحيح شامل مقادير فراوان ميوه و سبزيجات، که هم دارای ویتامین زیاد و هم فیبر بالا هستند (پنج وعده در طول شبانه روز)، غلات، گوشت بدون چربي، ماهي و محدوديت در مصرف نمك و شكر است.
- فعاليت هاي مداوم بدني و ورزشي داشته باشيد. حداقل 30 دقيقه فعاليت بدني منظم در هر روز باعث كمك به حفظ و نگهداري كارايي موثر و سلامت دستگاه قلبي عروقي مي گردد. حداقل 60 دقيقه فعاليت بدني در بيشتر روزها سبب مي گردد كه وزن مناسب و در حد مطلوب داشته باشيد. پياده روي كنيد. سه ايستگاه مانده به مقصد خود، از اتوبوس پياده شده و بقيه را قدم بزنيد. به جاي استفاده از آسانسور، از راه پله استفاده كنيد. در كار هاي دسته جمعي مانند كوه پيمايي شركت كنيد كه اين عامل در ايجاد دوستي و دوري از گوشه گيري هم تاثير دارد.
- عدم استفاده از سيگار. تنباكو و توتون در هر شكل آن( سيگار ، پيپ، يا تنباكوي جويدني) براي سلامتي بسيار زيان بار مي باشد. تماس با دود دست دوم يعني دودي كه از دهان افراد سيگاري بيرون مي آيد نيز براي افرادي كه سيگاري نبوده ولي در كنار آن ها هستند، مضر است. خطر حمله قلبي و سكته، بعد از اينكه يك شخص استفاده از فرآورده هاي دخانياتي را قطع مي كند (بدون توجه به مدت زماني كه وي استعمال دخانيات داشته است) فورا شروع به پايين آمدن كرده و مي تواند حتي در عرض يك سال تا نصف كاهش يابد.
- عوامل خطر زاي بيماري هاي قلبي عروقي را كنترل كنيد. فشار خون خود را بدانيد. فشار خون بالا معمولا هيچ گونه علامتي ندارد، اما مي تواند ايجاد سكته يا حمله قلبي ناگهاني بكند. فشار خون خود را به طور مرتب چك كنيد.
- ميزان قند خون خود را بدانيد. بالا رفتن ميزان گلوكز خون (بيماري ديابت)، خطر حمله هاي قلبي و سكته را افزايش مي دهد. اگر شما به بيماري ديابت مبتلا هستيد، خيلي مهم است كه قند و فشار خون خود را كنترل نماييد تا خطر كم شود.
- ميزان چربي خون خود را بدانيد. بالا رفتن ميزان كلسترول خون، خطر حمله هاي قلبي و سكته را افزايش مي دهد. لازم است كه ميزان كلسترول از راه تغذيه سالم و اگر نياز باشد با مصرف دارو هاي كاهنده چربي كه توسط پزشك تجويز مي شود كاهش يابد.
- حمله هاي قلبي و سكته به طور ناگهاني و بدون داشتن علامت پيش زمينه رخ مي دهند و اگر اقدامات درماني فوري صورت نگيرد، احتمال وقوع مرگ زياد است. در مواقعي كه يكي از اعضا خانواده، بستگان يا دوستان شما دچار حمله قلبي شد، سريعا وي را به مراكز درماني برسانيد.
دولت ها هم سياست ها و راهبرد هاي ملي را براي كاهش و پيشگيري از بيماري هاي قلبي اتخاذ كرده اند. برخي از راهبرد هاي ملي، شامل سياست جامع و يكپارچه در مورد كنترل سيگار و دخانيات، اخذ ماليات از توليدات مواد غذايي كه داراي مقادير بالاي چربي، شكر و نمك مي باشند، در دسترس بودن داروهاي موثر و ارزانقيمت براي تمام بيماري هاي قلبي عروقي هستند. ايجاد مسير هاي وپژه دو چرخه و پياده راه ها جهت پياده روي براي افزايش فعاليت هاي بدني و تهيه غذاهاي سالم براي دانش آموزان مدارس براي كاهش، پيشگيري يا درمان بيماري هاي قلبي عروقي نيز اتخاذ شده اند. همچنين تمركز ويژه بر روي عوامل خطر زاي مشترك براي بيماري هاي مزمن مانند بيماري هاي قلبي عروقي، ديابت و سرطان بايد صورت گيرد. تغذيه ناسالم، عدم فعاليت هاي بدني و استعمال دخانيات از عوامل خطر زاي مشترك براي ابتلا به بيماري هاي مزمن هستند..
نكته پاياني و مهم اين است كه بيماران مجددا دچار حمله هاي قلبي و سكته نشوند، زيرا بعد از حمله قلبي يا سكته، خطر بازگشت بيماري با مرگ بالاست. مصرف داروهاي مختلف، استاتين ها براي كاهش كلسترول، دارو براي كم كردن فشار خون و آسپرين براي جلوگيري از ايجاد لخته هاي خوني، تغذيه سالم، دوري از استرس و تشويش، فعاليت هاي منظم بدني و ورزش در اين امر بسيار مهم هستند.


در تاریخ پزشکی هیچ تست تشخیصی برای تشخیص زود هنگام سرطان به اندازه تست پاپ اسمیر موثر نبوده است. هر چند بسیاری از خانمها از انجام آزمایش پاپاسمیر نگران و مضطرب هستند و ممکن است انجام این آزمایش برایشان کمی ناراحت کننده باشد، اما راه بسیار مهمی برای تشخیص زودهنگام سرطان گردن رحم است.
حدود ۵۰ سال پیش، سرطان گردن رحم یا سرویکس اولین علت مرگ و میر ناشی از سرطان در کشورهای پیشرفته بود. اما در حال حاضر میزان مرگ و میر ناشی از آن تا ۷۰% کاهش پیدا کرده است. اکنون سرطان گردن رحم هشتمین علت مرگ و میر ناشی از سرطان میباشد. علت چنین کاهشی، تشخیص زودرس و بموقع بیماری است که بسیاری آن را مدیون آزمایش سلولشناسی که به پاپ اسمیر معروف است و در سال ۱۹۵۰ میلادی (پس از جنگ جهانی دوم) معرفی شد، میدانند. آزمایش که توسط پزشکی به نام «جرج پاپا نیکولا» در دهه ۱۹۳۰ میلادی معرفی گردید و به افتخار او به نام تست «پاپ» نام گذاری شد. هر چند که با پیشرفت بهداشت و سلامتی در سطح جهانی، شیوع بیماریها کم شده است اما هنوز سرطان گردن رحم در کشورهای در حال توسعه شیوع زیادی دارد.
آزمایش پاپاسمیر تغییرات پیش سرطانی احتمالی را در سلولهای گردن رحم نشان میدهد. اگر تغییرات پیشسرطانی در مراحل ابتدایی کشف و درمان نشوند، ممکن است به تغییرات سرطانی تبدیل شوند. انجام آزمایش بهترین روش مؤثری برای پیشگیری از سرطان گردن رحم است. درمان بهموقع و مناسب این تغییرات پیشسرطانی از بروز سرطان در سلولهای گردن رحم در آینده جلوگیری خواهد کرد.
سرطان دهانه رحم
این سرطان یکی از سرطانهایی است که علت آن نسبتاً شناخته شده است. ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) علت اصلی آن است. عفونت با این ویروس شایعترین بیماری منتقله از راه جنسی در ایالات متحده بوده و هر ساله حدود ۶ میلیون مورد آن رخ میدهد. ویروس پاپیلومای انسانی انواع کم خطر و پرخطر دارد. نوع کم خطر آن اغلب باعث زگیل تناسلی میشود و نوع پرخطر تبدیل به سرطان میگردد. هر خانمی در طول زندگی خود ۷۹٪ احتمال ابتلا به این ویروس را دارد ولی حدود ۹۰٪ این عفونتها خود به خود بهبود مییابند.
سرطان دهانه رحم در طبقات پائین اجتماعی و اقتصادی بیشتر دیده میشود. ابتلا به زگیلهای تناسلی، پائین بودن سن اولین آمیزش جنسی، تعدد شریک جنسی (این سرطان بدون مقاربت جنسی دیده نمیشود)، داشتن رفتارهای پرخطر، سیگار کشیدن، تعدد بارداری، سابقه فامیلی، عفونتها و عدم ختنه شدن شریک جنسی از علل بروز دهنده این بیماری محسوب میشوند. خانمهایی که همسرشان سیگاری است نیز در معرض خطر هستند. یادتان باشد اگر همسر شما سیگاری است به همان میزان در خطر هستید که خودتان سیگار بکشید. افرادی که تغذیه مناسب ندارند یعنی کمبود ویتامین دارند باید به انجام پاپ اسمیر بیشتر توجه داشته باشند.
سرطان گردن رحم از مرحله پیشسرطانی تا تبدیل به تومور مهاجم بهطور متوسط ۱۰ سال طول میکشد. ضایعات پیشسرطان گردن رحم معمولا علامتی ندارند و معاینه لگنی و انجام آزمایش پاپ برای کشف آنها لازم است. اگر سرطان در گردن رحم وجود داشته باشد، شایعترین علامت خونریزیهای غیرطبیعی است. خونریزی ممکن است در فواصل قاعدگیهای منظم شروع شود و پایان یابد، یا ممکن است پس از آمیزش جنسی رخ دهد. یک علامت دیگر ترشح غیرطبیعی واژن است. باید توجه داشت که درد علامت هشدار دهنده اولیه سرطان گردن رحم نیست. البته این علایم هم هیچ کدام برای سرطان اختصاصی نیستند، اما باید هنگام بروز آنها به پزشک اطلاع داد تا آنها را بررسی کند.
چه کسانی باید این آزمایش را انجام دهند؟
کالج پاتولوژیستهای آمریکا، انجام سالیانه پاپاسمیر برای تمامی زنانی که از لحاظ جنسی فعال هستند و بیشتر از ۱۸ سال سن دارند، توصیه میکند. انجام آزمایش پاپ را میتوان از سه سال پس از اولین رابطه جنسی یا از سن ۲۱ سالگی- هر کدام زودتر باشد- انجام داد. برای زنان زیر ۳۰ سال، غربالگری سالانه با انجام آزمایش پاپ توصیه میشود و برای زنان بالای ۳۰ سال در صورتی که در سه بار متوالی نتیجه آزمایششان منفی باشد، انجام هر ۲ تا ۳ سال یک بار کافی است. زنانی که دارای برخی از عوامل خطرساز هستند، از جمله حاملان ویروس ایدز، زنان دچار ضعف دستگاه ایمنی به خاطر شیمیدرمانی یا پیوند اعضا و استفاده کنندگان مداوم از داروهای کورتونی باید با فواصل کمتری مورد آزمایش پاپ قرار گیرند، چرا که بیشتر در معرض خطر سرطان گردن رحم هستند. در افرادی که رحم با جراحی از بدن خارج شده است (عمل هیسترکتومی)، بسته به نوع عمل جراحی و علت آن، پزشک درباره لزوم انجام پاپاسمیر تصمیم میگیرد. در حدود۲۰% بانوانی که در آنها سرطان گردن رحم تشخیص داده شده است، سن بالای ۶۵ سال داشتهاند. پس انجان پاپ اسمیر برای خانمهای سالمند نیز توصیه میگردد.
پاپ اسمیر چگونه انجام میشود؟
امروزه خانمها با مراجعه به پزشکان متخصص زنان میتوانند به آسانی آزمایش پاپ اسمیر بدهند. نمونه برداری خیلی راحت و بدون درد و بدون بیهوشی در مطب صورت میگیرد. در آزمایش پاپ اسمیر، برداشت نمونه از گردن رحم در هنگام انجام معاینه لگنی صورت میگیرد. پزشک متخصص زنان با استفاده از وسیلهای دهانه دستگاه تناسلی را باز میکند. بعد با یک نمونهگیر و یک برس کوچک سلولهای گردن رحم را جمعآوری و بر روی لام آزمایشگاهی که شیشه کوچکی است گسترش تهیه میکند. این نمونه برای بررسی به آزمایشگاه فرستاده میشود. در این بررسی آزمایشگاهی تغییرات قبل از بدخیمی، علائم عفونت با ویروس پاپیلوما و تغییرات بدخیمی واضح و پیش رفته دهانه رحم دیده میشود. علاوه بر آن عفونتهای دهانه رحم و واژن (مهبل) مثل کاندیدا، تریکومونا، کوکوباسیل و مانند اینها نیز خود را نشان میدهند. باید توجه داشت که این آزمایش دردناک نیست اما معاینه لگنی ممکن است اندکی ناراحتکننده باشد.
نتایج پاپ اسمیر
معمولا چند هفته طول میکشد تا نتایج آزمایش آماده شود. پاپ اسمیر طبیعی به آن معناست که گردن رحم طبیعی به نظر میرسد. پاپ اسمیر غیرطبیعی به معنای آن است که سلولهای بررسی شده ظاهر طبیعی نداشتهاند. در این حالت گاهی لازم است آزمایش را تکرار کرد. اگر پاپ اسمیر مثبت باشد، پزشک ممکن است آزمایشهای متفاوتی را برای ادامه بررسی درخواست کند. با تشخیص زود هنگام سرطان گردن رحم، بیماری با احتمال بسیار بالایی قابل درمان است.
نکات مهم پیش از آزمایش
پیش از انجام آزمایش پاپ، با انجام کارهایی از جمله پرهیز از رابطه جنسی، عدم شستشوی واژن و دوش مهبلی، عدم استفاده از اسپرم کش و استفاده از کرمهای واژینال ۴۸ ساعت پیش از انجام آزمایش میتوانید به افزایش دقت نتایج کمک کنید. خانمهایی که خون ریزی قاعدگی در آنها بیشتر از حد طبیعی است، باید برنامه ریزی صحیح داشته باشند و با مشورت پزشک زمان مناسب برای تست را مشخص نمایند. از آنجایی که کاهش هورمون زنانه استروژن نیز میتواند بر نتایج آزمایش پاپ اثر بگذارد، زنان یائسه ممکن است نیاز به مصرف استروژن پیش از تکرار آزمایش داشته باشند. بهتر است نمونه گیری در زمان قاعدگی یا زمانی که ترشحات خیلی زیاد هستند و عفونت خیلی واضحی وجود دارد صورت نگیرد. دو هفته پس از پایان دوره ماهیانه زمان خوبی برای انجام تست است.
توصیههای آخر
پاپ اسمیر روشی بسیار مهم برای تشخیص سرطان دهانه رحم در مراحل اولیه است. این روش بسیار آسان، بدون درد و قابل دسترس بوده و انجام منظم آن سلامتی و زندگی شما را حفظ میکند. علاوه بر انجام پاپ اسمیر، همه خانمها باید به خونریزیهای خود توجه کنند. هر خونریزی که خارج از سیکل قاعدگی باشد هشداری جهت مراجعه به پزشک و بررسی کامل و معاینه است. لکه بینی شدید بعد از ارتباط جنسی را باید جدی گرفت. شاید بعضی از زنان از نظر مالی توانایی پرداخت هزینه این آزمایش را نداشته باشند، مراکز بهداشتی درمانی وابسته به دانشگاههای علوم پزشکی این آزمایش را بدون هزینه انجام میدهند. انجام منظم سالیانه پاپ اسمیر را فراموش نکنید. این کار قیمتی ندارد ولی سلامتی شما را تضمین میکند.


همچنانکه افزایش سن جهانی رخ می دهد و طول عمر جمعیت جهانی بالا می رود، تعداد مبتلایان به آب مروارید هم افزایش یافته است. برطبق آخرین ارزیابی ها، آب مروارید ناشی از کهولت، مسئول حدود ۴۰% موارد نابینایی در سطح جهانی بوده و تخمین زده می شود که ۱۸ میلیون نفر را گرفتار کرده است.
آب مروارید ناشی از افزایش سن شایعترین نوع آب مروارید بوده و به تدریج در طی چند سال پیشرفت می نماید، اما آب مروارید در افراد جوان و افراد دیابتی ممکن است به سرعت در طی چند ماه پیشرفت نماید، ولی سرعت پیشرفت آب مروارید در هر فرد را نمی توان دقیقا پیشگویی کرد.درصد زیادی از افراد جامعه به این بیماری مبتلا می شوند و با افزایش سن شیوع آن افزایش می یابد.. گاهی بروز آب مروارید در رابطه با مصرف طولانی مدت بعضی از داروها (مانند استروئید ها) می باشد . آب مروارید ناشی از ضربه و التهاب نیز وجود دارد که گاهی بلافاصله پس از صدمات چشمی و گاهی سال ها بعد از آن آب مروارید وجود دارد.البته آب مروارید مادر زادی را نیز نباید فراموش کرد و در موارد نادربعضی از بچه ها با آب مروارید به دنیا آمده، یا اینکه در کودکی به آن مبتلا می شوند که معمولا در هر دو چشم است.
علت ایجادی
آب مروارید به کدورت عدسی چشم که به طور طبیعی کاملا شفاف است، گفته می شود. عدسی یا لنز چشم؛ مثل لنز دوربین عکاسی کار کرده و نور را بر روی پرده شبکیه که در عقب چشم قرار دارد، متمرکز می کند. عدسی چشم طوری نور را متمرکز می کند که هم اشیاء دور و هم اشیاء نزدیک روی پرده شبکیه بیافتد؛ در نتیجه انسان هم دور و هم نزدیک را واضح می بیند. این پدیده را ” تطا بق” می گو یند. عدسی چشم عمدتا از آب و پروتئین ساخته شده است. پروتئین ها به طرز ظریفی قرار گرفته اند که باعث شفافیت عدسی می شود و در نتیجه نور از لابه لای آنها به راحتی عبور می کند. اما با بالا رفتن سن، بعضی از این پروتئین ها تغییر ماهیت داده ، بهم چسبیده و باعث کدر شدن نواحی کوچک در عدسی می گردند. با گذشت زمان این نواحی بزرگتر شده و باعث کاهش بینائی می شود. در مراحل اولیه که تنها بخش کوچکی از عدسی کدر بوده و شاید آب مروارید مشکل خاصی ایجاد نکند، اما در بیشتر مواقع این روند ادامه می یابد و بخش بزرگی از عدسی کدر می شود و بینایی را مختل می سازد.
نشانه ها
تار شدن یا محو شدن بینایی( مثل این که از پشت شیشه اشیاء را می بینید) ، حساس شدن به نور، درخشندگی زیاد نور اتومبیل ها در شب، خیرگی و پخش نور چراغ ها و نور آفتاب، دیدن هاله اطراف چراغ ها، کاهش دید در نور شدید آفتاب، کم رنگ شدن یا محو شدن رنگ ها، افزایش دید نزدیک، تغییر مداوم شماره عینک و یا لنز تماسی و دو بینی یا چند بینی (که با افزایش شدت آب مروارید وضعیت بدتر می شود) جزء علائم بیماری هستند.
پیشگیری
راه های پیشگیری از پیشرفت آب مروارید هنوز ناشناخته باقی مانده است. روش های جامع و موثر، کاهش مصرف سیگار، کم کردن تماس با اشعه ماوراء بنفش و عدم مصرف الکل ممکن است در پیشگیری یا تاخیر در ابتلا به آب مروارید موثر باشند. دیابت نوع دوم یا بیماری قند، و بالا بودن شاخص جرمی بدن (BMI) که به مفهوم چاقی است عوامل خطر زا شناخته شده برای ابتلا به آب مروارید هستند.
درمان
در مراحل اولیه بعضی از انواع آب مروارید، وضعیت بینایی با استفاده از عینک ممکن است به طور موقت بهتر شود. دارو، قطره، ورزش یا عینک مانع بروز یا بهبود آب مروارید نمی شوند. وقتی کاهش بینایی در زندگی روزانه فرد تاثیر گذاشت، جراحی تنها راه درمان است، که شامل خارج کردن عدسی کدر شده و جایگزینی آن با عدسی مصنوعی است. آب مروارید زمانی نیاز به جراحی دارد که اختلال بینایی، انجام فعالیت های شغلی یا روزمره مانند رانندگی، مطالعه و تماشای تلویزیون را مختل کند و نیازی به رسیدن آب مروارید نیست.
بسیاری از مردم تصور می کنند که کاهش بینایی جزء جدایی ناپذیر پیری است؛ در حالی که عمل آب مروارید بسیار آسان، کم خطر و بی درد است. عمل جراحی آب مروارید عملی بسیار موفق بوده و سالانه حدود ۵/۱ ملیون نفر در امریکا و چند صد هزار نفر در ایران تحت این عمل جراحی قرار می گیرند. عدسی تار شده بیمار خارج شده و توسط لنز مصنوعی جایگزین می گردد.
هر چند که عمل آب مروارید جزء پنج درمان مقرون به صرفه در دنبا است، اما در بیشتر مناطق دور افتاده کشورهای در حال توسعه و فقیر ، بسیاری از بیماران، به دلیل عدم دسترسی به امکانات درمانی چشم پزشکی با هزینه قابل قبول و مناسب، همچنان نابینا باقی می مانندو هنوز آب مروارید مهمترین عامل نابینایی باقی مانده است. در ضمن آب مروارید یک عامل کم بینایی در هر دوی کشورهای پیشرفته و در حال توسعه است. حتی در جا هائی که امکانات جراحی در دسترس است ،کم بینایی همراه با آب مروارید به دلایل مدت طولانی انتظار برای عمل جراحی، مشکلات مرتبط با اعمال جراحی مانند هزینه عمل، فقر آگاهی جامعه و مشکلات در حمل و نقل لوازم مورد نیاز مانند لنز ، باز هم شایع است. اگر هر دو چشم به آب مروارید مبتلا باشد، پزشک آنها را در یک زمان جراحی نمی کند. هر چشم باید به طور جداگانه تحت عمل جراحی قرار گیرد. در صورتیکه وضعیت اورژانس و اضطراری نباشد بهتر است حدود چند هفته بین دو عمل فاصله باشد. گاهی از اوقات در بیماران مبتلا به بیماری قند جهت معاینه شبکیه و درمان ضایعات ناشی از بیماری، انجام عمل آب مروارید ضروری است .از نظر بی هوشی نیز با پیشرفت فن آوری عمل جراحی، دیگر نیازی به بی هوشی عمومی وجود ندارد و با تزریق بی حسی و یا حتی ریختن قطره بی حسی عمل جراحی امکان پذیر است.
/در آغوش پدرم

/حضرت والد، شادروان جناب آقاي مختار صفري فرد" رحمه الله عليه"
/براي شادي روح مطهر حضرت والد، پدر گرامي ام صلوات


حقيقت 1
انتقال خون باعث نجات زندگي مي شود، اما ميليون ها بيمار نيازمند خون در هنگام نياز، به خون سالم و مطمئن دسترسي پيدا نمي كنند. تمام كشورها بايد مطمئن شوند خون كافي تامين شده و ذخيره خون نيز به مقدار مورد نياز وجود دارد. همچنين خون هاي تهيه شده از نظر عوامل عفوني مانند عامل ايجادي بيماري ايدز، ويروس هاي هپاتيت بي و سي و ساير عفونت هاي مزمن كه مي تواند از طريق انتقال خون ناسالم منتقل شوند آزمايش شده و پاك هستند.
حقيقت 2
در كشورهاي پيشرفته، انتقال خون بيشتر در درمان هاي حمايتي وسيع، اعمال جراحي مانند عمل قلب باز و پيوند عضو كاربرد دارد. در كشورهاي در حال توسعه، تزريق خون بيشتر در موارد مرتبط با عوارض حاملگي و كم خوني هاي حاد كودكان صورت مي گيرد. همانطوري كه نياز به خون به طور مداوم افزايش مي يابد، كمبود خون نيز بيشتر احساس مي گردد. براي جايگزيني اهدا كنندگاني كه به علت ابتلا به بيماري، بالا رفتن سن و مهاجرت به مناطق ديگر، امكان اهدا خون را ندارند، به اهدا كنندگان بيشتري نياز مي باشد.
حقيقت 3
در كشورهاي در حال توسعه و كشورهاي در حال گذار به صنعتي شدن كه از لحاظ مادي دچار مشكل هستند، بيشتر بيماران به دليل عدم دسترسي به خون سالم، حتي در مراكز در ماني شهري جان خود را از دست مي دهند. در مناطق جنوبي آفريقا، بيش از 20 درصد مرگ مادران و 15 درصد مرگ كودكان به علت كم خوني حاد ناشي از ابتلا به بيماري مالاريا است. درمان اين نيازمندان، اغلب به تزريق خون سالم و به موقع وابسته است.
حقيقت 4
بيش از 529000 بانو هر ساله در حين حاملگي يا در زمان زايمان جان خود را از دست مي دهند كه 99% آن ها در كشور هاي در حال توسعه زندگي مي كنند. مهمترين عامل مرگ مادران در سطح جهاني خون ريزي همراه با از دست دادن خون بوده و بيش از 44% مرگ مادران در منطقه صحراي آفريقا به اين علت است.
حقيقت 5
ساليانه بيش از 5 ميليون نفر از ساكنان زمين به علت حوادث، خشونت ها و تصادفات جان خود را از دست مي دهند. حوادث رانندگي و جاده اي دومين علت مرگ و عامل اصلي ايجاد جراحات حاد در افراد در سنين 5 تا 29 سال است. تزريق خون ايمن و سالم يكي از عوامل مهم درماني براي ياري رساني به صدمات اورژانس و فوري جهت كاهش ميزان مرگ و ايجاد معلوليت در افراد حادثه ديده است.
حقيقت 6
خون گرفته شده در سازمان هاي انتقال خون بايد در مورد عوامل عفوني ايجاد كننده بيماري ايدز، هپاتيت بي، هپاتيت سي و سيفليس آزمايش شوند. اما در 31 كشور ( از 133 كشوري كه در سال 2006 اطلاعات خود را گزارش كرده اند) همه خون هاي اهدايي، در مورد اين عوامل عفوني آزمايش نشده اند. انجام آزمايش هاي فوق در بيشتر كشورها به دليل كمبود كاركنان آموزش ديده، كيفيت پائين كيت هاي مورد مصرف، عدم تامين مستمر و پيوسته اين كيت ها و نيز پائين بودن سطح كيفي آزمايشگاه ها قابل اعتماد نيست. در بيشتر كشورهاي در حال توسعه و يا در حال گذار به صنعتي شدن اقدامات فوق الذكر به دليل فقر مالي مقرون به صرفه نبوده و اين كشورها از عهده تامين هزينه انجام اين آزمايش ها بر نمي آيند.
حقيقت 7
در هر سال در سطح جهاني بيش از 81 ميليون واحد خوني جمع آوري مي شود. فقط 45 درصد اين موارد اهدا خون در كشورهاي در حال توسعه و يا در حال گذار به صنعتي شدن، جائيكه بيش از 80% جمعيت جهاني در اين مناطق زندگي مي كنند، صورت مي گيرد. ميزان متوسط اهدا خون در كشورهاي پيشرفته و ثروتمند حدود 3 برابر كشورهاي در حال گذار به صنعتي شدن و 11 برابر كشورهاي در حال توسعه و فقير است.
حقيقت 8
داشتن ذخيره مناسب و مطمئن از خون سالم فقط مي تواند از راه اهدا خون مستمر توسط داوطلبان بدون چشم داشت مادي حاصل شود. ميزان شيوع عفونت ها با منشا خوني در گروه داوطلبان اهدا خون مستمر در پائين ترين حد است. اين ميزان در اهدا كنندگان جايگزين فاميلي كه خون خود را در موقع نياز بستگان و دوستان خود مي دهند و به ويژه در ميان كساني كه خون خود را در مقابل پول يا كالا مي فروشند بالاتر مي باشد.
حقيقت 9
هر روز كه مي گذر كشورهاي بيشتري به سمت اهدا خون داوطلبانه پيش مي روند. در سال 2006 سه كشور جديد به آمار100% اهدا خون داوطلبانه رسيدند. با اين وجود 38 كشور، حدود 25% خون مورد نياز خود را از طريق اهدا خون داوطلبانه و بدون چشم داشت مادي بدست مي آورند. متاسفانه دهندگان خون جايگزين فاميلي و فروشندگان خون، هنوز هم يك منبع مهم براي تامين خون در بسياري از كشورها هستند.
حقيقت 10
بيشتر موارد تزريق خون در مواقعي انجام مي گيرد كه درمان هاي جايگزين ساده و ارزان تري كه ممكن است به همان ميزان خون موثر باشند، وجود دارد. بايد توجه داشت كه تزريق خون ممكن است برخي بيماران را در معرض خطر عفونت ها يا عوارض حاد تزريق خون كه به علت ناسازگاري گروه هاي خوني است، قرار دهد. استفاده صحيح و به موقع از خون، پايه اصلي براي انتقال خون ايمن است تا به معناي واقعي، انتقال خون، نجات دهنده زندگي با كمترين خطر باشد.
|
|
|
اهدای خون به معنای بخشیدن قسمتی از وجود فرد است. اهداکنندگان در هر نوبت چیزی در حدود یک سیزدهم از خون خود را می بخشند تا زندگی را به انسان دیگری هدیه كنند. برای اینکه این عمل به بهترین شکل ممکن صورت بگیرد رعایت نکات زیر پیش از اهدای خون و بعد از آن سودمند است. توصیه های بعد از اهدای خون 1- شب را خوب بخوابید 2- صبحانه یا ناهار کافی بخورید. قبل از اهدای خون یك غذای مناسب بخورید و میزان آب بیشتری نسبت به روزهای گذشته میل كنید. اگر ممكن است از خوردن آسپرین به مدت 48 ساعت قبل از اهدا خودداری كنيد. 3- برای جایگزینی مایعی که با اهدای خون از بدنتان خارج میشود، مایعات اضافی بنوشید. در عین حال از خوردن نوشیدنیهایی مانند چای، قهوه و نوشابههای کافئیندار که ادرار آور هستند، پرهیز کنید. 4- غذاهای غنی از آهن مانند گوشت قرمز، مرغ، ماهی و جگر بخورید. لوبیا، غلات غنیشده با آهن، آجیل و برگه میوه ها مثل کشمش و آلو نیز مناسب هستند. 5- از غذاهای چرب اجتناب کنید، زیرا چربیهای وارد شده به خون ممکن است نتیجه آزمایشهایی را که از لحاظ بیماریهای عفونی بر روی خون انجام میشود، تحت تاثیر قرار دهند و در صورت عدم امکان انجام این آزمایشها، ممکن است خون اهدایی دور ریخته شود. 6- روز اهدای خون لباسی بپوشید که آستین آن را بتوان را به راحتی بالای آرنج جمع کرد. توصیه های بعد از اهدای خون 1-توصیه می شود پس از اهدای خون به مدت 15 دقیقه در محل خونگیری استراحت نمایید و نوشیدنی و مواد خوراکی را که در اختیار شما قرار می گیرد، میل كنيد. 2-مراقب محل خون گیری روی بازوی خود باشید و حداقل تا 4 ساعت به پوششی که كارشناس خون گیري بر روی بازوی شما قرار داده، دست نزنید. 3-به دستی که از آن خون گرفته شده است فشار وارد نکرده و حداقل تا 4 ساعت پس از آن با آن دست بار سنگين بلند نکنيد. 4-چند ساعت بعد از اهدای خون آب و مایعات بیشتری نسبت به قبل بنوشید. بعد از اهدای خون غذای سالمی میل كنید. سعی کنید از غذاهای مغذی و غنی از آهن بیشتری استفاده کنید. غذاهایی مانند: انواع گوشت قرمز، مرغ، ماهی وحبوبات. 5- برای نیم الی یك ساعت بعد از اهدای خون سیگار نكشید. اگر در محل اهدای خون خود (بازو) خون ریزی وجود دارد، دست خود را 3 تا 5 دقیقه بالا بگیرید و فشار دهید. 6- اگر حالت غش یا گیجی دارید به صورتی بنشینید كه سر شما بین زانوهایتان قرار گیرید و یا به نحوی دراز بكشید كه سر شما پایین تر از بدنتان قرار بگیرد. 7- روزتان را به آرامی بگذرانید. شما می توانید به فعالیت های روزمره خود بعد از نيم ساعت بپردازید اما فعالیت اضافه انجام نداده و از انجام کارها و فعالیت های ورزشی سنگين در آن روز بپرهيزيد. 8- اگر بعد از اهدای خون حال خوبی نداشتید، می توانید با مركز انتقال خون محل خود تماس بگیرید و با پزشك یا پرستار حاضر در مركز مشاوره كنید. |



چند دقيقه را براي سلامتي خودتان اختصاص دهيد. در اينجا راهكارهايي آورده شده كه شما در عرض چند دقيقه با رعايت آن ها از سلامتي خود محافظت مي كنيد.
"يك دقيقه يا كمتر براي سلامتي"
1- دست هايتان را بشوئيد.
دسيت هايتان را بشوئيد تا خطر پخش ميكروب ها و عوامل عفوني كاهش يابد. بهتر است دست هايتان را با صابون شسته و با آب شير يه مدت بيست ثانيه تميز كنيد.
2- از وقوع مسموميت ها جلوگيري كنيد.
از دستورالعمل ها در مورد مواد مسموميت زا مانند داروها پيروي نماييد. داروها به طور كلي موادي بالقوه خطر زا هستند و بايد از دسترس كودكان دور باشند. به تمام اعضاء خانواده، شماره تماس اورژانس را ياد آوري كنيد.
3- برچسب هاي مواد غذايي را بخوانيد.
ببينيد چه مقدار چربي، شكر، و ساير افزودني ها در هر فرآورده غذايي وجود دارد. به مقدار كالري موجود در هر بسته ماده غذايي توجه كنيد تا اندازه مقدار غذايي را كه بايد بخوريد بدانيد و بيش از حدي كه فكر مي كنيد كالري وارد بدن خود نكنيد.
4-از پوست خود مراقبت كنيد.
از كرم هاي ضد آفتاب با درجه مورد نياز و توصيه شده توسط پزشك تان استفاده كنيد تا خطر آفتاب سوختگي و سرطان پوست كم گردد. در مناطقي كه حشرات مضر وجود دارد از دور كننده هاي حشرات مانند كرم هاي ضد حشره استفاده كنيد تا خود را در معرض خطر نيش زدگي پشه كه مي تواند ايجاد بيماري هاي گوناگون مانند مالاريا بكند، قرار ندهيد.
5- نوزادان را به پشت بخوابانيد.
براي كمك به كاهش خطر مرگ ناگهاني نوزادان، هميشه آن ها را وقتي كه در حال استراحت، خواب يا تنها هستند، به پشت ( صورت به سمت بالا) بخوابانيد.
6- كمر بندها را ببند بد.
مطمئن باشيد كه كمربند ايمني خودرو را بخوبي و محكم بسته ايد. كودكان خود را در صندلي هاي ايمني كه به صندلي خودرو وصل مي شود و مطابق جثه آن ها است، قرار دهيد و دقت كنيد كه محكم باشند. با استفاده از اين صندلي هاي ايمن، خطرات جدي و صدمات كشنده تا نصف كاهش مي يابد.
7- از گوش خود مراقبت كنبد.
وقتيكه نمي توانيد سر و صداي اطراف و محيط خود را تا سطح ايمن كاهش دهيد. از وسايل محافظت كننده و ايمني گوش كه در داخل گوش قرار مي گيرند استفاده كنيد.
"پنج دقيقه يا كمتر براي سلامتي"
1- غذاهاي سالم بخوريد.
ميوه و سبزيجات فراواني ميل كنيد. كمتر از غذاهاي حاوي چربي هاي اشباع شده و ساندوبچ استفاده كنيد.
2- علائم اختلال در رشد طبيعي كودكان را ياد بگيريد.
از زمان تولد تا پنج سالگي كودكان شما بايد اصول اوليه و پايه براي نحوه بازي كردن، صحبت كردن و كارهاي ساده را فرا گرفته باشند. تاخير در اين رفتارها مي تواند يك علامت از اختلال در رشد باشد.
3- پوست و بدن خود را ارزيابي كنيد.
پوست و بدن خود را به طور مرتب و مستمر در مورد تغييرات در ظاهر و عملكرد ارزيابي و چك كنيد. اگر هرگونه تغييري را احساس كرديد يا به مورد مشكوكي در زمينه سلامتي خود برخورديد به پزشك خود مراجعه كنيد.
4- قرار معاينه و ملاقات بگذاريد.
خواه اينكه نياز به معاينه دوره اي و چك آپ يا خواه نياز به واكسيناسيون داشته باشيد، اين را به عقب نيندازيد. همين الان قرار ملاقات با پزشك خود را بگذاريد.
5- فعال باشيد.
بالغين به مدت حداقل 30 دقيقه و بچه ها بايد 60 دقيقه به طور روزانه و ترجيحا در تمام روز هاي هفته فعاليت تقريبا شديد بدني و فيزيكي داشته باشند. اگر نمي توانيد اين فعاليت را به طور كامل در يك زمان انجام دهيد، در فواصل مختلف كه در طول روز پيش مي آيد اين فعاليت ها را به صورت دوره هاي كوتاه انجام دهيد.
6- علائم حمله قلبي و سكته را بشناسيد.
اگر شما يا يكي از دوستان و بستگان شما علائم حمله قلبي و يا سكته را نشان داد سريعا به اورژانس اطلاع دهيد. با درمان به موقع، شانس زنده ماندن افزايش مي يابد و خطر مرگ يا ايجاد معلوليت كاهش مي يابد.
7- پرسش كنيد.
نداشتن اطلاعات مفيد در زمينه سلامتي ممكن است در مواقع خطر سبب شود تصميمات درستي نگيريد. از اشخاصي كه در اين زمينه اطلاعات كافي دارند كمك بگيريد. با داشتن دانش بيشتر، شما بهتر در مورد سلامتي و ايمني خود تصميم خواهيد گرفت.
8- بررسي كنيد.
ببينيد كه آيا شما و خانواده شما در معرض خطر بيماري هاي مختلف هستند. در زمينه نگراني هاي خود و خانواده تان با پزشك خود مشورت كنيد. با همين قدم هاي اوليه شما مي توانيد در جلوگيري از ابتلا به مشكلات حاد يا عوارض سخت بيماري ها بهترين يار ي رسان باشيد.
9- غذا ها را به طور ايمن نگهداري كنيد.
باقيمانده غذا هاي خود را هميشه در يخچال قرار دهيد. باكتري ها سريعا در دماي اتاق رشد مي كنند. اگر باقي غذا ها را تا چهار ساعت نمي خواهيد بخوريد آن ها را در يخچال قرار دهيد.
"بيشتر از پنج دقيقه و ارزش آن"
1- از افتادن پيشگيري كنيد.
خطرات منزل خود را در مورد پيشگيري از افتادن و سقوط بررسي كنيد. در هر سال هزاران فرد مسن در خانه مي افتند. افتادن اغلب باعث شكستگي استخوان افراد مسن مي شود.
2- آماده باشيد.
مطمئن باشيد كه اعضا خانواده آموزش هاي لازم را ديده اند و مي دانند كه در مواقع اضطراري چه عملي را انجام دهند. برنامه مقابله با هر حادثه را داشته باشيد و آن را تمرين كنيد.
3- مشاوره دهيد.
با بچه هاي خود در باره چگونگي محافظت خودشان در مقابل بيماري ها، صدمات و پيشگيري از رفتار هاي خطرناك مانند استفاده از دخانيات و رفتار هاي جنسي و ديگر موارد ضروري صحبت كنيد و مشاور هاي لازم را به آن ها بدهيد.


شيمي درماني، استفاده از داروهاي شيميايي براي درمان يك بيماري است. مثلا خوردن آنتي بيوتيكي كه براي درمان بيماري عفوني مي خوريم، نوعي شيمي درماني است، اما امروزه اين اصطلاح فقط در مورد داروهاي ضد سرطان استفاده مي شود. سرطان بيماري است كه درآن سلولهاي طبيعي بدن شروع به تكثير بيش از حد و خارج از كنترل ميكنند. اگر از اين تكثير بي رويه ممانعت بعمل نيايد، سلولها در تمام بدن پخش شده ومنجر به بروز عوار وخيم و حتي مرگ مي شوند. داروهاي شيميدرماني، تكثير سلولهاي سرطاني را متوقف كرده و باعث نابودي آن ها مي گردند. آ ن ها در توانائي ساخت DNA جديد يا تقسيم سلولي اختلال ايجاد ميكنند. همين طور در برخي موارد، باعث ايجاد مرگ برنامه ريزي شده سلولي شده و سبب خودكشي سلول سرطاني ميگردند. افراد در تمام سنين و در هر دو جنس مي توانند به انواع سرطان مبتلا گرديده و به تبع آن شيمي درماني نيز براي آن ها حياتي است.
نحوه انجام شيمي درماني
همان طوري كه يك فرد از راه هاي گوناگون مي تواند دارو مصرف كند، داروهاي شيمي درماني نيز از راه هاي مختلف، مانند خوردن قرص يا تزريق آمپول به بدن فرد بيمار وارد ميشود. پزشك متخصص سرطان (آنكولوژيست) در مورد نحوه مصرف دارو، تصميم ميگيرد. يكي از اين راه ها، تزريق به داخل وريد هاي خوني است. لولهاي در درون وريد فرد بيمار ( معمولاً درساعد) قرار داده شده و اين به يك كيسه يا يك پمپ وصل است كه حاوي داروي شيمي درماني ميباشد. بدليل اين كه دارو مستقيماً وارد رگ بيمار ميشود، درسرتاسر بدن منتشر شده و به سلول هاي سرطاني ميرسد. مسيرجانبي نيز تعبيه گرديده و امكان تجويز داروهاي ديگر را نيز از اين راه به پزشك ميدهد. همين طور از اين طريق گرفتن نمونه خوني بيمار به راحتي امكان پذير شده و بيمار مرتب در معرض فرو بردن سوزن به بدنش قرار نميگيرد.
نوع داروي مورداستفاده در شيمي درماني بستگي به نوع سرطان و نيز عضوي از بدن كه سلول هاي سرطاني درآن جا تجمع يافته اند، دارد. ممكن است براي يك فرد، شيمي درماني بصورت روزانه، براي ديگري در فواصل هفتگي و براي يك بيمار ديگر در فواصل ماهانه انجام شود. براي دورههاي شيميدرماني از واژه " سيكل درماني" استفاده ميشود. بيشتر سيكل هاي درماني با بستري شدن بيمار در بيمارستان انجام ميگيرد، اما در برخي موارد، بيمار ميتواند به بيمارستان يا مطب مراجعه كرده و بعد از گرفتن دارو و انجام درمان به خانه خود برگردد.
عوارض
اولين نكته درباره شيميدرماني نگراني بيماران درباره عوارض استفاده از دارو بخصوص بر پوست و موها است. اگرچه داروهاي شيميدرماني با هدف جلوگيري از رشد و تكثير سلولهاي سرطاني ساخته شدهاند، اما با ورود به گردش خون به سلولهاي سالم نيز آسيب ميزنند. ريزش مو معمولا پس از دو تا سه هفته از روز آغاز اولين مرحله شيمي درماني شروع مي شود. سوء تغذيه و کمبود پروتئين مي تواند به ريزش مو در بيماران شدت بخشد. نكته مهم، بهبود يافتن سلولهاي آسيب ديده پس از دوران شيميدرماني است. رويش جديد مو معمولا حدود هفت هفته يا دو ماه پس از پايان شيمي درماني صورت مي گيرد.
شيمي درماني روي سلول هايي كه تقسيم فعال دارند تاثير بيشتري مي گذارد. در مغز استخوان كه محل توليد سلولهاي خوني است، تقسيم سلولي به فراواني روي مي دهد و دارو هاي شيمي درماني بر روي اين بافت تاثير زيادي داشته و سبب كمكاري آن ميشوند. همان طور كه مي دانيم گلبولهاي سفيد خون كه در پيش گيري از عفونت و مبارزه با ميكروبها نقش اصلي را بازي ميكنند، در مغز استخوان ساخته ميشوند. اين سلول ها در طول شيمي درماني كم ميشوند و احتمال ابتلا به بيماريهاي عفوني در بيماران تحت درمان افزايش مييابد. تب بيشتر از 38 درجه، لرز، عرق شبانه، اسهال شديد، سوزش و درد به هنگام ادرار همگي از نشانههاي عفونت محسوب ميشوند. براي جلوگيري از عفونت، در هنگام شستن دستها حتما از صابون بايد استفاده شود، رفت و آمد در مكانهاي شلوغ صورت نگيرد، از خوردن ميوه و سبزيهاي خام و نپخته اجتناب شود و از بوجود آمدن هرگونه زخم بر سطح پوست و بخصوص دهان و لثه جلوگيري گردد. البته بدون تجويز پزشك، بطور خودسرانه هيچ دارويي نبايد مصرف گردد.
حالت تهوع بخصوص در يكي دو روز اول شيمي درماني، خشكي دهان و تشنگي، التهاب و زخم مخاط دهان و لثه، تغيير در عادت ماهانه بانوان يا قطع آن، حساسيت و تغيير رنگ پوست و ناخن، تنگی نفس، كم خوني، ضعف و اختلال زود گذر اعصاب و عضلات، بي اشتهايي، تهوع، استفراغ، اسهال و گاهي يبوست، مومور شدن پوست، اختلال در شنوايي و صداي زنگ در گوش ها، دفع زياد ادرار، ، ورم و پف كردگي، كم شدن تعداد اسپرم و کاهش ميل جنسي، ضعف عمومي، ترس و اضطراب، خواب آلودگي، افسردگي و درد در محل تزريق ممكن است براي بيماران پيش آيد. بيشتر عوارض شيمي درماني موقتي بوده و پس از سپري شدن دوره هاي درماني از بين مي روند. از نگراني هاي مهم بانوان، ناتواني در بارداري يا ابتلا به يائسگي زود رس است. بايد توجه داشت كه روند هاي درماني مختلف، داراي عوارض جانبي گوناگون مي باشند و بهتر است در اين زمينه با پزشك معالج خود مشورت كرد.
دوره هاي استراحت
دربين سيكلهاي شيميدرماني، دورههاي استراحت وجود دارد كه دراين دورهها هيچ گونه درماني برروي بيمار صورت نميگيرد. اين دورهها باعث ميشود كه بدن فرد بيمار، از اثرات شيمي درماني كه علاوه برروي سلول هاي سرطاني، برروي سلول هاي طبيعي هم تاثير دارند، رهايي يابد. اين دورههاي استراحت باعث ميشوند كه عوارض جانبي در شخص از بين برود. زمان استراحت بين سيكل هاي شيمي درماني بستگي به نوع بدخيمي، نوع دارو هاي مصرفي و عوامل ديگر متفاوت مي باشد. اين دوره ها معمولا طوري انتخاب مي شود كه در اين فاصله، بدن فرصت كافي براي ترميم بافت هاي سالم آسيب ديده داشته باشد .
تغذيه مناسب
شيميدرماني ممكن است به كاهش اشتها بيانجامد كه بيماران بايد با آن مبارزه كنند، چون كاهش غذا به كاهش وزن و كم شدن مقاومت بدن منجر شده و بهبودي را به تعويق مياندازد. در سه روز نخست شيميدرماني بيماران بايد از گوشت سفيد مثل مرغ و ماهي استفاده كنند و پس از اين مدت ميتوانند گوشت قرمز بخصوص ماهيچه يا ترجيحا عصاره آن را مصرف كنند. مصرف پروتئين تقريبا بايد دو برابر شود و سبزيجات و مايعات به مقدار كافي مصرف شوند. براي جلوگيري از تهوع بهتر است دفعات غذا خوردن را بيشتر و مقدارش را كمتر كرد. براي رفع اسهال از خوردن غذاهايي مثل سبزيهاي خام، نخود و لوبيا، غذاهاي سرخ شده يا چرب، ادويه، شيريني، نمك زياد، ترشي و غذاهاي خيلي سرد يا خيلي گرم بايد خودداري كرد و پس از بهبودي، غذاهايي مثل كته، نان، سيبزميني پخته، ماست، پنير، تخممرغ پخته و ماكاروني خورده شوند. از مصرف زياد نمك پرهيز شود. اگر مشكل كليوي وجود ندارد، نوشيدن روزانه بايد دو تا سه ليتر آب يا ساير مايعات مانند دوغ، آب هندوانه تازه، آب سيب تازه و چاي به ويژه چاي سبز توصيه مي شود.
درمان هاي مكمل
برخي از سرطان ها با استفاده از شيمي درماني بهبود مييابند، ولي برخي ديگر نياز به درمانهاي مكمل دارند. مثلاً علاوه بر شيمي درماني بايد از پرتودرماني يا جراحي نيز استفاده كرد. پرتو درماني، با استفاده از پرتوهاي تابشي، شبيه شيمي درماني، سلولهاي سرطاني را از بين ميبرد و جراحي براي خارج كردن تودههاي بزرگ سلولهاي سرطاني كاربرد دارد.
چند توصيه مفيد
بايد توجه داشت كه زمان انجام شيمي درماني، زمان خوبي براي بيمارشدن نيست. خوردن غذاهاي سالم و نوشيدن مايعات به مقدار زياد، شستن مرتب دست ها، مخصوصاً قبل از غذا خوردن، بعد از دستشويي و بعد از تماس با حيوانات، جهت جلوگيري از ابتلا به عفونتها، دوري از مكان هاي شلوغ و نيز عدم تماس با افراد سرماخورده و يا مبتلا به آنفولانزا و آبلهمرغان، داشتن خواب كافي و چكآپ در دوره شيمي درماني و مراجعه به پزشك پس از اتمام دوره شيمي درماني مهم هستند.
همچنين مصرف خودسرانه هر دارويي در دوران شيميدرماني ممكن است فرآيند درمان را مختل كند، به طوري كه حتي مصرف خودسرانه دارويي مثل آسپرين ميتواند به خونريزي داخلي منجر شود. بنا بر اين از مصرف هر گونه دارو بدون اطلاع پزشك بايد خود داري كرد. زوجهاي جواني كه يكي از آن ها تحت شيميدرماني قرار گرفته است، در طول دوره درمان نبايد براي فرزند دار شدن اقدام كنند. نگهداري از حيوانات خانگي مثل سگ، گربه و پرنده هم در روزهاي شيميدرماني ممنوع است. تزريق داروهاي شيمي درماني به داخل رگ، ممكن است باعث صدمه به رگ ها در ناحيه تزريق شود. براي كاهش اين صدمات، پس از تزريق دارو از كمپرس گرم بر روي محل تزريق استفاده شده و اين كار را چند بار تكرار گردد.
ياري خانواده و دوستان
داروهاي مختلفي دركاهش عوارض جانبي شيمي درماني در دسترس هستند و باعث ميشوند كه فرد بيمار احساس بهتري داشته باشد، همين طور خانواده و دوستان بيمار، ميتوانند با ايجاد فضاي اميدبخش و شاد و دادن روحيه، در تحمل مشكلات دوره شيمي درماني، به او ياري رسان باشند. پزشكان ، پرستاران و ساير اعضاء گروه درماني نيز سعي ميكنند، به سئوالات فرد بيمار، خانواده و اطرافيان او پاسخ كافي بدهند تا باعث ايجاد اطمينان و آرامش خاطر در آن ها شوند. با برقراري تماس تلفني، ارسال نامه، كارت پستال و پيام الكترونيك ابراز علاقه خود را به فرد بيمار نشان دهيد و با سرزدن به او زمان خوشي را در كنار هم سپري كنيد.

تصور كنيد كه زندگي بدون بيماري و سرشار از سلامتي چقدر زيباست. فكر كردن در مورد بيماري ها، حتي بدون ابتلا شخص به بيماري خاصي، فرد را دچار نگراني و اضطراب مي كند. محققان مختلف در سرتاسر دنيا براي شناخت بيماري ها، عوامل خطر زا براي ابتلا به آن ها و پيدا كردن راه هاي درمان سخت در تلاش هستند. از بيماري هاي قلبي گرفته تا سرطان سينه و حتي تا افسردگي جزء نگراني هاي مهم بانوان در مورد وضعيت سلامتي خودشان است. در اينجا پنج نگراني اصلي بانوان آورده شده است: بيماري قلبي، سرطان سينه، پوكي استخوان، افسردگي و بيماري هاي خود ايمني. همچنين عوامل خطر زاي ابتلا به اين مشكلات و راه هاي پيشگيري از آن ها ذكر شده اند. اما مهمترين نكته اين است كه خانم ها بايد بيشتر به فكر سلامتي خود باشند. دانستن تاريخچه سلامتي خانواده، توجه به توصيه هاي پزشكان و نيز دقت در مورد نشانه هاي بيماري هاي مختلف بسيار حائز اهميت هستند. بهترين تشخيص دهنده بيماري ها و بهترين درمان كننده بيماري ها، خود شما هستيد.
بيماري هاي قلبي
بيماري هاي قلبي مهمترين عامل مرگ در هر دو جنس زن و مرد است. بر طبق گزارش مركز كنترل و پيشگيري از بيماري هاي آمريكا، اين بيماري ها، عامل حدود 29% تمام مرگ هاي بانوان است. علاوه بر مرگ زودرس، مهمترين مشكلي كه بيماري هاي قلبي سبب مي شوند، ايجاد معلوليت و ناتواني در بيشتر مبتلايان است. به خاطر اينكه بيماري قلبي بر روي توانايي هاي بدني مبتلايان تاثيرات مخرب مي گذارد، خيلي از بانوان بعد از ابتلا به بيماري قلبي با اختلالات تنفسي، مشكل در قدم زدن، مشكل در بالا رفتن از پله ها و موارد ديگر به زندگي سخت خود ادامه مي دهند. اگرچه ميزان مرگ و مير ناشي از بيماري هاي قلبي در آقايان بيشتر از بانوان است، اما خيلي از خانم ها تمايل دارند كه بيماري قلبي خود را بروز نداده و تحت معاينه قرار نگيرند و هنگامي در آن ها بيماري تشخيص داده مي شود كه ممكن است خيلي دير شده باشد. نشانه هاي بيماري قلبي خيلي مشخص و آشكار است و بانوان نبايد اين نشانه ها را دست كم بگيرند. درد سينه، علامت آشكار بيماري قلبي است، اما خيلي ها ممكن است فقط نشانه هايي مانند درد شانه، درد مختصر در قسمت فك، تهوع، استفراغ و تنگي نفس را بروز دهند.
انجمن قلب آمريكا اين عوامل خطر زا را براي ابتلا به بيماري هاي قلبي اعلام كرده است: بالا رفتن سن، جنس مذكر (مردان، بيماري هاي قلبي را در سنين پائين تر بروز مي دهند)، نژاد (افرادي كه سابقه خانوادگي از ابتلا به بيماري قلبي دارند در معرض خطر بيشتر هستند)، سيگار كشيدن، كلسترول خون بالا ، فشار خون بالا، ورزش نكردن و انجام ندادن فعاليت هاي بدني منظم، اضافه وزن و چاقي و در آخر ابتلا به بيماري قند يا ديابت. مهمترين نكته براي كاهش احتمال خطر ابتلا به بيماري قلبي، انتخاب زندگي سالم و دوري از عوامل خطر زا است. با تغيير زندگي و انتخاب تغذيه سالم و متعادل از تمامي مواد غذايي كه سرشار از سبزيجات و ميوه ها باشد و نيز انجام مرتب ورزش از خود را از خطر بيماري هاي قلبي دور كنيد.
سرطان سينه
سرطان سينه شايع ترين سرطان در بين بانوان است. اين بيماري بعد از سرطان ريه، مهمترين عامل مرگ بانوان مي باشد. متخصصين مي گويند كه گاهي اوقات ترس از سرطان سينه، بيش از حد و اغراق آميز بوده و باعث مي شود كه خانم ها براي معاينه و بررسي بيشتر نزد پزشك نروند، يا از طرف ديگر تصميم عجولانه براي عمل جراحي و برداشت سينه را اتخاذ كنند، در صورتي كه ممكن است نيازي به اين كار نباشد. عوامل خطر زا و راه هاي شناخت نشانه هاي مشكوك را فرا بگيرند و در مراحل ابتدايي بيماري، نزد پزشك خود بروند.
در اين جا چند عامل خطر زا براي ابتلا به سرطان سينه آورده شده است: بالا رفتن سن، مسائل ژنتيكي (تقريبا 5% تا 10% موارد سرطان سينه به جهش هاي ژني مرتبط است)، سابقه خانوادگي از ابتلا به بيماري، نژاد (سفيد پوستان در مقايسه با سياه پوستان در ابتلا به سرطان سينه كمي مستعد تر هستند)، سابقه نمونه برداري غير طبيعي سينه در گذشته، سابقه پرتو تابي سينه در گذشته، سابقه عادت ماهيانه زود هنگام ( قبل از 12 سالگي ) يا يائسگي بعد از 55 سالگي، نداشتن فرزند، مصرف برخي داروها، نوشيدن الكل، تغذيه ناكافي و چاقي.
پزشكان كنترل وزن، ورزش، عدم استعمال دخانيات و مشورت با پزشك در مورد احتمال خطر ابتلا به بيماري و معاينه به موقع را توصيه مي كنند. بايد هميشه عوامل خطر زا را مد نظر داشت. ذكر اين كه مادر شما مبتلا به سرطان سينه نشده، براي اين كه شما تصور كنيد كه در مقابل اين بيماري مصون هستيد، دليل محكمي نيست. البته اين نكته هم مهم است كه برخي بانوان كه يك يا چند مورد از عوامل خطر زا را دارند هرگز به سرطان سينه مبتلا نمي شوند.
پوكي استخوان
پوكي استخوان، كمر درد و شكنندگي استخوان ها مشكلاتي هستند كه خانم هاي مسن در مورد آن ها نگران دارند. پوكي استخوان 44 ميليون آمريكايي را تهديد مي كند كه 68% آن ها را بانوان تشكيل مي دهد. اما پوكي استخوان به مقدار زياد قابل پيشگيري است. نحوه زندگي و تغذيه بانوان در دوران كودكي، بلوغ و سنين ابتدايي بزرگسالي نقش مهمي را در پيشگيري از ابتلا به بيماري بر عهده دارد. اين به خاطر آن است كه بيشتر توده استخواني بدن تا سن 30 سالگي شكل مي گيرد و سپس تشكيل استخوان ها متوقف شده و تمركز بر روي حفظ و نگهداري استخوان ها معطوف مي گردد. البته هرگز براي داشتن استخوان هاي قوي و پيشگيري از شكستگي دير نيست. بدن هر كاري را كه بتواند براي بازسازي استخوان هاي صدمه ديده انجام مي دهد، اما شما بايد ابزارهاي آن را فراهم كنيد. مصرف كلسيم به ميزان كافي و انجام ورزش و فعاليت هاي بدني مرتب و منظم از ابزارهاي اين كار هستند.
برخي عوامل خطر زا براي ابتلا به پوكي استخوان عبارتند از: جنس مونث بودن، سن بالا، استخوان هاي كوچك و نازك، نژاد ( زنان سفيد پوست و آسيايي در معرض خطر بيشتر هستند)، سابقه خانوادگي از ابتلا به پوكي استخوان، هورمون هاي جنسي( دوره هاي نامنظم عادت ماهيانه و از دست دادن هورمون استروژن در دوران يائسگي ممكن است خطر را افزايش دهند)، تغذيه فاقد كلسيم و ويتامين D كافي، مصرف برخي داروها مخصوصا كورتون ها و برخي داروهاي ضد تشنج و ضد اسپاسم، زندگي غير فعال و كم تحرك، سيگار كشيدن و نوشيدن الكل. در مورد خطر ابتلا به پوكي استخوان و آن چه كه شما مي توانيد براي پيشگيري از آن انجام دهيد، با پزشك خود مشورت نماييد.
افسردگي
بنظر مي رسد كه افسردگي، زنان را بيشتر از مردان تحت تاثير قرار مي دهد. گزارش هاي مختلف حاكي از آن است كه ساليانه، در مقايسه با 6 ميليون مرد، حدود 12 ميليون زن دچار افسردگي مي شوند. در طول زندگي، بانوان بيشتر به ارتباط با ديگران، توجه و حمايت نياز دارند و اگر اين ها فراهم نباشد شخص به طرف افسردگي پيش خواهد رفت. گاهي اوقات تغييرات هورموني، به ويژه بعد از حاملگي و زايمان و در دوران يائسگي مي تواند افسردگي را آغاز كند.
ساير عوامل خطر زا براي ابتلا به افسردگي عبارتند از: سابقه قبلي از ابتلا به افسردگي، سابقه خانوادگي از بيماري افسردگي، سابقه مشكلات قلبي، ابتلا به بيماري هاي مزمن جدي، مشكلات زناشويي، بدرفتاري، استفاده از برخي داروها كه مي توانند سبب ايجاد افسردگي شوند مانند داروهاي فشار خون يا داروهاي ضد صرع، حادثه استرس زا در زندگي مانند از دست دادن شغل يا فوت نزديكان، ابتلا به برخي بيماري ها مانند كم خوني و مشكلات غده تيروئيد، انجام جراحي يا ابتلا به بيماري در مدت هاي اخير، اختلالات تغذيه اي، سابقه بد رفتاري بدني يا خشونت جنسي در دوران كودكي و نگراني و تشويش بيش از حد. براي كمك به كاهش خطر افسردگي، يك دليل براي بيدار شدن در صبح ها پيدا كنيد، يعني به فكر يافتن دليلي براي ادامه زندگي بگرديد. موضوعاتي مانند كار، عشق و كمك كردن به ديگران دلايل خوبي هستند. سالم ترين افراد، چه زنان و چه مردان، كساني هستند كه داراي روابط با محبت و دوستانه مي باشند. كساني كه اين ويژگي را ندارند، مي توانند خطر افسردگي را با كوشش براي رسيدن به داشتن روابط اجتماعي و صميمي با ديگران كاهش دهند.
بيماري هاي خود ايمني
بيماري هاي خود ايمني يك گروه از اختلالات هستند كه در آن ها سيستم ايمني بدن بر عليه خود بدن فعال شده و بافت ها را تخريب كرده يا در عملكرد آن ها مشكل ايجاد مي كند. در اين گروه از بيماري ها بيش از 80 بيماري مزمن جدي مانند لوپوس، مولتيپل اسكلروزيس (MS ) و ديابت تيپ يك وجود دارند. بر طبق گزارش هاي علمي، در حدود 75% از بيماري هاي خود ايمني در بانوان رخ مي دهد. اكثر اين بيماري ها، بجز ديابت، بيماري تيروئيد و لوپوس شايع نيستند، اما مجموعا چهارمين گروه عوامل ايجاد كننده ناتواني در بين بانوان آمريكايي را تشكيل مي دهند.
عوامل ايجاد كننده بيماري هاي خود ايمني به خوبي شناخته نشده اند، اما مسائل مرتبط با ژنتيك، عوامل هورموني و تاثيرات محيطي ممكن است دخيل باشند. در اين زمينه به تحقيقات گسترده تر نياز جدي وجود دارد. از آن جايي كه بيماري هاي خود ايمني كاملا شناخته شده نيستند، اشاره به عوامل خطر زاي ابتلا هم سخت و دشوار است. علائم مي توانند غير اختصاصي بوده و تشخيص دقيق را مشكل كنند. به هر حال اگر در خود يا بستگان خود، نشانه اي غير عادي را مشاهده مي كنيد، خيلي مهم است كه نزد پزشك رفته و مشكل خود را مطرح كنيد. در اين موارد، تشخيص علت مشكل براي خانم ها اهميت بيشتري دارد و شايد نياز به مراجعه چند باره به پزشك خانواده يا به چند پزشك احساس شود، تا علت بيماري به درستي مشخص گردد. مراجعه به پزشكي كه وقت كافي را براي تشخيص بيماري شما داشته و نهايت تلاش و كوشش را براي بهبودي آن به خرج دهد، نكته حائز اهميت است.


تنها يك دليل خاص براي استفاده از مواد مخدر وجود ندارد. برخي از مردم، از مواد مخدر براي تفريح و تغيير احساسشان استفاده مي كنند، چون مي خواهند احساسي بهتر يا متفاوت داشته باشند. اين افراد فكر مي كنند فوايدي در استفاده از اين مواد وجود دارد. عده اي نيز براي رسيدن به آرامش، خوش گذراني ، كنجكاوي يا براي گريز از درد هاي جسمي يا روحي به مواد مخدر روي مي آورند. اما نكته مهم و خطرناك اين است كه همگي آنها كم كم وابسته به اين مواد شده و معتاد مي گردند.
کشور ایران به لحاظ جغرافیایی در منطقه ای واقع شده است که بزرگ ترین منبع تولید مواد مخدر را در کنار خود دارد. واقع شدن در مسیر اصلی قاچاق این مواد و همچنین برخورداری جامعه ایران از ویژگی هایی همچون جوان بودن جمعیت و قرار داشتن در دوران گذار به سمت صنعتي شدن و تحولات ناشی از آن، جامعه ما را در برابر صدمات مرتبط با مواد مخدر آسیب پذیر ساخته است. گرفتار آمدن گروه بزرگی از جوانان در دام این مواد و کاهش میانگین سن اعتیاد باعث مي شود كه همگي در باره اين خطر مهلك نگران باشيم. واقعيت اين است كه بسياري از مردم، هم اكنون نيازمند دريافت كمك براي رهايي از اين تهديد خطرناك هستند كه در كمين فرزندان آن ها نشسيته است و هر لحظه سلامتي و خوشبختي آن ها را تهديد مي كند.
تا به حال، بارها با كلمه اعتياد بر خورد كرده ايد، اما شايد مفهوم آن توسط افراد مختلف به صورت هاي متفاوت تفسير شود. براي برخورد درست با مساله اعتياد، لازم است كه دانسته هاي خود را در خصوص آن افزايش دهيم. روزهايي مانند روز جهاني مبارزه با مواد مخدر، اوقاتي هستند كه مي توانيم در مورد اين مشكل حاد جامعه، بيشتر مطالعه كرده و بيشتر بيانديشيم.
اعتياد
اعتياد يعني وابستگی به مواد، به گونه ای که کاملاً مضر به حال شخص و اجتماع باشد. در متون مربوط به اعتياد، هر نوع تركيب شيميايي كه باعث تغيير در كار كرد مغز شود را " ماده" و به مجموعه آن ها " مواد " مي گويند. اين تغيير ناشي از اعتياد مي تواند به صورت هيجان، افسردگي، رفتار ناهنجار، عصبانيت يا اختلال در قضاوت باشد. به عبارت گسترده تر، مواد شامل آن چيزهايي است كه مصرف آن غير قانوني است، تغيير روحي ايجاد مي كند و به خود و ديگران آسيب مي رساند. از سوی دیگر اعتیاد به معناي وابستگی هم است. وابستگی نیز به نوبه خود به معنای تمایل شدید فرد به ادامه مصرف یک ماده می باشد، به طوری که وابستگی به عنوان یک بيماري بالینی با جنبه های رواني يا رفتاری شناختی و جسمي، باعث می شود که فرد، مصرف مواد را به رفتارهای دیگر ترجیح دهد. وابستگي رواني بدين صورت است كه فرد داراي فعاليت هاي مواد جويي مي باشد و جنبه جسمي آن بيشتر جنبه هاي فيزيولوژيك آن را كه با ترك مرتبط است، شامل مي گردد. البته در اين جا بايد به واژه " سوء مصرف " هم اشاره كرد. سوء مصرف، حالت خفيف تر از وابستگي به يك ماده است و بدین معناست که اگر چه فرد نسبت به آن مواد اعتیاد ندارد ولی آن را مصرف می کند و سير پيشرفت آن معمولا به سمت وابستگي و اعتياد است. معتاد هم به انسانی اطلاق می شود که از چهار طریق خوردن ، تزریق ، دود کشیدن یا تنفس و بالاخره مقعد به مصرف يك یا چند ماده مخدر به طور مداوم می پردازد و در صورت قطع این عمل با مشکلات تنفسی، جسمي، روانی و رفتاری به تنهایی و یا با هم دچار می گردد. به عبارت دیگر معتاد، قربانی يك نوع وابستگی دارویی یا روانی به مواد مخدر شناخته می شود.
معیارهای تشخیص
برای تشخیص وابستگی به مواد، حداقل وجود ۳ نشانه از نشانه های زیر لازم است:
۱- تحمل: افزایش تدریجی مقدار ماده مصرفی لازم برای دستیابی به علائم مصرف آن ماده
۲- پیدایش نشانه هاي خاص در صورت عدم مصرف یا کاهش مقدار مصرف
۳- تمایل دائمی به مصرف و تلاش های ناموفق برای کاهش یا قطع مصرف ماده
۴- مختل شدن فعالیت های اجتماعی ، شغلی و تفریحی
۵- تداوم مصرف علی رغم آگاهی از عوارض آن
در معتادان، نشانه هايي مانند سرخوشي، گيجي، اختلال عملكرد رواني، كاهش تنفس، تنگ شدن مردمك چشم، تهوع و استفراغ، در برخي مواقع تشنج و اغماء بعد از استعمال مواد مخدر مشاهده مي گردد.
شخصیت فرد معتاد
استعمال مواد مخدر، انسان را دچار بی تفاوتی نسبت به پستی و بلندی های زندگی می کند. اکثر آنان در حالت جنگ و گریز بوده، با اجتماع میانه خوبی ندارند و نه تنها به افراد، بلکه به اجتماع نیز وفادار نیستند. اینان عادات و رسوم ملی و مذهبی را زیر پا می گذارند. حس مسئولیت فردی و اجتماعی ندارند، اغلب قید و بندی احساس نمی کنند، خود پسنداند و دیگران را مسئول اعمال و رفتار خود قلمداد می کنند، نمی توانند احساس گناه کنند، مرتب از دیگران انتقاد دارند و تمایل به کار کردن ندارند. اگر هم به کاری مشغول شوند نمی توانند به خوبی آن را انجام دهند. معتادان به ظاهر خود بی علاقه اند، زیاد دروغ می گویند، افکار عجیب و غریبی دارند و در حالت افسردگی و گوشه گیری به سر می برند.
در واقع استعمال مواد مخدر، اراده شهامت و جرات را از بین می برد. اعتياد، افراد مبتلا را به طور کامل بی هدف می کند، قدرت جسمی آنها را به تحلیل می برد و آنان جرات مقاومت، ایستادگی و پشتکار در برابر مشکلات را از دست می دهند. تنها هدف فرد معتاد، بدست آوردن ماده مورد اعتیاد است . بالاخره فساد بافت های مغزی در اثر مصرف مواد مخدر موجب می گردد که شخص کنترل حرکات خود را از دست بدهد و آمادگی آسیب رسانی به خود و دیگران را پیدا نماید .
مراحل اعتیاد
اعتیاد به هر شکلی که باشد معمولا طی یک دوره سه مرحله ای انجام می گیرد:
۱- مرحله آشنایی: در این مرحله شخص در اثر مسامحه یا تشویق دیگران یا میل به انجام یک کار تفریحی یا کنجکاوی یا علل دیگر مانند کسب لذت با مصرف مواد مخدر آشنا می شو د.
۲- مرحله میل به افزایش مصرف مواد: در این مرحله بدن هر روز به دریافت مواد بیشتر نیاز پیدا می کند. بعد از مدت ها استفاده نامرتب از مواد مخدر شخص دچار شک وتردید می شود و برای رهایی از آن دست به مبارزه با امیال خود می زند .
۳- مرحله اعتیاد (بیماری): در این مرحله بعد از شک و تردید و شاید مدتی ترک اعتیاد، شخص سرانجام به مرحله اعتیاد واقعی می رسد که اگر مواد مخدر بدون رعایت مراحل لازم ناگهان قطع شود نشانه های بيماري محرومیت بروز می کند.
عوارض اعتیاد
۱- عوارض جسمی: تاثير مواد مخدر بر روي مغز و ساير اندام هاي بدن كاملا ثابت شده است. ايجاد مشكلات روحي و رواني، افسردگي، اختلالات جنسي، پديد آمدن مشكلات و بيماري هاي گوناگون، ناهنجاري هاي پوستي، كاهش وزن و كاهش بافت عضلاني جزء عوارض شايع هستند. اگر مصرف روزانه شخص معتاد متوقف گردد، پس از گذشت ده تا دوازده ساعت عوارض جسمی و ناراحتی های عصبی، اضطراب، بی قراری، عطسه، ریزش مکرر آب از بینی و چشم، ناراحتی عضلانی، فشار شدید در ستون فقرات، دل درد و دل پیچه، بی اشتهایی، استفراغ مکرر، لاغری و کاهش وزن نمودار می گردد. نكته بسيار مهم اين است كه معتادان تزريقي در معرض خطرات بزرگتري هستند. تزريق مواد مخدر با استفاده از وسايل غير استريل و چند بار مصرف، موجب ابتلا فرد به بيماري هايي مانند ايدز، هپاتيت سي و هپاتيت بي و ساير عفونت هاي منتقله از راه خون مي گردد. اين بيماري هاي مهلك و مرگ آور به شركاي جنسي و نوزادان آن ها منتقل شده و آن ها را هم مبتلا مي كند. استفاده بانوان از مواد مخدر در طي دوران بارداري ممكن است باعث سقط، مشكلات در جنين، زايمان زودرس، نقص عضو نوزاد، وزن پايين به هنگام تولد و تاخير در رشد طبيعي نوزاد گردد.
2- عوارض روانی: شخص معتاد فاقد تعادل روانی است و لاابالی گری، عدم توجه به اصول و مقررات جامعه، تسلیم شدن در برابر پیشامد ها، ضعف اراده و بی توجهی به مسئولیت های فردی و اجتماعی از خصوصیات رفتاری او به شمار میآید. معتادان از لحاظ عاطفی، نابالغ، عصیان گر، بی قرار و دارای احساسات خصومت زا هستند. مصرف مواد مخدر مي تواند بر قدرت پاسخگويي مناسب فرد به يك موقعيت تاثير بگذارد و توانايي فرد را در تفكر دچار مشكل كند. ممكن است فرد دچار اختلال در بينايي، انقباضات عضلاني، حالت تهوع يا ساير علايم جسمي بشود. اين اثرات مي توانند خطر تصادفات رانندگي و غرق شدن را افزايش دهند و قدرت فرد را در عبور ايمن از خيابان كاهش دهند.
۳- عوارض اجتماعی: معتادان نه تنها مولد و سازنده نیستند، بلکه مصرف کنندگانی هستند که غیر از ضرر اجتماعی، هنری ندارند. فرد معتاد نسبت به اعضای خانواده خود احساس مسئولیت نمی کند، موقعیت اجتماعی او متزلزل است به دیگران اعتماد ندارد، برآوردن نیازهای خود را مقدم بر دیگران می داند، روابط اجتماعی او بسیار سطحی و تصنعی است و به ندرت می تواند پیوند های مستحکم عاطفی و وفاداری و تعهد داشته باشد. چنین فردی فقط برای کسی که بتواند برای او مواد مخدر تهیه کند، اهمیت قایل است. بدین ترتیب ارتکاب جرائم معتادان به علت ضعف روابط انسانی روز به روز بیشتر می شود و به همین دلیل اعتماد عمومی و اهمیت اجتماعی به خطر می افتد، زیرا بیشتر معتادان برای تامین مخارج مصرف مواد مخدر خود به راه های نادرستی نظیر دزدی ، تجاوز به دیگران ، و آدم کشی روی می آورند.
نكته آخر
اعتياد يك بيماري مزمن است. در منابع پزشكي، مشكلات ايجاد شده بر اثر مواد مخدر به دو دسته تقسيم مي شوند. يكي مسايل مربوط به خود مصرف مواد است و دسته دوم بيماري هايي جسمي و رواني است كه در اثر اعتياد به مواد ايجاد مي شود. به دليل بيماري بودن اعتياد، روش هاي پيشگيري از بيماري، درمان و توانبخشي براي آن وجود دارد. بايد مراقبت هاي لازم را براي جلوگيري از بيمار شدن جامعه بكار بريم. فرد معتاد بيمار است، پس براي درمان نيازمند ياري و كمك افراد متبحر و مردم دلسوز مي باشد. علی رغم این که اعتیاد یکی از پیچیده ترین بیماری ها می باشد، چنانچه فرد تمایل واقعی به درمان داشته و این امر برایش ارزشمند باشد و با روش درست به پیش رود، قطعا درمان می گردد.


دانش انتقال خون در طول قرن گذشته پيشرفت فراواني داشته است. اين پيشرفت در ابتداي قرن گذشته با كشف گروه هاي خوني ABO بوسيله كارل لند اشتاينر آغاز گرديد. در طول قرن اين پيشرفت به سمت انتقال خون ايمن و مطمئن ادامه پيدا كرد. اين حركت سريع به سمت دستيابي به انتقال خون ايمن و با احتمال خطر صفر پيش رفت. تمركز اوليه بر روي جمع آوري اطلاعات در رابطه با جنبه هاي گوناگون ساختمان آنتي ژن هاي گلبول هاي قرمز بود. در نتيجه بيشتر آنتي ژن هاي گلبول هاي قرمز در نيمه اول قرن گذشته كشف شدند. سرولوژي گلبول هاي قرمز، افق جديدي از دانش به نام "ايمونوهماتولوژي" را گشود.
به تدريج تحقيقات به سمت ساير اجزاء سلولي خون ميل پيدا كرد. تا پايان قرن همه اجزاء سلولي خون در درمان انسان ها مورد استفاده قرار گرفتند. جالب ترين و بهترين پيشرفت ها، در زمينه سلول هاي بنيادين بود. حال با وجود پيشرفت هاي بزرگ در زمينه دانش انتقال خون، اين سئوال مطرح مي شود كه در ساليان آينده بانك هاي خون و دانش طب انتقال خون چه وضعي خواهند داشت؟ به عبارت ديگر آيا تا سال 2025 ميلادي طب انتقال خون وجود خواهد داشت يا خير؟ آيا در ساليان آينده انسان ها نيازي به استفاده از خون و فرآورده هاي خوني خواهند داشت و يا از پيشرفت هاي علمي حاصل شده به جاي خون و فرآورده هاي خوني بهره خواهند برد؟
اولين چيزي كه به ذهن مي آيد اين است كه آيا تخصص طب انتقال خون در سال هاي بعد از سال 2025 وجود داشته و ادامه خواهد داشت؟ به هر حال انتقال خون، درماني است كه جان انسان ها را نجات مي دهد و بدان نياز فراوان است. اگر ما به اين نياز نگاه دقيق بكنيم، مي بينيم كه تخصص هاي گوناگوني در آن دخيل بوده و نياز به فوايد و منافع آن بر حسب وضعيت باليني بيماران متفاوت است. نياز به انتقال خون بستگي به عوامل متعددي دارد. در حال حاضر مشاهده مي گردد كه نياز به خون در بيشتر اعمال جراحي كاهش پيدا كرده است. اين به خاطر استفاده از فنون پيشرفته، بهره گيري از تجهيزات بهتر و تجربيات بدست آمده بوسيله جراحان و پزشكان است. مثال هاي خوبي ير اي اين ادعا جراحي قلب باز و شكم (مانند برداشتن كيسه صفرا) مي باشد. در حدود يك دهه پيش، استفاده از دو تا چهار واحد خون براي اين نوع از اعمال جراحي (يا حداقل نگهداري به صورت رزرو ) امري عادي بود. به هر حال، به دلايل متعدد استفاده از خون به طور قابل توجهي كاهش پيدا كرده است. علاوه بر اين ها، سازمان هاي انتقال خون به طور مداوم در مورد پرهيز از انتقال خون غير ضروري و استفاده با درايت، منطقي و در موقع نياز واقعي از خون و فرآورده هاي آن اطلاع رساني مي كنند
ظهور تخصص هاي جديد در قرن گذشته از نشانه هاي مهم پيشرفت علم پزشكي بود. يك نمونه مشخص از اين پيشرفت ها، درمان با كمك سلول هاي بنيادي است كه در بسياري از كشورها تبديل به يك درمان روزمره و عادي شده است. در سرتاسر جهان به خاطر اقدامات درماني سطح بالا، نياز به خون و فرآورده هاي خوني بتدريج در حال افزايش است. اگرچه در برخي شاخه هاي درماني ضروريت استفاده از خون كاهش پيدا كرده، اما در كل نياز براي خون بتدريج در حال افزايش است.
هنوز در حوزه بانك خون، ايمن سازي انتقال خون به عنوان مهمترين نكته مهم قابل توجه، باقي مانده است. دانشمندان دخيل در اين حوزه كوشش هاي خود را براي بهبود روش ها و فنون متمركز كرده اند. در ابتدا حركت به سمت انتقال خون ايمن با تست هاي خيلي ساده مانند روش هاي ميكروسكوپي يا هماگلوتيناسيون غير فعال آغاز شده و حالا به تست هاي بسيار حساس مانند تست هاي اسيد نوكلئيك رسيده است. كوشش ها براي افزودن حساسيت تست هاي تشخيصي براي بالا بردن محدوده قابل تشخيص عوامل بيماري زا معطوف است. به غير از افزايش حساسيت تست هاي گوناگون، همانطور كه عوامل بيماري زاي جديد به طور مداوم به عنوان عوامل خطر زا ظهور پيدا مي كردند، تست هاي مدرن و پيشرفته هم عرضه گشتند. هرگز فكر نمي شد كه برخي از عوامل بيماري زا به عنوان تهديد هاي منتقله از راه خون محسوب گردند. به دليل تغيير رفتار انسان ها و حيوانات، پيشرفت دانش و فنون تشخيصي، همچنين هشياري بهتر سازمان هاي انتقال خون، بيماري هاي جديد همراه با انتقال خون در چشم انداز قرار گرفته و در مورد آن ها دقت كافي صورت مي گيرد.
در قرن گذشته طب انتقال خون تبديل به حالتي نيمه باليني شد. بر خلاف تخصص هاي پارا كلينيكي و پره كلينيكي، اين دانش نه تنها با نمونه هاي بيماران سرو كار دارد، بلكه با اهدا كنندگان خون و گيرندگان خون كه اشخاص زنده اي هستند، نيز در ارتباط است. براي اهدا كننده خون، بانك هاي خون اقدامات ساده اي مانند غربال گري و جمع آوري خون تا اقدامات پيچيده مانند آفرزيس، بر داشت سلول هاي بنيادين، نگهداري خون بند ناف و ساير موارد را بر عهده دارند. برخي از مراكز انتقال خون، اقدامات مهم تري مانند آفرزيس درماني و تعويض خون را به عنوان اقدامات درماني در كنار تخت بيمار انجام مي دهند.
حال به سئوال اول خود بر مي گرديم كه آينده انتقال خون چه خواهد بود؟ چه پيشرفت هايي خواهد داشت؟ آيا اين تخصص بعد از سال 2025 ادامه حيات خواهد داد؟ ما دقيقا نمي دانيم و در اين زمينه بحث هاي فراواني وجود دارد.
نگراني هايي در ذهن صاحبان بانك هاي خون وجود دارد، مخصوصا اين كه اگر جايگزين هايي براي اجزاي خون به بازار بيايد، چه اتفاقي خواهد افتاد؟ اين يك ترس واقعي، به دليل پيشرفت هاي تحقيقاتي در سطح مولكولي مي باشد. چند شركت تجارتي بر روي پيدا كردن جايگزين ها براي سلول هاي قرمز خون ( RBC) كار مي كنند. يكي از اين موفقيت هاي نسبي، توليد محلول هموگلوبين است، به هر حال، كل پروژه توفيق چنداني نيافت و ميليون ها دلار به هر رفت. دستيابي به موفقيت در تهيه جايگزين براي گلبول هاي قرمز خون به دليل ساختار پيچيده و عملكردهاي گوناگون سلولي يك كار فوق العاده سخت و دشوار است. اطلاعات زيادي در مورد اين تحقيقات در نشريات علمي يا اينترنت قابل حصول نيست، زيرا تحقيقات در اين زمينه محرمانه بوده و جزء اسرار شركت هاي تجاري محسوب مي گردد. اخيرا پيشرفت هايي در تهيه گلبول هاي قرمز قابل استفاده براي همگان و بدون توجه به گروه خوني با استفاده از آنزيم ها و مهار كردن جايگاه هاي آنتي ژني بر روي سطح گلبول هاي قرمز، حاصل شد. اين موفقيت ها باعث خواهد شد كه تزريق گلبول هاي قرمز بوسيله حذف و كاهش خاصيت آنتي ژنيسيته گلبول هاي قرمز ايمن تر شود. به هر حال در باره امكان پذيري توليد اين فرآورده در مقياس تجارتي و به صورت فراوان و نيز قيمت بالاي آن، پرسش ها همچنان باقي است. در مورد جايگزين هاي مصنوعي حمل كننده اكسيژن، ممكن است ما آن را تا سال 2025 به صورت استفاده عملي ببينيم. البته بايد توجه داشت كه ممكن است نتايج برخي تحقيقات به سطح كاربرد در كارآزمايي هاي باليني برسند، اما تا رسيدن به توليد انبوه و عرضه در بازار متاسفانه فاصله زياد است. در خوش بينانه ترين حالات اگر هر گونه جايگزين گلبول هاي قرمز به بازار بيايد، احتمالا به خاطر قيمت بالا و نيمه عمر بيولوژيك آن، نمي تواند براي گلبول هاي قرمز جايگزين رايجي گردد. خون مصنوعي براي تزريق فوري و اضطراري در اقدامات احياي بيماران مفيد خواهد بود. به هر حال بنظر مي رسد به خاطر وجود بيماراني كه نياز هميشگي به خون دارند و زندگي شان به تزريق خون وابسته است، سازمان هاي انتقال خون به حيات خود 15 تا 20 سال آينده ادامه خواهند داد.
البته اگر خون مصنوعي به واقعيت بپيوندد، قيمت يك عامل جلوگيري كننده به ويژه در كشورهاي در حال توسعه بوده و انتقال خون براي ساليان با تمركز بيشتر بر روي ايمني، ادامه پيدا خواهد كرد.
از چشم اندازهاي ديگر در آينده، توليد خون مصنوعي در محيط هاي كشت آزمايشگاهي است. گلبول هاي قرمز كه از نظر ژنتيكي دچار تغييراتي شده اند بر اي توليد در آزمايشگاه مورد استفاده قرار مي گيرند. اگر چه در نگاه اول اين يك ايده انتزاعي و فانتزي به نظر مي رسد، اما امكان دارد كه در عرض 10 تا 15 سال به واقعيت بپيوندد. چنين فرآورده هاي خوني خطرات همراه انتقال خون را نخواهد داشت و ترس از پاسخ ايمني گيرنده به خون تزريقي را ديگر شاهد نخواهيم بود. به هر حال دسترسي به آن ها و استفاده وسيع از اين محصولات به خاطر قيمت بالاي مورد انتظار و خطر توليد در محيط كشت مصنوعي، مورد ابهام است.
از ساليان قبل متخصصين طب انتقال خون در بسياري از كشورهاي پيشرفته و در حال توسعه، مشغول فعاليت بر روي جمع آوري سلول هاي بنيادين، پردازش، نگهداري و تزريق آن ها شده اند. كشت سلول هاي بنيادين و كار بر روي آن ها قبلا به وسيله بسياري از مراكز خون در كشورهاي پيشرفته انجام شده است. اخيرا پزشكان و محققان از رشته هاي گوناگون دانش پزشكي اقدام به بهره گيري از سلول هاي بنيادين براي درمان بيماري هاي گوناگون، شامل تزريق به قلب، نخاع، بافت عصبي و ساير بافت ها و اعضاء كرده اند. اين تنها ابتداي كار است. متخصصين طب انتقال خون چشم انداز خوبي در حوزه تحقيق و توسعه (R&D) در زيست شناسي سلول هاي بنيادين دارند.
در آينده پيشرفت زيادي در شيمي پروتئين ها حاصل خواهد شد. در حال حاضر پروتئين هاي درماني براي كاربرد باليني از پالايش خون بدست مي آيند. البته پيشرفت هاي زيادي در توليد پروتئين ها به كمك فن آوري نوتركيب بدست آمده است. فن آوري نوين ديگر در افق طب انتقال خون، فن آوري ترا ريخته (transgenic ) خواهد بود كه با استفاده از آن مقادير بالا پروتئين ها با خلوص بيشتر براي تزريق توليد خواهند شد. حيوانات ماده كه از نظر ژنتيكي بهينه سازي و دسنكاري شده اند، فاكتورهاي انعقادي انساني (مانند فاكتور هشت انعقادي ) را از راه ترشح در شير خود، توليد خواهند كرد. محدوديت هاي اين فن آوري ها در حال حاضر حجم كم توليد و قيمت هاي بالاي آن ها است.
بانك هاي خون متمركز يا منطقه اي در فعاليت هاي مرتبط به بانك داري بافت نيز دخيل خواهند بود. بانك داري استخوان، بانك داري پوست و بانك داري اسپرم ممكن است در آينده به عنوان كارهاي روزمره در بيشتر مراكز مهم خون تلقي انجام شوند. آزمايش هاي مرتبط با غربال گري اهدا كننده و گيرنده بافت مانند تست HLA و يا پايش بعد از پيوند بافت به عنوان يك بخش جدايي ناپذير از مسئوليت هاي مراكز خون در خواهد آمد.
زيست شناسي سرمايي (Cryobiology) مرزهاي نو و جديدي را بر روي متخصصين طب انتقال خون خواهد گشود. انجام كارهاي مختلف بر روي بافت هاي جامد و مايع با استفاده از زيست شناسي سرمايي، مستند سازي اين ها، باز يابي و تامين آن ها به عنوان يك شغل روزمره براي اين متخصصين در خواهد آمد. بانك هاي خون به خاطر اين كه با توليد، آزمايش، پردازش، مسائل حقوقي و مستند سازي آشناتر مي باشند، براي انجام اين وظايف شايسته تر هستند.
اميد است كه تغييرات مهمي در سازمان هاي انتقال خون در كشورهاي در حال توسعه مانند هند رخ بدهد. اين ها شامل نوسازي سازمان هاي انتقال خون براي كارايي بيشتر و ارائه بهتر خدمات خواهد بود. البته تعداد بانك هاي خون كاهش پيدا خواهد كرد. همچنين بهره مندي از فن آوري هاي پيشرفته و ظرفيت بالاي عملكردي سازمان هاي انتقال خون متمركز و يكپارچه سبب خواهد شد كه هزينه هاي اين سازمان ها كم شود. دو نوع مراكز انتقال خون در آينده وجود خواهند داشت. يك نوع سازمان هاي بزرگ متمركز يا منطقه اي خون خواهند بود. نوع ديگر بانك هاي خون كوچك بيمارستاني هستند كه مسئوليت هاي آن ها محدود به همان بيمارستان مي باشد. اين بانك هاي خون ممكن است واحد هاي خوني را جمع آوري نكنند، اما واحد هاي خوني آزمايش شده را از سازمان مركزي يا منطقه اي انتقال خون براي استفاده بوسيله بيمارستان دريافت مي نمايند. متخصصين طب انتقال خون در اين بانك هاي خون حاضر هستند و بر روي جنبه هاي باليني، شامل مشاوره باليني و طب انتقال خون درماني در كنار تخت بيماران نظارت دارند. آن ها در ساير حوزه هاي جالب مانند بانك داري بافت هم توجه خواهند داشت. كنترل شديد و مداخله مديران در كارهاي روزانه كاركنان فني توصيه نمي شود، زيرا بانك داري خون در دست مديران، اين سازمان ها را معمولا به شكل ديگري از بنگاه هاي منفعت طلب و تجاري تبديل خواهد كرد.
به طور كلي ما حداقل در كشورهاي در حال توسعه، چشم انداز خوبي را براي متخصصين طب انتقال خون تا سال 2025 پيش بيني مي كنيم. به هر حال، بانك داري سنتي خون بتدريج از بين خواهد رفت و متخصصين طب انتقال خون رهبري مراكز بزرگ خون را بر عهده خواهند گرفت. آن ها با مسائل باليني بيشتر آشنا شده و به طور فعال در ميزان و نوع تجويز فرآورده هاي خوني براي بيماران دخالت فعال خواهند داشت. حداقل به يك متخصص طب انتقال خون در هر بيمارستان بزرگ نياز خواهد بود. تهيه سلول هاي بنيادين و توزيع آن ها به يك وظيفه عادي تبديل خواهد شد. در چنين محيط رقابتي، بهترين ها به زندگي و ادامه فعاليت ادامه خواهند داد. سازمان هاي انتقال خون- هم بانك هاي خون مركزي و هم بانك هاي خون بيمارستاني– متخصصين مجرب و فرهيخته را در خود جاي خواهند داد.
زخم بستر يا زخم فشاری، آسيبي است كه در نواحي تحت فشار بدن، در اثر فشار مستمر ناشي از بي حركتي مداوم يا نشستن يا خوابيدن طولانی مدت در يک وضعيت ثابت، به علت كاهش خون رساني به بافت ايجاد مي شود. زخم بستر در افرادي كه به مدت طولاني بستری شده اند، در كساني كه به علل مختلف دچار ناتواني حركتي گشته اند و معلوليني كه از صندلي چرخ دار استفاده مي كنند، بيشتر بروز مي كند. زخم بستر خيلي سريع مي تواند پيشرفت كند و حتي در افرادي كه براي مدت بسيار كوتاه و حتي فقط يك ساعت بدون حركت مانده اند، ديده شده است. كساني كه در گذشته مبتلا به زخم بستر شده اند، مستعد ابتلا مجدد به اين مشكل هستند.
در ايالات متحده، شيوع زخم بستر در بين بيماراني كه به سختي درمان مي شوند، 10 تا 18 درصد، در بين بيماراني كه درمان طولاني مدت دارند، 2 تا 28 درصد، در بين بيماراني كه در منزل مداوا مي شوند، 5 تا 29 درصد و در بين بيماران بستري در بخش مراقبت هاي ويژه CCU ، 8 تا 40 درصد شيوع دارد.
زخم بستر در نقاطی از بدن که فشار وزن بدن بيمار را تحمل می کند و در نزديكي استخوان ها قرار دارند ( مانند ناحيه باسن، ستون مهره ها، قسمت تحتاني كمر، لگن، پس سر، زانوها، پاشنه پا، شانه ها و آرنج ها ) ديده می شود. در اين قسمت هاي نزديك استخوان ها فشار بيشتری بر پوست وارد می شود و چربی کمتری برای محافظت وجود دارد. مراقبين بيمار بايد به هنگام بررسی پوست از نظر نشانه های زخم بستر توجه بيشتری به اين قسمت ها داشته باشند. همچنين معلولين و كساني كه مجبورند از ويلچر استفاده كنند، بايد به اين مورد دقت نمايند.
در آغاز ممکن است زخم بستر فقط يک لکه قرمز پوستی باشد. اگر اين لکه پوستی از فشار بيشتر محافظت نگردد، وضع بدتر شده، قرمزی سريعاً به تاول و زخم باز تبديل می گردد. در موارد شديد، ممکن است کل ضخامت پوستی درگير شود و با ايجاد يک زخم عميق پوستی، عضلات يا استخوان ها نمايان شوند. بايد توجه داشت كه برای ايجاد زخم بستر نياز به يک فشار شديد نيست. حتي فشار يك تشک معمولي يا كشيدن بيمار بر روي تخت می تواند منجر به زخم بستر شود.
عوامل خطر زا
رطوبت ناشی از تعريق ، ادرار و مدفوع، پوست را نازک و مستعد صدمات ناشی از فشار می نمايد. به اين علت، افرادی که مبتلا به بی اختياری هستند، مستعد زخم بستر پيشرونده می باشند. همچنين در افرادی که روزانه به ميزان کافی پروتئين ، ويتامين هاي C و E ، کلسيم و روی دريافت نمی کنند، احتمال زخم بستر بيشتر است. سن نيز مهم است. در كهن سالان به علت نازک شدن پوست، احتمال ابتلا به زخم بستر بيشتر می شود. چربی زير پوستی نقش محافظتی را در پوست ايفا می نمايد و با افزايش سن، چربی زير پوستی به سمت مناطق عمقی انتقال می يابد و چربی کمتری برای محافظت از پوست باقي مي ماند. شيمي درماني، ديابت شيرين، بيماري آلزايمر، كم خوني و ايدز از ديگر عوامل ابتلا به زخم بستر هستند.
افراد در معرض خطر
افرادی بيشتر در معرض خطر ابتلا به زخم بستر قرار دارند که مدت زمان طولانی را در رختخواب، صندلی يا صندلی چرخ دار می مانند. کسانی که بدون کمک ديگران قادر به حرکت و تغيير وضعيت بدنشان نيستند، افراد فلج، کسانی که در حال کما بسر می برند، يا دچار شکستگی شديد لگن و ران شده اند، بيماران شديدا بدحال، افراد تحت جراحي، كساني كه احساس درد را از دست داده اند، افراد مسن، افراد دچار آسيب نخاعي كه نمي توانند حركت كنند و احساس در قسمت پاييني بدن خود ندارند و افرادي كه قبلا دچار اين زخم شده اند، بسيار مستعد ابتلا به زخم فشار هستند. آمار نشان ميدهد که 80 درصد افراد آسيب نخاعي در طول دوره زندگي خود حداقل يک بار و 30 درصد افراد، بيش از يک بار زخم بستر را تجربه کردهاند.
نشانه ها
خونريزي، تورم و باد كردن، زخم پوستي، درد، ترشح چرك، تب و قرمزي بافت از نشانه هاي زخم بستر است. در مرحله ابتدايي زخم بستر، يک لکه قرمز پوستی ايجاد می گردد. در مرحله دوم، تاول، زخم يا بريدگی هايی در ضخامت پوست ايجاد می شوند. در مرحله سوم زخم ها عميق تر بوده و به بافت نرم تهاجم می نمايند و در مرحله انتهايي بيماري، زخم با توجه به منطقه درگيری به استخوان، عضلات، تاندون يا مفاصل تهاجم می نمايد. زخم بستر هدف اوليه برای باکتری ها می باشد، بنابراين فرد بيمار در معرض عفونت قرار دارد، به خصوص هنگامی که زخم با مدفوع يا ادرار فرد بيمار مبتلا بی اختياری در تماس باشد.
پيشگيري و درمان
تا قبل از دهه 1950 ميلادي، درمان براي زخم بستر، ناكافي و غير موثر بود. در اين زمان Doreen Norton نشان داد كه درمان بايد شامل برطرف كردن فشار بر روي بافت هاي آسيب ديده با تغيير وضعيت بيمار، هر دو ساعت يك بار باشد. متخصصين سلامتی معتقدند که 50 درصد از زخم های بستر از طريق کاهش فشار موجود بر روي پوست و صدمات پوستی قابل پيشگيری می باشد. به اين چند توصيه توجه نماييد:
به اين نكته هميشه توجه داشته باشيد، در افرادی که در بيمارستان و در خانه بستری هستند زم بستر يک مشکل شايع می باشد. زخم بستر مي تواند منجر به عوارض باليني شديدی نظير درد، مسموميت خون، التهاب عفونی مفاصل و حتي بدخيمي و مرگ گردد و مدت بستري شدن در بيمارستان را بسيار طولاني كند.


ديابت يا بيماري قند يك عارضه ناشى از اختلال در توليد و يا عملكرد هورمون انسولين در بدن است. انسولين در لوزالمعده (پانكراس) توليد ميشود و سلولها را قادر مىسازد تا گلوكز را از خون بگيرند و براى توليد انرژى استفاده كنند. در صورتى كه لوزالمعده، انسولين مورد نياز بدن را توليد نكند، ديابت نوع يك و در صورتي كه انسولين در لوزالمعده به مقدار اندك توليد شود و يا انسولين توليد شده موثر واقع نشود، ديابت نوع دو ايجاد مي گردد. افراد مبتلا به ديابت نسبت به ديگر افراد در سوخت و ساز بدن خود نمىتوانند به خوبى از گلوكز يا قند استفاده كرده و در نتيجه قند خون آنان به مقدار قابل ملاحظهاى افزايش مىيابد. از لحاظ علمي افزايش قند خون را «هيپرگليسمى» مىنامند. افزايش قند خون سبب ايجاد عوارض زودرس و ديررس در بدن مانند تخريب جدي بافت عصبي و عروق خوني و ايجاد بيماري هاي قلبي مي گردد. اگر ديابت پيشگيرى و درمان نشود، بسيارى از اين عوارض مىتوانند سبب كاهش كيفيت زندگى براى فرد مبتلا و خانواده وي شده و حتي ممكن است خطر مرگ فرد بيمار را تهديد كند. نوع يك ديابت 10 تا 15 درصد موارد ديابت را تشکيل مي دهد و افراد مبتلا احتياج به تزريق انسولين روزانه دارند. ديابت نوع يک اغلب در سنين زير 30 سال به وجود مي آيدو معمولا شروع پر سر و صدايي داشته و با علائمي چون تشنگي، پر ادراري، نوشيدن فراوان آب، کاهش وزن، گرسنگي و خستگي شديد تظاهر پيدا مي کند. ديابت نوع دوم بيشتر در افراد بالاي 30 سال و چاق ديـده شده و خيلي شايع تر بوده، بيـن 85 تـا 90 درصـد مـوارد ابتلا به اين بيماري را شامل مي شود. مبتلايان به نوع دوم ديابت گاهي مي توانند بدون استفاده از دارو و تنها با تغيير نحوه زندگي بيماري خود را کنترل کنند. البته گاهي اوقات داروهاي خوراکي و بندرت انسولين مورد نياز است. بيشتر مبتلايان به نوع دوم هيچ گونه علامتي ندارند و ساليان سال پس از ابتلا تشخيص داده مي شوند . در نتيجه تقريباً نيمي از بيماران از وضعيت خطرناک سلامتي خود آگاه نيستند. گزارش هاي پيشين حكايت از اين داشت كه نوع دوم ديابت در كودكان پديده اي نادر است. اما متاسفانه در سطح جهاني روند رو به افزايش آن مشاهده مي گردد. تحقيقات نشان مي دهد كه تقريبا نيمي از موارد تازه تشخيص داده شده ديابت در كودكان و نوجوانان از نوع دوم است.
روز جهاني ديابت
چهاردهم نوامبر، مطابق با 24 آبان، سالگرد تولد "فردريك بانتينگ" كاشف انسولين، اولين بار در سال 1991 با همكاري بنياد بينالمللي ديابت (IDF) و سازمان جهاني بهداشت (WHO) به عنوان روز جهاني ديابت نام گذاري شد. هدف از نام گذاري چنين روزي، افزايش آگاهي عمومي در ارتباط با علل ايجاد كننده، عوارض، پيشگيري و درمان اين پديده روزافزون است. مجمع عمومي سازمان ملل متحد، در 20 دسامبر 2006 با تصويب قطعنامه برجسته و منحصر به فردي، ديابت را "يک بيماري مزمن و ناتوان کننده با هزينه هاي هنگفت“ معرفي كرد که خانوادهها، دولت ها و کل جهان با آن مواجه است.. اين اولین بار بود که سازمان ملل، یک بیماری غیر واگیر را به عنوان تهدیدی جدی برای سلامت جهانی مي پذيرفت. در روز جهاني ديابت ، در بيشتر كشورهاي دنيا، ميليون ها نفر گرد هم مي آيند تا به اطلاع رساني در مورد ديابت و راه هاي پيشگيري و نيز درمان آن بپردازند. همه مردم از جمله کودکان و بزرگسالان مبتلا به ديابت، مسئولان و تصميم گيرندگان بهداشتي کشورها و رسانه هاي همگاني، مخاطبان اين مراسم هستند. روز جهاني ديابت يک اتحاد جهاني براي هم صدايي در جهت افزايش آگاهي در مورد ديابت است. شعار روز جهاني ديابت در سال هاي ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ « ديابت در کودکان و نوجوانان» انتخاب شده است. هدف روز جهاني ديابت در سال هاي ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ رسيدن به اين اهداف است: افزايش تعداد کودکان ديابتي تحت حمايت فدراسيون بين المللي ديابت، افزايش آگاهي در مورد نشانه هاي ابتلا به ديابت، ايجاد راه کارهايي براي پيشگيري از عوارض آن و بهبود شيوه زندگي در جهت کاهش شيوع ديابت در کودکان.
چند حقيقت در مورد ديابت
1- شيوع سريع ديابت در سطح جهاني در حال رخ دادن است. بر طبق آمار بنياد بين المللي ديابت (IDF )، يکصد و نود و چهار ميليون نفر در سراسر دنيا مبتلا به ديابت هستند. پيش بيني مي شود اين آمار تا سال ۲۰30 به بيش از دو برابر افزايش يابد که علل آن عمدتاً شيوع افزايش وزن و چاقي، افزايش جمعيت ، بالا رفتن سن ، شهرنشيني، نبود تحر ك بدني و فعاليت فيزيكي مي باشند .
2- ديابت چهارمين علت مرگ در اکثر کشورهاي پيشرفته مي باشد . گزارش هاي اخير سازمان بهداشت جهاني نشان مي دهد که 2/3 ميليون مورد مرگ، يعني ۶ مورد مرگ در هر دقيقه سالانه در دنيا به ديابت مربوط مي شود. اگر اقدامات پيشگيري كننده و درماني صورت نگيرد، مرگ و مير ناشي از ابتلا به ديابت تا ده سال آينده به بيش از 50% افزايش خواهد يافت.
3- نوعي از ديابت، ديابت حاملگي است. اين بيماري براي اولين دفعه با بالا رفتن قند خون در حين حاملگي تشخيص داده مي شود. اين نوع ديابت معمولا گذرا بوده و بعد از دوران حاملگي بهبود مي يابد. از علل ديگر ايجاد كننده ديابت مي توان به جراحي، داروها (مثل كورتون ها)، سوء تغذيه و عفونت اشاره کرد.
4- ممكن است بسياري از مبتلايان به ديابت براي سال ها زنده مانده و مرگ آن ها به علت بيماري قلبي يا بيماري كليوي رخ دهد كه هر دوي اين ها از عوارض ابتلا به بيماري ديابت هستند.
5 – با كمال تاسف بايد ذكر نمود كه 80% موارد فوت ناشي از بيماري ديابت، در كشورهاي فقير يا با در آمد كم رخ مي دهد. همنطور تقريبا نيمي از موارد مرگ ناشي از ديابت در سن زير 70 سالگي رخ داده و 55% از اين موارد خانم ها هستند.
6- فقر اطلاع رساني در مورد بيماري ديابت همراه عدم دسترسي به اقدامات درماني مي تواند منتهي به عوارض شديد اين بيماري مانند كوري، قطع عضو و اختلالات كليوي گردد. با كمال تعجب بايد ذكر كرد كه حداقل ۵۰ درصد و در بعضي از کشورها تا ۸۰ درصد مبتلايان به ديابت نسبت به بيماري خود آگاهي ندارند.
7- ديابت قابل پيشگيري است. ورزش و تحرك بدني منظم روزانه به مدت سي دقيقه و داشتن تغذيه سالم به طور قابل ملاحظه اي خطر پيشرفت نوع دوم ديابت را كاهش مي دهد. فعاليت متوسط حدود ۳۰ دقيقه در روز حساسيت به انسولين را نيز بهتر مي کند.
8- هزينه هاي مربوط به مراقبت هاي بهداشتي و سلامتي ديابت ،ساليانه ۵/۲ تا ۱۵ درصد از بودجه بهداشت جوامع مختلف را بر حسب شيوع ديابت و دسترسي به امکانات درماني به خود اختصاص مي دهد. در صورتي که پيش بيني هاي انجام شده به واقعيت بپيوندد، اين عدد در بعضي از کشورها تا سال ۲۰۲۵ به ۴۰ درصد خواهد رسيد. بر حسب اطلاعات بدست آمده از ۲۵ کشور امريکاي لاتين ، هزينه هاي متحمل شده به توليد ملي اين کشورها ( هزينه غير مستقيم بيماري) نزديک به پنج برابر هزينه هاي مستقيم بهداشتي و سلامتي مي باشد. سازمان جهاني بهداشت تخمين مي زند كه كشور چين در يك دوره ده ساله ( 2006- 2015) به ميزان 558 ميليارد دلار از درآمد ملي خود را به علت بيماري هاي قلبي، سكته و ديابت از دست خواهد دارد.
9- افراد مبتلا به ديابت سه بار بيشتر از افراد غيرديابتي در بيمارستان بستري مي شوند. شانس ابتلاي افراد با سابقه ديابت در والدين و خواهر و برادر، بيش از افرادي است که سابقه خانوادگي از ايـن بيمـاري ندارنـد. افزايـش ايـن خطـر، احتمـالا بـه انتقال بعضي از ژن هاي عامل بيماري مربوط مي شود.
توصیه های غذایی
هدف اصلی از رژیم درمانی در بیماران دیابتی، استفاده از مواد غذایی به صورت متعادل است. اصولاً رژیم غذایی ای كه توسط كارشناسان و متخصصان تغذیه برای افراد دیابتی تهیه می شود دارای اين اهداف است: رساندن قند خون به سطح طبیعی، حفظ سطح چربی های خون در حد طبیعی، كاهش مشكلات خاص بیماران دیابتی، به دست آوردن و حفظ وزن ایده آل، رساندن مواد مغذی به بدن به میزان لازم، تأمین انرژی مورد نیاز بدن جهت انجام فعالیت های لازم، جلوگیری از بروز عوارض و مشكلات ناشی از دیابت.
ده راهكار براي پيشگيري از عوارض ديابت
ديابت بيماري است كه مراقبت از آن يك نياز هميشگي و مادام العمر براي فرد مبتلا مي باشد. درمان ديابت مي تواند از ابتلا به عوارض خطرناك و گاه مرگ آور آن جلو گيري كند. با اجراي اين ده راهكار در درمان بيماري خود نقش فعالي داشته باشيد و از زندگي خود لذت ببريد.
1- متعهد شويد كه بيماري خود را مديريت كنيد.
تمام اعضا تيم درماني شما از قبيل پزشك و پرستار تمام تلاش خود را به خرج مي دهند كه اصول اساسي درمان و مراقبت را فرا بگيريد و شمار را تشويق مي كنند كه آن ها را بكار ببريد. اما مهمترين فرد در درمان بيماري ديابت شما، خود شما هستيد. هيچ كس به اندازه خود شما در حفظ سلامتي تان نقش اصلي را ايفا نمي كند. در مورد ديابت هر چه بيشتر بدانيد بهتر است. تغذيه سالم داشته و تحرك بدني را به عنوان جزئي جدايي ناپذير از زندگي تان قرار دهيد. وزن خود را متعادل نگه داريد. قند خون خود را چك كنيد و آن را در ميزاني كه پزشك توصيه كرده است نگه داريد. در هنگامي كه به دانستن بيشتري نياز داريد از پرسش كردن از گروه درماني خود نهراسيد.
2- معاينه هاي پزشكي منظم ساليانه را فراموش نكنيد.
بررسي هاي منظم قند خون جايگزين معاينه و چك آپ كل بدن و چشم نمي شود. با معاينه كل بدن، پزشك به جستجوي وجود عوارض احتمالي ديابت، مانند مشكلات كليوي، آسيب عصبي، بيماري قلبي و ساير علائم مي پردازد. چشم پزشك نيز چشم ها را از نظر وجود علائم صدمه شبكيه، آب مرواريد يا آب سياه بررسي مي كند. بعد از پانزده سال از ابتلا به ديابت، تقريبا 2% بيماران ديابتي كور شده و 10 هم دچار آسيب هاي جدي بينايي خواهند شد.
3- از نظر واكسيناسيون به روز باشيد.
قند خون بالا ممكن است سيستم ايمني شما را ضعيف كند كه اين امر سبب مي گردد واكسيناسيون مداوم براي شما بسيار مهم باشد. واكسيناسيون ساليانه بر عليه آنفولانزا مي تواند سلامت شما را در فصل شيوع آنفولانزا حفظ كرده و از مبتلا شدن به عوارض و مشكلات حاد ناشي از آنفولانزا محافظت كند. واكسيناسيون بر عليه عفونت پنوموكوكي كه همان عامل ذات الريه مي باشد، يك بار كافي است اما اگر شما دچار عوارض ديابت بوده و يا سن شما 65 سال و يا بيشتر است ممكن است به تزريق هاي ياد آور پنج ساله نياز داشته باشيد. تزريق ياد آور ده ساله واكس كزاز را انجام دهيد. در مورد انجام واكسيناسيون بر عليه ويروس هپاتيت بي از پزشك خود پرسش كنيد. علاوه بر اين ها ممكن است پزشك شما واكسن هاي ديگري را نيز توصيه كند.
4- از دندان هاي خود مراقبت كنيد.
ديابت ممكن است زمينه ساز ايجاد بيماري هاي لثه شود. حداقل دو بار مسواك زدن و يك بار استفاده از نخ دندان را فراموش نكنيد. معاينه ساليانه دو بار دندان ها توسط پزشك الزامي بوده و در هنگامي كه خونريزي لثه داريد و يا لثه ها قرمز رنگ يا متورم به نظر مي رسند فوري نزد دندان پزشك خود برويد.
5- مراقب پاهاي خود باشيد.
اول به اين آمار توجه كنيد: بيش از ۷۰ درصد قطع پا در دنيا در افراد ديابتي ديده مي شود .در کشورهاي پيشرفته، بيش از ۵ درصد افراد مبتلا به ديابت دچار مشکلات و عوارض پا ناشي از اين بيماري هستند . هزينه هاي مستقيم قطع اندام مرتبط با پاي ديابتي بين ۳۰ هزار تا ۶۰ هزار دلار تخمين زده مي شود. اکثريت قطع پا با زخمهاي کوچک پا آغاز مي شوند. از هر ۶ نفر مبتلا به ديابت يکي دچار زخم پا مي شود. در هر سال ۴ ميليون نفر در دنيا دچار زخمهاي پا مي شوند. در اکثريت موارد زخمهاي پا ناشي از ديابت و قطع پا قابل پيشگيري هستند به شرط اينکه تيم هاي سازماندهي شده براي اين منظور در جوامع مختلف تشکيل شوند و ديابت به خوبي کنترل شود. حالا بهتر است بدانيد كه قند بالاي خون ممكن است اعصاب پاها را تخريب كرده و ميزان جريان خون به پا ها را هم كاهش دهد. اگر درماني صورت نگيرد، بريدگي ها و تاول هاي روي پا ها ممكن است عفونت هاي حادي را ايجاد كند. براي پيشگيري از مشكلات پا ها رعايت اين نكات مفيد است: پا هاي خود را به طور روزانه در آب نيم گرم و ولرم بشوييد. به دقت، پا ها به ويژه لاي انگشتان را خشك كنيد. با نرم كننده، پا و قوزك پا را مرطوب كنيد. هر روز پا هاي خود را از نظر وجود تاول، بريدگي ، زخم ، قرمزي و تورم بررسي كنيد. اگر مشكلي در پاهاي خود ديديد كه در عرض چند روز بهبود نيافت با پزشك خود مشاوره كنيد.
6- فشار خون و كلسترول را تحت كنترل داشته باشبيد.
همانند ديابت، فشار خون نيز مي تواند به رگ هاي خوني شما آسيب برساند. كلسترول بالا هم همين اثر را دارد به ويژه اينكه شخص مبتلا به ديابت هم باشد. وقتي كه اين سه مشكل به صورت گروهي عمل كنند آن موقع احتمال حمله قلبي، سكته و ديگر وضعيت هاي تهديد كننده زندگي قابل پيش بيني خواهد بود. تغذيه سالم و ورزش منظم راهي به سمت كنترل فشار خون و كلسترول بالا است. برخي اوقات تجويز دارويي مورد نياز است.
7- با نظر پزشك، آسپرين مصرف كنيد.
آسپرين باعث جلوگيري از لخته شدن خون مي گردد. مصرف روزانه آسپرين باعث كاهش خطر حمله قلبي و سكته مي شود كه مهمترين موارد نگراني براي ديابتي ها است. در حقيقت مصرف روزانه آسپرين براي بيشتر مبتلايان به ديابت توصيه شده است. در مورد مصرف آسپرين و دوزي كه مناسب شماست با پزشك خود مشورت كنيد.
8- سيگار نكشيد.
اگر اهل سيگار يا ساير فرآورده هاي توتون و تنباكو هستيد از پزشك خود بخواهيد تا شما را در ترك آن ها ياري كند. سيگار كشيدن خطر انواع عوارض ديابت، شامل حمله قلبي، آسيب عصبي و بيماري كليوي را افزايش مي دهد. بر طبق گزارش انجمن ديابت آمريكا افراد ديابتي كه سيگاري هستند نسبت به غير سيگاري ها سه برابر احتمال بيشتر به از دست دادن جان خود به علت بيماري هاي قلبي عروقي دارند. با پزشك خود در مورد راه هاي ترك سيگار مشاوره كنيد.
9- اگر الكل مي نوشيد، مسئوليت پاي خودتان است.
الكل و نوشيدني هاي الكلي مي توانند قند خون را افزايش يا كاهش بدهند. به خاطر داشته باشيد كه علاوه بر عارض فراوان نوشيدن الكل، مقدار كالري هايي كه از اين طريق وارد بدن شما خواهد شد قابل چشم پوشي نيستند.
10- از تشويش و استرس دور باشيد.
اگر اهل تشويش و استرس هستيد فكر درمان ديابت را از ذهن خود پاك كنيد. هورمون هاي بدن ممكن است در پاسخ به استرس هاي طولاني مدت، توليد شده و باعث جلوگيري از كاركرد صحيح و موثر انسولين شوند. استرس خود را كنترل نماييد. برنامه هاي خود را الويت بندي كنيد. فنون و مهارت هاي آرامش و ريلكسيشن را بياموزيد. خواب كافي داشته باشيد. مهم تر از همه مثبت فكر كنيد و نگاه مثبت به اطرافيان داشته باشيد. درمان ديابت به دست خود شماست. اگر شما سهم خود را به درستي انجام دهيد ديابت نمي تواند حركت جدي برعليه شما انجام دهد.

در دنیا تقریبا 314میلیون نفر دچار مشکلات بینایی هستند. بیش از 45میلیون نفر نابینای مطلق، 135میلیون کم نابینا و بقیه نیز دچار اختلالات کمتر حاد بینایی مانند مشکلات انکساری درمان نشده (نزدیک بینی، دوربینی و آستیگماتیسم) می باشند.
براساس گزارشهای جهانی، بیش از 90درصد مبتلایان به اختلالات بینایی در کشورهای در حال توسعه و فقیر زندگی میکنند، جایی که افراد مسن، بهویژه بانوان مسن با مشکلات متعدد در مورد دسترسی به درمانهای مورد نیاز چشمی روبهرو هستند. در هر 5 ثانیه یک نفر به تعداد نابینایان افزوده شده و در هر دقیقه یک کودک و طی یک سال یک تا دو میلیون نفر دچار مشکلات بینایی میشوند. هر چند که 80درصد مبتلایان به نابینایی بالای 50سال سن دارند، اما باید توجه کرد که بالا رفتن سن مستلزم از دست دادن بینایی نیست. نابینایی در جوامع توسعه یافته ۶۰ نفر در یک میلیون نفر است که این رقم در جوامع در حال توسعه و فقیر به بیش از ۱۰ برابر یعنی ۶۰۰ نفر در هر یک میلیون نفر میرسد.
هر چند که سه چهارم اختلالات بینایی، قابل پیشگیری و درمان است، اما کارشناسان پیشبینی میکنند در صورت عدمانجام اقدامات پیشگیرانه تعداد افراد نابینا در سال ۲۰۲۰به ۷۶میلیون نفر و افراد مبتلا به نقص بینایی به بیش از ۲۰۰میلیون نفر برسد. مهمترین علل نابینایی، آب مروارید 39درصد، مشکلات انکساری درمان نشده 18درصد، آب سیاه 10 درصد، استحاله لکهای وابسته به سن 7 درصد، مشکلات شبکیه وابسته به دیابت4 درصد، تراخم3 درصد و مشکلات بینایی در بچهها 3درصد هستند.
اهمیت نابینایان بهعنوان بخش بزرگی از جامعه انسانی سبب شده تا سازمان بهداشت جهانی، دومین پنجشنبه ماه اکتبر هر سال را روز جهانی بینایی نامگذاری کند. این مناسبت سالانه که از سال2000 میلادی آغاز شده، بهانهای است تا به نابینایان و مشکلات آنها بیشتر توجه کنیم. روز جهانی بینایی تلاش میکند تا توجه عمومی را به این نکته جلب کند که 80درصد موارد نابینایی قابل پیشگیری یا قابل درمان هستند و دولتها و مؤسسات و سایر منابع سرمایهگذار را باید تشویق کرد تا در پیشگیری جهانی از نابینایی سرمایهگذاری کنند. هر چند هزینه اقتصادی سالانه پیشگیری از نابینایی در جهان حدود 28میلیارد دلار تخمین زده میشود، اما نسبت به سایر مقولههای بهداشتی درمانی، درمانهای بازیابی بینایی و راههای پیشگیری از ابتلا به نابینایی از مقرونبهصرفهترین اقدامات درمانی در مقوله بهداشت و درمان هستند.
یکی از برنامه های اصلی جهانی تمرکز روی بیماریهای چشم و مشکلات بینایی در افراد مسن جامعه و با شعار «چشمها برای آینده» و مبارزه با نقص بینایی در سنین کهنسالی می باشد که نشاندهنده این است که سن جامعه جهانی در حال افزایش بوده و با مسن شدن افراد، نابینایی نیز مانند سایر بیماریهای مزمن در حال افزایش است.
اجرای برنامههای پیشگیری از نابینایی، نه تنها درد و آلام انسانهای رنج کشیده را تسکین میشود، بلکه موجب میشود حدود 220 میلیارد دلار نیز بهدلیل از دستندادن تولید و بهرهوری کشورها از بین نرود. برنامههای بهداشتی درمانی وسیع و گستردهای برای پیشگیری از ابتلا به انواع بیماریها و مشکلات بینایی انجام شده و یا در حال انجام است. سازمان جهانی بهداشت با همکاری آژانس بینالمللی پیشگیری از نابینایی و بعضی سازمانهای غیردولتی بینالمللی در مورد مدیریت پیشگیری از اختلالات بینایی، برنامهای را تحت عنوان Vision 2020 با هدف از بین بردن نابیناییهای قابل پیشگیری تا سال 2020 طراحی و به مرحله اجرا گذاشته است، تا اینکه برای همه افراد بشر حق برخورداری از دیدن فراهم شود. در حال حاضر بیش از 100کشور جهان اجرای این طرح را آغاز کردهاند. بهنظر میرسد انجام موفقیتآمیز برنامه بینایی 2020 باعث جلوگیری از نابینا شدن حدود 100میلیون نفر در سطح جهان بشود.
برنامه بینایی 2020 از راه تشویق و ترغیب سازمانهای دولتی و غیردولتی به همکاری و مشارکت در برنامهریزی، توسعه و اجرای اهداف ملی مراقبت از چشمها، از طریق سه راهبرد اصلی کنترل بیماری، توسعه منابع انسانی و ایجاد زیرساختهای لازم برای ارائه خدمات بهداشتی درمانی اولیه در حذف مهمترین عوامل ایجادکننده نابینایی قابل پیشگیری تا سال 2020 موفقیت آمیز خواهد بود.
اهمیت نابينايان به عنوان بخش بزرگی از جامعه انسانی سبب شد تا توسط سازمان بهداشت جهاني، دومين پنجشنبه ماه اكتبر هر سال را روز جهانی بينايي نام گذاري كند. امسال پنج شنبه 18 مهر ماه، مصادف با نهم اکتبر، روز جهانی بینایی می باشد. این مناسبت ساليانه كه از سال 2000 ميلادي آغاز شده است، بهانهای است تا به نابینایان و مشکلات ایشان بیشتر توجه کنیم. سازمان بهداشت جهاني با همكاري كشورهاي عضو در حال تلاش است تا اقدامات عملي براي پيشگيري از ابتلا به نابينايي را گسترش دهد. بزرگداشت روز جهاني بينايي نشاندهنده اهميت اين فعاليت ها و آگاهي رساني در مورد اقدامات پيشگيري كننده از نابينايي و تشويق كشور ها به شركت در اين فعاليت ها است. " دارا بودن حق ديدن" و از بين بردن نابينايي هاي قابل پيشگيري تا سال 2020 از اهداف مهم سازمان بهداشت جهاني و سازمان همكاري كننده در اين زمينه مانند آژانس بين المللي پيشگيري از نابينايي (IAPB) و سازمان هاي غير دولتي مردم نهاد بين المللي(NGO) در سطح جهاني است. اجراي طرح حذف نابينايي هاي قابل پيشگيري تا سال 2020، مستلزم مشارکت فعال موسسه هاي وابسته به سازمان ملل متحد، دولت ها، سازمان هاي مسئول مراقبت از چشم و بينايي ، متوليان بهداشت و سلامتي، نهاد هاي بشر دوستانه و کليه افرادي است که مايلند در اين اقدام مشترک براي حذف علل نابينايي تا سال 2020 همکاري نمايند . روز جهاني بينايي تلاش مي کند تا توجه عمومي را به اين نکته جلب نمايد که 80% موارد نابينايي قابل پيشگيري يا قابل درمان مي باشند و دولت ها و موسسات و ساير منابع سرمايه گذار را بايد تشويق نمود تا در پيشگيري جهاني از نابينايي سرمايه گذاري نمايند. هر چند هزینه اقتصادی سالانه پیشگیری از نابینایی در جهان حدود 28 ميليارد دلار تخمین زده می شود، اما نسبت به ساير مقوله هاي بهداشتي درماني، درمان هاي باز يابي بينايي و راه هاي پيشگيري از ابتلا به نابينايي از مقرون به صرفه ترين
اقدامات درماني در مقوله بهداشت و درمان هستند. برنامه اصلي روز جهاني بهداشت در سال جاري ،كه متمركز بر روي بيماري هاي چشم و مشكلات بينايي در افراد مسن جامعه و با شعار " چشم ها براي آينده" و مبارزه با نقص بينايي در سنين كهن سالي مي باشد، نشاندهنده اين است كه سن جامعه جهاني در حال افزايش است و با مسن شدن افراد، نابينايي نيز مانند ساير بيماري هاي مزمن در حال افزايش است. بزرگسالان مهمترين اعضا خانواده ها و اجتماع ها هستند، اما از دست دادن بينايي مي تواند باعث گردد آن ها در استفاده از توانايي هاي بالقوه خود دچار مشكل شوند. چشمان سالم، افراد مسن را فعال نگه داشته و به آن ها در انجام فعاليت هاي فردي و اجتماعي سخت ياري رسان است. جامعه اي كه به دليل مشكلات بينايي كهن سالان ، از نعمت وجود آن ها محروم مي شود، در حقيقت بينايي خود را از دست داده است. تاثير اقتصادي نابينايي هاي قابل پيشگيري نيز حائز اهميت است. نابينايي هاي قابل پيشگيري يك عامل مهم بوده كه بشريت از آن در رنج است و اغلب منتهي به فقر، محروميت اجتماعي و مرگ زود رس مي شود. اجراي برنامه هاي پيشگيري از نابينايي، نه تنها درد و آلارم انسان ها رنج كشيده را تسكين مي دهد، بلكه موجب مي گردد حدود 220 ميليارد دلار نيز به دليل از دست ندادن توليد و بهر وري كشورها از بين نرود.
برنامه هاي بهداشتي درماني وسيع و گسترده اي براي پيشگيري از ابتلا به انواع بيماري ها و مشكلات بينايي انجام شده و يا در حال انجام است. سازمان جهانی بهداشت با همکاری آژانس بین المللی پیشگیری از نابینایی و بعضی سازمانهای غیر دولتی بین المللی در مورد مديريت پيشگيري از اختلالات بينايي، برنامه ای را تحت عنوان "دیدن 2020 (Vision 2020) " با هدف از بین بردن نابینایی هاي قابل پیشگیری تا سال 2020 طراحی و به مرحله اجرا گذاشته است، تا اینکه برای همه افراد بشر حق برخورداری از دیدن فراهم شود. اجرای این طرح مستلزم مشارکت فعال دولت ها، آژانس های وابسته به سازمان ملل متحد، سازمانهای مسئول مراقبت از چشم و بینایی، دست اندر کاران بهداشت و سلامتی، موسسات بشر دوستانه و کلیه افرادی است که مایلند در این اقدام مشترک برای حذف علل نابینایی تا سال 2020 همکاری نمایند. در حال حاضر بیش از صد کشور جهان اجرای این طرح را آغاز کرده اند. در کشور ما نیز اقداماتی در این زمینه انجام شده است که در صورت هماهنگی بیشتر و جلب مشارکت همه نیروهای
فعال در زمینه مراقبت از چشم و بینایی می توان انتظار داشت که به نتایج قابل قبولی در این زمینه دست یابیم. به نظر می رسد انجام موفقيت آميز برنامه بينايي 2020 باعث جلوگيري از نابينا شدن حدود 100 ميليون نفر در سطح جهاني بشود. برنامه بينايي 2020 از راه تشويق و ترغيب سازمان هاي دولتي و غير دولتي به همكاري و مشاركت در برنامه ريزي، توسعه و اجراي اهداف ملي مراقبت از چشم ها، از طريق سه راهبرد اصلي كنترل بيماري، توسعه منابع انساني و ايجاد زير ساخت هاي لازم براي ارائه خدمات بهداشتي درماني اوليه در حذف مهم ترين عوامل ايجاد كننده نابينايي قابل پيشگيري تا سال 2020 موفقيت آميز خواهد بود.
پيام هاي سازمان بهداشت جهاني براي روز جهاني بينايي 2008 تمركز و توجه بيشتر در مورد حفظ بينايي افراد مسن جامعه است.
عوامل ايجاد كننده نابينايي هاي قابل پيشگيري
مهمترين عامل نابينايي در سطح جهاني، آب مرواريد است. انجام برنامه هاي " بينايي 2020" باعث مي شود كه تعداد افرادي كه اين بيماري در آينده مبتلا مي شوند، كاهش يابد. به غير از كشورهاي پيشرفته و ثروتمند، آب مرواريد هنوز علت اصلي ايجاد كننده نابينايي در سطح جهاني است. عمل جراحي آب مرواريد درمان ساده، مقرون به صرفه و بسيار رايجي است كه در كشور هاي در حال توسعه توصيه مي شود. اين درمان سبب مي گردد مردم بازدهي مالي خود را تا 1500% هزينه صرف شده براي جراحي در اولين سال پس از جراحي، افزايش دهند.
تراخم يك عامل مهم نابينايي در برخي از فقير ترين كشورهاي جهان است. برنامه هاي " بينايي 2020" براي رفع اين مشكل بزرگ عبارت از: جراحي، استفاده از آنتي بيوتيك ها، بهداشت صحيح در هنگام اجابت مزاج و تغييرات محيطي مي باشد. خبر خوب اين است كه به دليل افزايش سطح بهداشت جهاني و اقدامات موثر بهداشتي و اجتماعي كشورها، علل عفوني ايجاد كننده نابينايي در سطح جهاني در حال كم شدن بوده و تعداد مبتلايان به تراخم از 360 ميليون نفر در سال 1985 به حدود 80 ميليون نفر امروزه كاهش پيدا كرده است.
توجه به کودکان
نابينايي كودكان مشكلي است كه بايد به آن توجه ويژه نمود. نابينايي كودكان بر روي 5/1 ميليون كودك در سطح جهاني كه بيشتر آن ها در آفريقا و آسيا زندگي مي كنند، تاثير دارد. تمركز ويژه برنامه هاي " بينايي 2020" بر روي ايجاد و توسعه مراكز بهداشتي درماني چشم كه ويژه كودكان باشند، است. در صورتيكه اختلالات بينايي بخصوص تنبلي چشم به موقع تشخيص داده نشود، از سن 8 سالگي به بعد تقريباً هيچ كاري براي درمان آن نميتوان انجام داد و فرد حتماً نابينا شده، يا اينكه با اختلالات شديد بينايي در آينده مواجه خواهد بود. خوشبختانه حدود نيمي از تمام بچه هاي نابينا با در مان هاي اوليه و به موقع قابل پيشگيري هستند .
كم بينايي نيز قابل پيشگيري مي باشد. حدود 124 ميليون نفر به دليل مشكلات انكساري، مبتلا به كم بينايي هستند. برنامه " بينايي 2020" بر روي اقدامات براي تصحيح عيوب انكساري مانند دستيابي آسان به وسايلي مانند عينك و لنز هاي تماسي تمركز يافته است تا كودكان بتوانند در مدرسه حضور يافته و بزرگسالان هم كيفيت زندگي خود را بهبود دهند.
در پايان لازم به ذكر مجدد است كه برگزار كنندگان روز جهاني بينايي، اميدوارند تا از راه هاي زير بتوانند به هدف پيشگيري از نابينايي دست يابند :


اگر ادرارتان خوني شده است، به فكر درمان هاي خانگي براي حل اين مشكل نباشيد. بدون از دست دادن وقت، نزد پزشك خود برويد. علل مختلفي براي اين كه ادرار خوني شود وجود دارد. برخي از اين موارد، مشكل خاصي نبوده، به درمان هم نياز ندارد و خود بخود از بين مي رود. برخي هم جدي است و اقدامات درماني فوري را مي طلبد. درمان مناسب بستگي به علت ايجاد كننده ادرار خوني دارد. برخي مواقع وجود خون در ادرار ميكروسكوپي است، به اين معني که خون موجود در ادرار فقط هنگام آزمايش ادرار در زير ميکروسکوپ ديده می شود، در حالی که در برخي مواقع خونريزي آشكار است، يعني وجود خون در ادرار به اندازه ای است که با چشم غير مسلح نيز می توان آن را ديد. خون ممکن است به صورت رگه ها يا لخته های کوچک در ادرار ظاهر شود يا تمام ادرار تغيير رنگ دهد و به رنگ قرمز روشن و در موارد شديدتر قرمز تيره در آيد.
با ديدن اولين علامت وجود خون در ادرار بايد نزد پزشک برويد. تا زمانی که خلاف آن ثابت نشده است، ادرار خونی را نشانه خطر بدانيد. اين علامت مهمی است. البته در بيشتر موارد خطر حادي در کار نيست. ورزش های شديد مثل دو ماراتون مي توانند باعث وجود خون در ادرار شوند. البته اين حالت بعد از 24 ساعت خود بخود از بين مي رود. همچنين آسيب ديدن کليه در اثر ضربه يا حادثه رانندگی باعث خونی شدن ادرار می گردد. در برخی افراد خوردن برخي مواد غذايي مانند چغندر باعث رنگی شدن ادرار مي گردد که ممکن است با خون اشتباه شود. استفاده از برخی داروها هم ممکن است ادرار را رنگ خونی بدهند. خود داری زياد از دفع ادرار در مثانه ي پر، به مدت طولانی، می تواند سياه رگ های کوچک را پاره کرده و ادرار را خونی کند. اين مسئله مهمی نيست، ولی به هر حال بايد برسي شود. احتمالاً پزشك خانوادگی شما را نزد متخصص بيماري های کليه و مجاری ادرار می فرستد، چون تشخيص نهائی با اوست.
از علل شايع وجود خون در ادرار، مي توان به عفونت هاي باكتريايي، سنگ هاي كليوي، بزرگي پروستات، استفاده از برخي داروها، انسداد مجراي ادراري و يا صدمه وارده به كليه ها اشاره كرد. در موارد عفونت ادراري، درمان خلاص شدن از شر باكتري عامل عفونت است. اگر مشكل خاصي از نظر استفاده از آنتي بيوتيك نداشته باشيد، يك دوره درمان آنتي بيوتيكي 3 تا 14 روزه، بسته به نوع عامل عفونت و اين كه كدام قسمت از دستگاه ادراري شما دچار عفونت شده است، براي شما تجويز خواهد شد.
اگر شما مبتلا به سنگ هاي كليوي شده باشيد، براي دفع سنگ و پيشگيري از سنگ سازي مجدد، مقدار فراوان آب و مايعات بنوشيد. ممكن است براي تسكين درد، نياز به مصرف مسكن و آرام بخش ها هم داشته باشيد. بيشتر سنگ ها از مجراي ادراري رد شده و خود بخود دفع مي شوند. در برخي موارد، اقدامات درماني خاصي ممكن است مورد نياز باشد. براي بعضي از سنگ ها، از امواج صوتي براي شكستن سنگ استفاده مي شود و پس از آن، سنگ هاي خرد شده قادر به گذر از دستگاه اداري هستند و دفع مي شوند. ممكن است دفع اين سنگ ها همراه با كمي درد باشد. البته در برخي مواقع نياز به جراحي است.
در مشكل بزرگي پروستات، گاهي اوقات با پرهيز از برخي مواد غذايي و يا داروها كه پروستات را تحريك مي كنند، مي توان بزرگي پروستات را مهار كرد، اما برخي مواقع به درمان دارويي نياز است. بعضي اوقات در پي مصرف برخي داروها، خونريزي ادراري ديده مي شود. اگر برخي داروها سبب وجود خون در ادرار بشوند، مصرف آن داروها بايد قطع شود. بايد توجه داشت كه برخي داروها مانند" نيتروفورانتوئين " بدون ايجاد خونريزي واقعي، فقط رنگ ادرار را تغيير مي دهند. در اين زمينه پزشك به تشخيص قطعي كمك خواهد كرد. نكته مهم اين است كه مصرف داروهاي خودتان را بدون اجازه پزشكتان، قطع نكنيد.
اگر تمام ادرار به رنگ قرمز خونی است، گرفتاری در کليه يا مثانه است. اگر ابتدای ادرار خونی است، در مردان گرفتاری پروستات يا ميز راه و در زنان گرفتاری ميز راه در کار است. وجود لخته يا رگه ي خونی در جريان طبيعی ادرار مي تواند نشانه ي خونريزی در مجرای فوقانی دستگاه ادرار يا در مثانه باشد. در مطالعه اي كه در انگلستان انجام شده، ديده اند كه از هر پنج مورد وجود خون مرئي در ادرار و از هر دوازده مورد وجود خون غير قابل مشاهده در ادرار، يك نفر مبتلا به بدخيمي مثانه است. انسداد دستگاه ادراري معمولا نياز به جراحي يا ساير اقدامات درماني براي تصحيح يا حذف عامل انسدادي دارد.
کنترل ادرار خونی به علت زمينه اي آن بستگی دارد. در بسياری از موارد، علت کشف نمی شود که خوشبختانه به دليل عدم وجود يک موقعيت خطرناک است. به خاطر داشته باشيد که علت واقعی بررسی های پزشکی در ادرار خوني، اثبات يک علت خاص نيست بلکه رد يک مشکل جدی است. اگر هيچ علتی برای آن پيدا نشود، ادرار بايد به صورت سالانه کنترل شده تا اطمينان حاصل شود که هيچ تغييراتی رخ نداده است. البته اگر اين مشكل عود کرد، ارزيابی دوباره ممکن است ضروری باشد و بايد با پزشک مشورت کرد. يک آزمون خونی به منظور کنترل عمل کرد کليه و کنترل فشار خون نيز بايد انجام شود. مردان بالای پنجاه سال بايد به منظور غربال گری سرطان پروستات، سالانه آزمون PSA يا آنتی ژن اختصاصی پروستات انجام دهند و تحت معاينه قرار گيرند.


براي ما ضروري است كه يك دفاع خوب در برابر خروج خون از رگ ها، هنگامي كه اين رگ ها بر اثر آسيب، صدمه ديده و باز مي شوند داشته باشيم. در غير اين صورت خون آنقدر از بدنمان خارج مي شود كه از دنيا برويم. خونريزي توسط تنگ شدن رگ هاي خوني كه پاره شده اند و همچنين توسط تغيير حالت مايع خون به يك حالت ژلاتيني يا لخته از راه روند انعقاد خون كنترل مي شود. در تشكيل لخته، فاكتورهاي انعقادي نقش حياتي را بر عهده دارند. خون داراي بيش از 20 پروتئين به نام فاكتورهاي انعقادي است و براي اين كه روند منعقد شدن خون به خوبي كار كند، بايد اين عوامل انعقادي با همديگر همكاري صحيحي داشته باشند. همچنين اين فاکتورها باعث جلوگيري از خونريزي در مفاصل و عضلات، در طي فعاليت هاي روزمره مي شوند فاكتورهاي انعقادي هشت، نه، فيبرينوژن، پروترومبين و كلسيم جزء مهمترين فاكتورهاي انعقادي محسوب مي شوند. در بيماري هاي انعقادي، يكي از اجزاي لازم براي بند آمدن خون وجود نداشته يا به نحو درستي وظيفه خود را انجام نمي دهد.
خون چگونه منعقد ميشود؟
اولين اتفاقى كه متعاقب آسيب رگهاي بدن رخ ميدهد، انقباض اين رگهاست. پس از انقباض رگها، پلاكتها كه اجزاي بسيار كوچك خون هستند، در محل آسيب مستقيما به ديواره رگها ميچسبند. تجمع پلاكتها به تشكيل توده كوچكي ميانجامد كه به "ميخ پلاكتي" معروف است و در صورت جزيي بودن آسيب، ميتواند جلوي خونريزي را بگيرد. پس از اتصال پلاكتها به ديواره رگ، واكنشهاي زنجيره اي رخ ميدهد كه فاكتورهاي انعقادي فعال شده و در طي روندي كه به آن، اصطلاحا "آبشار انعقادي" مي گويند، مولكول محلول در آب "فيبرينوژن" به يك پروتئين رشتهاي غير محلول در آب به نام "فيبرين" تبديل مي گردد. رشتههاي فيبرين بهصورت متقاطع قرار گرفته و يك شبكه توري مانند را پديد ميآورند. سلول هاي خوني بهخصوص گلبولهاي قرمز در اين شبكه توري گير ميكنند و آنچه در آخر كار به دست ميآيد، همان لخته خون است كه محل آسيب ديده رگ را ميپوشاند. پس از تشكيل لخته، انقباض آن موجب نزديک شدن لبههاي زخم به يكديگر و آغاز روند ترميم ميگردد.
شايد اين سوال در ذهن شکل بگيرد که اگر فاكتورهاي مسئول انعقاد خون، همواره در پلاسماي خون وجود دارند، پس چرا خون همواره در گردش طبيعي است و منعقد نميشود؟ هم پلاکتها و هم فاكتورهاي به صورت غيرفعال در خون ما قرار دارند و عامل محرکي لازم است تا آنها را فعال کند. آن عامل محرک، آسيب به ديواره عروق يا پارگي رگ است که يک پيغام از سوي بافت آسيب ديده به عوامل انعقادي ميرساند تا روند انعقاد را شروع کنند. گاهي نيز آسيبي داخلي مانند آسيب به خود پلاکتها و تخريب آن ها موجب ميشود، كه آن ها مادهاي را از خود آزاد کنند که به فاکتورهاي انعقاد خون، پيام شروع بدهد. اگر يکي از فاکتورهاي انعقادي آن روز غايب باشد يا کارش را درست انجام ندهد، انعقاد خون به مشکل بر ميخورد و خون زيادي را از دست ميدهيم. در بيماري هاي انعقادي مانند بيماري هموفيلي، فاكتور انعقادي خاصي وجود ندارد يا به خوبي و به درستي وظيفه خود را انجام نمي دهد.
بيماري خون دوستي
شايع ترين بيماري انعقادي، نوعي اختلال ارثي در سيستم انعقادي خون است كه به نام "هموفيلي" شناخته مي شود و از سنين كودكي خود را نشان داده و تا پايان عمر با بيمار همراه است. هموفيلي واژه اي يوناني و به معناي "دوست داشتن خون" مي باشد. در بيماري هموفيلي به علت نبود، کمبود يا نقص عملكردي برخي از اين فاکتورهاي انعقادي، خونريزي ديرتر بند آمده و بيشتر از حد طبيعي به طول مي انجامد. در يك شخص مبتلا به هموفيلي بدنبال طولاني شدن توقف خونريزي، مقدار خون بيشتري از دست مي رود. هموفيلي انواع مختلفي دارد كه تمامي انواع آن ميتوانند باعث طولاني شدن مدت خونريزي شوند. اگر كسي كه مبتلا به بيماري هموفيلي است دچار بريدگي شود مدت زمان بيشتري طول ميكشد تا در مقايسه با يك فرد سالم خونش لخته شود. بريدگيهاي كوچك معمولا مشكل چنداني ايجاد نميكنند. مشكل مربوط به خونريزيهاي عميق داخلي و خونريزي در مفاصل است كه ميتواند سلامت بيمار را با خطر جدي روبهرو كند. شايعترين نوع هموفيلي به نوع A معروف است. بعد از آن نوع، B رايجترين نوع بيماري هموفيلي است. در هموفيلي A يا نوع شايع بيماري، کمبود فاکتور انعقادي شماره ۸ و در هموفيلي B كه به نام اولين بيماري كه در او اين بيماري شرح داده شد، به بيماري " كريسمس" هم معروف است، کمبود فاکتور ۹ انعقادي ديده مي شود.
هموفيلي A و B تقريبا هميشه در پسرها رخ ميدهد. در واقع ژن اين دو بيماري بر روي کروموزوم X يعني همان کروموزوم تعيين جنسيت قرار دارد و از طريق مادر به پسرها منتقل شده، اما خود مادر مشكل خاصي ندارد. در خانم ها به علت اين که ژن دوم X معمولاً سالم است، لذا دخترها اکثراً در صورت انتقال ژن معيوب، بيمار نبوده و فقط ناقل ژن هموفيلي خواهند شد. اما در پسرها به علت اين که تنها يک کروموزم X وجود دارد، در صورت انتقال ژن معيوب، حتماً مبتلا به بيماري خواهد گشت. البته اين امكان وجود دارد كه هموفيلي در اثر يك جهش ژنتيكي هم ايجاد شود. پزشكان معتقدند كه 30% يا يك سوم همه بچه هاي مبتلا به هموفيلي، داراي سابقه خانوادگي از اين بيماري نيستند و بيماري به صورت تغييرات ژنتيكي، جهش يا موتاسيون خود به خودي ايجاد شده است، اما نكته مهم اين است كه متاسفانه آن ها مي توانند ژن بيماري را به بچه هاي خود منتقل كنند. از هر 10000 نوزاد پسر، يك نفر با فقدان و يا اختلال عملكرد مولكول عامل 8 به دنيا مي آيد، در حالي كه فقدان يا اختلال عملكرد عامل 9، حدود يك پنجم موارد هموفيلي A است. افتراق آزمايشگاهي اين دو بيماري از يكديگر حياتي است. كمبود ساير فاكتورهاي انعقادي بسيار نادر است. انواع موارد كمبود فاكتورهاي انعقادي و بيماري هموفيلي از نظر نشانه هاي باليني قابل افتراق نمي باشند، اما درمان هاي كاملا متفاوتي داشته و هر كدام به جزء خاصي نياز دارند.
درمان كمبود فاكتورهاي انعقادي
گاه تنها با اقدامات حمايتي، مي توان خونريزي را كنترل نمود، ولي در اغلب مواردي كه خونريزي تداوم مي يابد نياز به تزريق فاكتورهاي انعقادي ( در هموفيلي A فاكتور 8 و در هموفيلي B فاكتور 9 و در ساير موارد، استفاده از فاكتور انعقادي مورد نياز ) وجود دارد. خونريزي را ميتوان با تزريق فاكتور تغليظ شده، كنترل نمود. فاكتور بايد در زودترين زمان ممكن پس از آغاز خونريزي داده شود، زيرا خونريزي در بافت هاي مختلف مثلا مفصل و عدم تزريق فاكتور سبب تخريب بافت مي گردد. ضمناً ميتوان دوزهايي از فاكتور تغليظ شده را به عنوان پيشگيري مصرف كرد و بيماران خود ميتوانند تزريق را فرا گيرند. نكنه مهم اين است كه حتي جراحي هاي كوچك بر روي بيماران هموفيل، نيازمند آماده سازي دقيق براي محدود كردن خونريزي است و اين اعمال بايد در مراكزي انجام شود كه در درمان هموفيلي تجربه كافي دارند.
نكته آخر
اگر باردار هستيد يا قصد باردارشدن داريد و در خانواده شما سابقه بيماري هموفيلي وجود دارد بهتر است با پزشك خود مشورت كنيد. با انجام تعدادي آزمايش ژنتيك، ناقل بودن شما بهعنوان مادر مشخص شود. اگر خانمي باردار بوده و نگران ابتلاي فرزند خود به بيماري هموفيلي است، مي تواند با در نظر گرفتن مزايا و معايب آزمايش و نمونه برداري از جنين و مايع رحم و مشاوره با پزشك خود تحت انجام اين بررسي هاي تكميلي قرار گيرد. به دليل عرضه درمان هاي نوين و امكان انجام هر نوع عمل جراحي بر روي مبتلايان به اختلالات انعقادي و بيماري هموفيلي، مشكلاتي كه زماني اين بيماران را احاطه مي كرد، تقريبا از بين رفته است. قبل از بوجود آمدن روش هاي درمان جديد، كودكان هموفيلي در اثر خونريزي ساده پس از گاز گرفتن غير عمدي زبان يا لب ها جان مي دادند. اكنون بيماران مي توانند در دوران كودكي در فعاليت هايي كه هم سالانشان انجام مي دهند ( به جز تعداد محدودي ) شركت كنند و اميد به زندگي در بين اين بيماران كه در قرن پيش، حداكثر 11 سال بود، امروزه بين 58 تا 63 سال است. همچنين به دليل عرضه داروهاي مطمئن و ايمن، موارد ابتلا به عفونت هاي مختلف به طور چشمگير كاهش يافته و اميد مي رود با به نتيجه رسيدن فعاليت هاي محققان در امر ژن درماني، ديگر شاهد اين بيماري در جامعه نباشيم. هم اكنون حدود 7 هزار بيمار مبتلا به اختلالات انعقادي مادرزادي در سطح كشور زندگي مي كنند كه ادامه زندگي طبيعي آن ها به دريافت فاكتورهاي انعقادي وابسته است. فاكتورهاي انعقادي از پالايش پلاسماي مشتق از خون بدست مي آيند. با اهداي مستمر خون، در ادامه زندگي اين بيماران سهيم باشيم.


آيا تا كنون سردرد داشته ايد؟ حتماً براي شما اتفاق افتاده است. اغلب همه ما حتي يك بار تا كنون سردرد داشته ايم و داروهايي را براي بهبود سردردمان استفاده كرده ايم. اين داروها به احتمال زياد از خانواده آسپرين بوده اند. همچنين ممكن است آسپرين يا وابستگانش را براي ناراحتي هاي ديگري مثل التهاب (ورم مفاصل يا بخش هاي ديگر بدن) و تب استفاده كرده باشيد. آيا مي دانيد كه حدود ۸۰ ميليارد قرص آسپرين هر ساله براي اين ناراحتي ها و همين طور ناراحتي هاي زياد ديگري خورده مي شود؟ همين طور ميليون ها انسان، آسپرين را براي كمك به پيشگيري از حمله هاي قلبي، سكته و درد قفسه سينه يا آنژين صدري مي خورند. البته هنگامي مي توان از آسپرين براي پيشگيري از بيماري هاي قلبي استفاده كرد كه توسط پزشك تجويز شده و زير نظر وي باشد.
تاريخچه باستاني
هنگامی که فلیکس هوفمن (Felix Hoffmann) در حال انجام آزمایش با یک سری از ضایعات رنگی بود تا شاید بتواند دارویی برای درمان درد ناشی از بیماری پدرش بدست آورد، توانست به پودری دسترسی پیدا کند که امروزه شما آنرا به نام آسپرین می شناسید .هوفمن آسپرین را کشف نکرد، بلكه آن را دوباره کشف کرد. آسپرین چهل سال قبل توسط یک شیمیدان فرانسوی کشف شده بود. این شیمیدان بخوبی می دانست که پودر اسید استیل- سالیسیلیک (acetylsalicylic acid) دارای خاصیت شفا بخشی بسیار می باشد. در واقع بیش از 3500 سال بود که بشر این پودر را می شناخت.چرا که در سال 1800 یک باستان شناس آلمانی که در مصر تحقیق می کرد، با ترجمه یکی از پاپیروس های مصری متوجه شد که بیش از 877 نوع مواد دارویی برای مصارف مختلف در مصر باستان شناخته شده بود، که یکی از آن ها همین پودر اسید استیل- سالیسیلیک بود که برای برطرف کردن درد از آن استفاده می شد. در برخی از شواهد و نوشته های دیگری که در یونان بدست آمده است نیز مشخص شده که بشر حدود 400 سال پیش از میلاد از شیره پوست درخت بید برای درمان تب و درد استفاده می کرده است. همچنین آنها هنگام زایمان زنان از این ماده برای کاهش درد استفاده می کردند. امروزه مشخص شده که ماده موجود در این شیره چیزی جز اسید سالی- سیلیک يا آسپرين نیست. مدارک و شواهد جديد نشان دهنده موثر بودن آسپرين در كاهش موارد سكته و حمله قلبي، سرطان روده و حتي پيشگيري از آلزايمر است.
چگونه باید آسپرین را استفاده كرد؟
نحوه استفاده از آسپرین بايد دقیقا مطابق با اطلاعات مندرج بر روی برچسب دارو، یا توصيه پزشک شما باشد. این دارو را در مقدار بيشتر يا كمتر از ميزان تجويز شده و يا طولاني تر از دوره تجويز شده، استفاده نکنید. این دارو را با یک لیوان پر از آب ميل نماييد. مصرف آسپرین همراه با غذا و یا شیر آسيب و تحريك معده را كاهش مي دهد. آسپرین داراي روكش براي كاهش اثرات مخرب آسپرين بر روي معده عرضه شده است. در صورت دلخواه مي توانيد آن را هم با غذا و یا شیر ميل كنيد. تمام قرص را به صورت دست نخورده ببلعيد و از شكستن آن خودداري كنيد. قرص هاي پوشش دار برای محافظت از معده، دارای روكش ويژه هستند. شکستن و خرد كردن قرص پوشش دار به اين پوشش آسيب رسانده برساند تحريك معده مي گردد. قرص آسپرين طوري ساخته شده است كه مواد موثر به آرامي آزاد شده و در بدن منتشر گردد. شکستن این قرص سبب مي گردد مواد موثر آن را بیش از حد مورد نياز در یک زمان سريع منتشر شود. بايد توجه داشت كه فرم جویدنی قرص آسپرین باید قبل از بلع، جويده شود.در هنگام مصرف، با استفاده از دستان خشک، قرص را در در دهان خود قرار دهيد. كمي صبر كنيد تا قرص با آب دهانتان خيس شده و كمي حل گردد. به يك باره قرص را فرو ندهيد. اگر بوی عطر يا بوی سرکه قوی در ظرف نگهداري آسپرین استشمام مي كنيد، ديگر از آن استفاده نكنيد. ممکن است دارو مواد موثر خود را از دست داده باشد. آسپرین را در دمای اتاق و به دور از رطوبت و گرما نگهداري كنيد. این دارو و همه داروهای دیگر را از دسترس کودکان دور نگهداريدو از به اشتراك گذاشتن داروهای خود را با دیگران اجتناب نموده دارو را فقط برای مورد مشخص تجويز شده، استفاده نماييد.
خطر خونريزي
همان طور که تقریبا همه می دانند آسپرين، داروی ضد التهاب و مسكن است که تب و درد را تسکین می دهد. اما توجه داشته باشید که آسپرین حاوی مولکولی است که انعقاد خون را کاهش می دهد. در صورت بروز علائم و نشانه هاي اختلال در لخته شدن خون، خصوصا خونریزی دستگاه گوارشی در ابتدای دوره درمان، دارو را قطع و به پزشک مراجعه کنید. این موضوع در مورد سالمندان اهمیتی دو چندانی پیدا می کند. همچنين توجه داشته باشید که مصرف آسپرین پس از عمل جراحی حتی جزئی مثل دندان کشیدن، خونریزی را به همراه دارد. به همین دلیل پیش از عمل با پزشک خود مشورت کنید. با استفاده از این دارو را متوقف و با پزشک خود تماس بگیرید اين ها نشاندهنده خونريزي گوارشي هستند: مدفوع سیاه، خونی یا قيري رنگ، سرفه و استفراغ خوني که حاوي ذراتي مانند دانه هاي قهوه است. در اين مواقع مصرف آسپرين را قطع كرده و فورا با پزشك خود تماس بگيريد. نوشيدن الکل ممکن است خطر خونریزی معده را افزایش دهد. از نوشيدن الكل اجتناب كنيد.
قابل توجه بانوان
این دارو ممکن است براي قلب جنين مضر بوده و به کاهش وزن در هنگام تولد و یا دیگر اثرات خطرناک منتهي گردد. اگر باردار هستید و یا قصد باردار شدن داريد و آسپرين مصرف مي كنيد، اين را حتما به پزشك خود بگوييد. آسپرین می تواند در شیر پستان گذر كند و به نوزاد آسیب برساند. اگر شما نوزادتان را شير خود تغذيه مي كنيد، بدون تجويز پزشک خود، از اين دارو استفاده نکنید. این دارو برای خانم های باردار از ۶ماهگی به بعد توصیه نمی شود، چرا که عوارض خطرناکی برای جنین دارد. در صورتی که پس از پایان ماه پنجم بارداری آسپرین مصرف کرده اید، به متخصص مامایی مراجعه کنید، تا توصیه های لازم را به شما بگوید. از جهت احتیاط بیشتر بهتر است از مصرف این دارو در دوران شیردهی نیز اجتناب شود.
احتياط هاي مهم
۱) مقدار دوز دارو را که با توجه به سن و وزن که در بروشور نوشته شده است، افزایش ندهید.
۲) با تسکین یافتن بیماری، کمترین مقدار دوز دارو را در کوتاه ترین زمان، مصرف کنید. به این ترتیب، احتمال عوارض جانبی را کاهش می دهید.
۳) حداقل فاصله زمانی ۴ساعت را بین دو وعده مصرف دارو رعایت کنید.
۴) در صورتی که درد بیش از ۵ روز ادامه داشت و يا پس از ۳روز تب قطع نشد، یا علائم بیماری تشدید شد، حتما با پزشک خود مشورت کنید.
۵) به خطرات مصرف دوز بالا و خونریزی توجه داشته باشید. اگر داروهای دیگری استفاده می کنید، توجه کنید که آنها حاوی آسپرین (اسید استیل سالیسیلیک) یا دیگر مواد ضد التهابي (مانند ایبوپروفن) نباشند. بسیاری از داروها با نام، شکل و دوزهای مختلف هستند که آسپرین یا دیگر داروهای ضد التهاب را تنها یا در ترکیب با دیگر مواد دارند.
6) اگر شما آسپرین را برای جلوگیری از حمله قلبی و یا سکته مغزی مصرف مي نماييد، از خوردن ايبوپروفن اجتناب كنيد. ايبوبروفن ممکن است با عث تضعيف تاثير آسپرين در حفاظت از قلب و عروق خونی شود. اگر شما باید در هر دو ي اين داروها را مصرف كنيد، ايبوبروفن را حداقل 8 ساعت قبل و یا 30 دقیقه بعد از اینکه شما را از آسپرین را مصرف نموديد، ميل كنيد.
موارد منع مصرف
1) داشتن حساسیت به آسپرین و سابقه آسم نسبت به آسپرین یا دیگر داروهای ضد التهابي يا مبتلا بودن به بیماری هپاتیت، کلیه و قلب.
2) آسپرین را با دیگر داروهایی که موارد عدم مصرف آنها در بروشور ذکر شده، مانند داروهای ضدانعقاد خوراکی و ضد التهاب استفاده نکنید.
3) به کودکان و نوجوانان زير 16 سال مبتلا به آبله مرغان يا آنفولانزا، كه تب دارند، نباید آسپرین داد. توجه داشته باشيد، آسپرين مي تواند سبب ايجاد يك وضعيت كشنده به نام سندروم " ري Reye's " در اين افراد گردد.
5) سابقه اخیر خونریزی معده، روده يا زخم پیشرفته دوازدهه.
6) یک اختلال خونریزی مادرزادي مانند هموفیلی.
7) آلرژی به داروهاي غیر استروئيدي ضد التهابي مانند ايبوبروفن، ديكلوفناك، پيروكسي كام و مانند اين ها
8) در موقع اهداي پلاكت كه از سلول هاي خوني است،بايد از مصرف آسپرين خودداري كرد.
اطلاع رساني به پزشك
قبل از مصرف آسپرین، در صورت داشتن اين موارد، آن ها را به پزشک خود بگویید: حساسيت به داروی خاص، آسم و یا آلرژی فصلی، زخم معده، بیماری های کبد، بیماری های کلیوی، خونریزی و یا اختلال انعقادي، بیماری های قلبی، فشار خون بالا و یا نارسایی قلبی احتقانی، نقرس، و پولیپ بيني. در صورت ابتلا به هر كدام از اين موارد، شما ممکن است به تنظیم دوز ويژه و یا آزمایش هاي خاصی براي بررسي ايمني نسبت به آسپرین احتیاج داشته باشید. اگر شما نیاز به هرگونه نوع عمل جراحی داريد، پيش از عمل، آن را به جراح خود اطلاع دهيد. ممکن است لازم باشد برای جلوگیری از عوارض بعدي، برای یک زمان کوتاه، مصرف آسپرين را متوقف كنيد. اگر هر یک از این علائم خارش پوست و کهیر، تنفس مشکل، احساس شنيدن صداي زنگ در گوش ها، تورم و باد كردن صورت، لب ها، زبان و یا گلو در شما ديده شد، استفاده از آسپرین را قطع كرده و با پزشک خود تماس بگیرید.
امان از فراموشي
از آنجایی که این دارو بيشتر در موقع درد مصرف مي شود، رعايت زمانبدي خاصي نياز نيست. اما اگر دارو رابه طور مرتب و طبق فواصل زماني توصيه شده مصرف مي كنيد، به محض به خاطر آوري، دارو را مصرف كنيد. اگر تقریبا زمان دوز بعدی رسيده است ، دوز از دست رفته را فراموش نماييد و صبر کنید تا در زمان دوز بعدي، آن را ميل نماييد. از مصرف دارو اضافی به عنوان جبران دوز فراموش شده خود داري كنيد. اگر شما فکر می کنید که مقدار مورد استفاده، بیش از حد تجويز شده بوده است، در فكر اقدامات ورژانس و فوري باشيد. دوای زیاد خوردن نشانه هاي مصرف زياد آسپرين ممکن است شامل احساس زنگ زدن گوش ، سردرد، تهوع، استفراغ، سرگیجه، سردرگمی، تنفس سریع، تب، تشنج و حتي اغماء. باشد

تا دهه 1970 میلادی، مراکز پالایش کننده پلاسما، تا آن جا که بازار به آلبومین نیاز داشت، آلبومین تولید می کردند و مقادیر مورد نیاز پلاسما را برای تامین این پروتئین می خریدند. آلبومین راهبر و خط مشی دهنده بازار بود. در اواخر دهه 1970 هنگامی که فاکتور VIII انعقادی مشتق از پلاسما، صرفه اقتصادی پیدا کرد، به خاط حجم بالای پلاسمای مورد نیاز برای پوشش نیاز به آن، این محصول، کالای رهبری کننده بازار گردید. تا آن موقع مراکز پالایشگاهی در ایالات متحده ، آلبومین، ایمونوگلوبولین عضلانی و فاکتورهای انعقادی را برای مصرف داخلی و نیز برای صادرات تولید می کردند. مراکز پالایشگاهی در ایالات متحده دارای ظرفیت بیشتر از تمام مراکز فعال در سایر کشورها بودند.
در آغاز دهه 1980، ایمونوگلوبولین تزریقی داخل وریدی (IVIG ) در ایالات متحده عرضه گردید. در دهه 1990 هنگامی که فاکتورهای انعقادی مشتق از پلاسمای VIII و IX توسط فرآورده های نوترکیب جایگزین گردیدند، IVIG راهبر و خط دهنده بازار پلاسما گردید. نیاز به آلبومین، فاکتور VIII و در اوایل دهه 1990، ایمونوگلوبولین تزریقی داخل وریدی، به ترتیب تعیین کننده حجم مورد نیاز پلاسمای منبع جمع آوری شده بودند.
بدین خاطر حجم پلاسما در طی سالیان گذشته تغییرات زیادی را نشان می دهد که این تغییرات حجم پلاسمای منبع را تحت تاثیر خود قرار داده است. در مقابل، میزان پلاسمای بازیابی برای پالایش که از خون کامل جدا می گردد به طور مشخص در طی سالیان اخیر تقریبا ثابت باقی مانده است، زیرا میزان پلاسمای حاصل از این روش به میزان نیاز به فرآورده های ناپایدار خونی، به ویژه کنسانتره گلبول های قرمز و به میزان بیشتر پلاکت ها بستگی دارد.
چنین مشاهداتی در سایر مناطق، مانند آسیا و پاسفیک نیز دیده می شود. پلاسمای منبع، بیشتر در کشور چین جمع آوری می گردد، جایی که کمیت پلاسمای جمع آوری شده با نیاز صنعت پالایش پلاسمای بومی مشخص می گردد. در سال 2005 حدود 4.5 میلیون لیتر پلاسما در چین جمع آوری شد. مانند ایالات متحده که در پی بروز آلودگی در اواخر دهه 1990 قوانین سخت گیرانه رعایت شرایط عملیات مطلوب تولید ( GMP ) در صنعت پالایش پلاسما توسط مراکز نظارتی اعمال شد، در چین نیزحجم پلاسمای منبع جمع آوری شده تا حد 2.7 میلیون لیتر در سال 2007 کاهش یافت و دوباره به حدود 3.4 میلیون لیتر در سال 2009 رسید. باید توجه داشت که پلاسمای بازیابی شده برای پالایش در کشور چین مورد استفاده قرار نمی گیرد. هیچ کشور دیگری در منطقه، هیچ مقداری پلاسما برای پالایش جمع آوری نمی کند. در اروپا، میزان پلاسمای منبع برای پالایش فقط در سالیان اخیر افزایش یافته است، از کمتر از یک میلیون لیتر تا حدود 2.5 میلیون لیتر در سال 2009. بیشتر مراکز تجاری پالایش کننده پلاسما، پلاسمای منبع را از ایالات متحده وارد می کنند.
برای دریافت متن کامل مقاله، بر روی لینک زیر کلیک بفرمایید
http://safari-fard.persiangig.com/fard1/PlasmaSupplyDemand.pdf
|
|